کلمات با تلفظ یکسان در زبان انگلیسی

کلمات با تلفظ یکسان

Words with the same Pronunciation

کمک (کردن)

He came to my aid.

او به کمک من آمد.

Do you know where the aid station is?

آیا میدانید پست امداد کجاست؟

Aid

Aide

کمک کننده، آجودان مخصوص

Have you seen General’s aide?

آیا آجودان مخصوص تیمسار را دیده اید؟

 Heir

وارث

The eldest son is usually the heir.

معمولا بزرگترین پسر وارث است.

Who is heir to the throne?

وارث سلطنت کیست؟

Air

هوا، هواداران

Let’s go out and have some fresh air.

برویم بیرون و کمی هوای تازه بخوریم.

He sent the goods by air.

کالا را با پست هوایی فرستاد.

The clothes need to be aired.

لباسها باید هوا بخورند.

Isle

جزیره

John is from the British Isles.

جان اهل جزایر بریتانیا است.

Aisle

محل عبور بین دو ردیف صندلی

The aisle in this theater is very narrow.

فاصله راهروهای سالن این تاتر خیلی باریک است.

Awl

درفش

If you want to make a hole in this leather, you should have a sharp awl.

اگر بخواهید این چرم را سوراخ کنید باید درفش تیزی داشته باشید.

All

همه

All of them were dressed in black.

همه لباس سیاه به تن داشتند.

He has lived all his life in Tehran.

تمام عمرش را در تهران زندگی کرده است.

Aloud

بلند

Please read your sentence aloud.

لطفا جمله ات را بلند بخوان.

Allowed

اجازه دادن (گذشته)

Smoking is not allowed here.

سیگار کشیدن اینجا ممنوع است.

She isn’t allowed out after dark.

به او اجازه داده نمی شود بعد از تاریکی بیرون از منزل باشد.

Altar

قربانگاه – محراب کلیسا

A sacrifice was given on the altar.

یک قربانی به قربانگاه هدیه شد.

Alter

تغییر دادن

Mother has altered the way she does her hair.

مادر آرایش موهایش را تغییر داده است.

These clothes are too large; they must be altered.

این لباسها خیلی بزرگ هستند و باید درست شوند.

Ante

جلوی – قبل- پیش

۷:۳۰ A.M. (Ante meridiem)

ساعت ۷:۳۰ صبح (قبل از ظهر)

Antecedents

پیشینیان – اجداد – نیاکان

Anti

ضد – مخالف

Anti aircraft missile.

موشک ضد هوایی

Anti tank guns.

توپهای ضد تانک

Assent

موافقت کردن، رای دادن

The President gave his assent to the bill.

رئیس جمهور لایحه را تصویب کرد.

By common assent.

با موافقت همه، با تصویب همگان

Ascent

سربالایی، صعود

This hill has a sharp ascent.

این تپه شیب تندی دارد.

An ascent of three degrees.

سربالایی به میزان سه درجه.

Eight

عدد هشت

Eight divided by four makes two.

هشت تقسیم بر چهار، دو می شود.

Ate

زمان گذشته eat – خوردن

Hossein ate all of the chicken.

حسین همه مرغ را خورد.

Bale

عدل، لنگه

two bales of cotton

دو عدل پنبه

Bail

ضمانت

His father bailed him out of jail.

به ضمانت پدرش از زندان آزاد شد.

Bearتحمل کردن، زاییدن، خرسthe bear the costهزینه را متحمل شدن

a fruit bearing tree

درخت بارور

Bareلخت، برهنهa bare factواقعیت عریان (بی پیرایه)

a bare larder

گنجه خالی از خوراک

۵ قانون صحبت کردن به زبان انگلیسی که شما نیاز دارید آنها را بدانید

۱٫گرامر را مطالعه نکنید

این قانون ممکن است برای خیلی از دانش آموزان ESL ناآشنا باشد، اما این یکی از مهمترین قوانین میباشد. اگر شما میخواهید که امتحانات خود را بدهید، پس گرامر را مطالعه کنید. هرچند، اگر میخواهید که در زبان انگلیسی روان شوید بایستی تلاش کنید زبان انگلیسی را بدون مطالعه گرامر یاد بگیرید.

مطالعه گرامر فقط شما را کند کرده و گیج خواهد نمود. شما هنگام ساختن جملات به جای اینکه به طور طبیعی یک جمله را همانند یک بومی بیان کنید، در مورد قوانین گرامری فکر خواهید نمود. به خاطر داشته باشید که فقط یک عده اندکی از صحبت کنندگان به زبان انگلیسی بیشتر از ۲۰% از تمامی قوانین گرامری را میدانند. بسیاری از دانش آموزان ESL بیشتر از افراد بومی دستور زبان میدانند. با توجه به تجربیاتم میتوانم این را به جرأت بگویم. من یک بومی هستم، در ادبیات زبان انگلیسی تخصص گرفته ام و زبان انگلیسی را برای بیش از ۱۰ سال تدریس نموده ام. با وجود این خیلی از دانش آموزانم نسبت به من جزئیات بیشتری را درباره گرامر زبان انگلیسی میدانند. من به آسانی تعریف را در ذهنم جستجو کرده و به کار میبرم، اما من آنرا در مورد آن در ذهن خود فکر نمیکنم..

من اغلب اوقات از دوستان بومی خود بعضی از سؤالات گرامری را میپرسم و فقط عده اندکی از آنها جواب صحیح را میدانند. اگرچه آنها در زبان انگلیسی روان هستند و میتوانند به راحتی بخوانند، صحبت کنند، گوش کنند و ارتباط برقرار کنند.

آیا میخواهید که بتوانید تعریف یک فعل متعدی را به طور رسا بگویید یا میخواهید قادر باشید که به طور روان به انگلیسی صحبت کنید؟

۲٫عبارات را یاد بگیرید و مطالعه کنید

خیلی از دانش آموزان لغات را یاد میگیرند و تلاش میکنند که برای ساختن یک جمله صحیح تعداد زیادی از کلمات را کنار یکدیگر بگذارند. این موضوع مرا شگفت زده میکند که بعضی از دانش آموزانم چقدر کلمات زیادی میدانند اما نمیتوانند یک جمله درست بسازند. دلیل این مسئله اینست که آنها عبارات را مطالعه نکرده اند. هنگامیکه بچه ها یک زبان را یاد میگیرند، آنها کلمات و عبارات را با هم یاد میگیرند. به همین ترتیب شما هم نیاز دارید عبارات را مطالعه کرده و یاد بگیرید.

اگر شما ۱۰۰۰ کلمه بدانید ممکن است حتی نتوانید یک جمله صحیح بگویید. اما اگر شما ۱ عبارت بدانید میتوانید صدها جمله درست بسازید. اگر ۱۰۰ عبارت بدانید از اینکه قادر خواهید بود چقدر جملات صحیح زیادی بیان کنید متعجب خواهید شد. سرانجام، وقتی فقط ۱۰۰۰ عبارت را بدانید شما تقریبا یک صحبت کننده روان به زبان انگلیسی خواهید بود.

بخش صحبت کردن به زبان انگلیسی یک مثال عالی از ساختن چندین جمله با استفاده از یک عبارت میباشد. بنابراین ساعت ها و ساعت ها وقت خود را برای یادگیری کلمات مختلف بسیاری تلف نکنید. در عوض آن ساعت ها را برای مطالعه عبارت ها استفاده کنید و شما به روان شدن در انگلیسی نزدیک تر خواهید شد.

ترجمه نکنید

هنگامی که میخواهید یک جمله انگلیسی بسازید، کلمات را از زبان مادری خودتان ترجمه نکنید. احتمالا ترتیب کلمات به طور کامل متفاوت خواهد بود و شما با انجام این کار هم کند خواهید بود و هم نادرست. در عوض، عبارات و جملات را یاد بگیرید بنابراین مجبور نیستید در مورد کلماتی که میخواهید بگویید فکر کنید. این موضوع بایستی به طور خودکار باشد.

مشکل دیگر ترجمه کردن اینست که شما سعی خواهید نمود قوانین گرامری را که آموخته اید وارد کنید. ترجمه کردن و فکر کردن درباره گرامر به منظور ساختن جملات انگلیسی غلط است و بایستی از آن اجتناب نمود.

۳٫ خواندن و گوش کردن کافی نیست. آنچه را که میشنوید با صحبت کردن تمرین کنید!

خواندن، گوش کردن و صحبت کردن مهمترین جنبه های هر زبانی هستند. این موضوع برای زبان انگلیسی نیز صحیح است. هرچند، صحبت کردن، تنها لازمه روان شدن است. این موضوع برای کودکان و بچه ها عادی است که ابتدا صحبت کردن را یاد میگیرند، روان و مسلط میشوند، سپس شروع به خواندن و پس از آن نوشتن میکنند. بنابراین ترتیب طبیعی این موضوع شنیدن، صحبت کردن، خواندن و سپس نوشتن میباشد.

اولین مشکل
آیا این موضوع عجیب نیست که در مدارس دنیا ابتدا خواندن، سپس شنیدن و سرانجام صحبت کردن تدریس میشود؟ اگرچه این موضوع متفاوت است، دلیل اصلی اینست که وقتی شما یک زبان دومی را یاد میگیرید، نیاز دارید که آنرا بخوانید تا بفهمید و یاد بگیرید. بنابراین با وجود اینکه ترتیب طبیعی، شنیدن، صحبت کردن سپس نوشتن است، برای دانش آموزانی که انگلیسی زبان دوم آنهاست ترتیب آن خواندن، شنیدن، صحبت کردن و سپس نوشتن است.

دومین مشکل
دلیلی که خیلی از افراد میتوانند بخوانند و بشنوند اینست که آنها تمرین میکنند. اما برای اینکه انگلیسی را به طور روان صحبت کنید، نیاز دارید که صحبت کردن را تمرین کنید. در بخش شنیدن متوقف نشوید، و هنگامیکه مطالعه میکنید فقط به گوش دادن بسنده نکنید. چیزهایی را که میشنوید با صدای بلند بخوانید و تمرین کنید. صحبت کردن را آنقدر با صدای بلند تمرین کنید که تا دهان و مغز شما بتوانند این کار را بدون هیچگونه تلاشی انجام دهند. بنابراین با انجام این کار، قادر خواهید بود به طور روان به انگلیسی صحبت کنید.

۴٫ خود را غوطه ور کنید

توانایی صحبت کردن به یک زبان به این ربطی ندارد که چقدر شما باهوش هستید. هرکسی میتواند یاد بگیرد چطور به هر زبانی صحبت کند. این یک واقعیت اثبات شده توسط هرکسی در دنیا است. هر شخصی میتواند حداقل به یک زبان صحبت کند. خواه شما باهوش باشید خواه مقداری کمبود توان مغزی داشته باشید، شما میتوانید به یک زبان صحبت کنید.

این موضوع با احاطه شدن مدام توسط آن زبان بدست آمده است. در کشور خودتان شما زبان خودتان را به طور دائم میشنوید و صحبت میکنید. شما متوجه خواهید شد بسیاری از افرادی که خوب انگلیسی صحبت میکنند آنهایی هستند که در مدارس انگلیسی زبان تحصیل نموده اند. آنها میتوانند به زبان انگلیسی صحبت کنند نه به خاطر اینکه آنها به یک مدرسه انگلیسی زبان رفته اند بلکه به خاطر اینکه آنها محیطی داشته اند که میتوانستند افرادی را که انگلیسی صحبت میکنند به طور دائم در اطراف خود داشته باشند.

افرادی نیز وجود دارند که در خارج تحصیل میکنند ولی خیلی کم زبان را یاد میگیرند. این به خاطر اینست که با وجود اینکه آنها به یک مدرسه انگلیسی زبان میروند ولی دوستانی از کشور خودشان را می یابند و بنابراین انگلیسی را تمرین نمیکنند.

شما مجبور نیستید که به هیچ کجا بروید تا زبان انگلیسی را خوب صحبت کنید. شما فقط نیاز دارید که خودتان را با زبان انگلیسسی احاطه نمایید. شما میتوانید این کار را با ایجاد قوانینی با دوستان خود انجام دهید بدین صورت که فقط به زبان انگلیسی صحبت کنید. همچنین شما میتوانید یک iPod با خود داشته باشید و دائما به جملات انگلیسی گوش فرا دهید. همانطور که میبینید، شما میتوانید با تغییر دادن آنچه در اطراف شماست نتایج دلخواه را بدست آورید. خود را در زبان انگلیسی غوطه ور کنید و شما خیلی سریعتر انگلیسی را خواهید آموخت.

اکنون ورژن آفلاین سایت TalkEnglish برای دانلود مهیا گردیده است. در این پکیج، شما میتوانید با بیش از ۸۰۰۰ فایل صوتی اطراف خود را کاملا با انگلیسی پر کنید. بیش از ۱۳٫۵ ساعت فایل صوتی وجود دارد که در وب در دسترس نیست. تمامی مکالمه ها و همه جملات در این پکیج گنجانده شده است، بنابراین اگر شما دوستان زیادی ندارید که انگلیسی صحبت کنند، میتوانید با استفاده از یک MP3 player به طور دائم اطراف خود را از انگلیسی پر کنید. این پکیج در آدرس دانلود انگلیسیمیباشند. از این فرصت بهره جسته و سریعتر شروع کنید به یاد گرفتن انگلیسی. بر روی لینک کلیک کنید یا بروید به english-download.aspx.

۵٫ چیزهای درست را مطالعه کنید

یک عبارت رایج که نادرست میباشد اینست “کار نیکوکردن از پر کردن است”. این عبارت بسیار از واقعیت دور میباشد. تمرین کردن همیشه فقط آنچه را که شما تمرین میکنید به وجود می آورد. اگر شما جمله غلطی را تمرین کنید، شما در گفتن آن جمله به طور نادرست استاد خواهید شد. بنابراین این مهم است که شما چیزهایی را مطالعه کنید که به طور مشترک توسط بیشتر افراد به کار برده میشود.

مشکل دیگری که من میببینم اینست که خیلی از دانش آموزان، به مطالعه اخبار میپردازند.ولی زبانی که آنها صحبت میکنند رسمی تر بوده و محتوایی که استفاده میکنند سیاسی تر است و در زندگی عادی استفاده نمیگردد. این مهم است که آنچه را که دارید میگویید بفهمید اما این چیزی است بیشتر از یک درس پیشرفته که بایستی پس از یادگیری اصول اساسی زبان انگلیسی مطالعه شود.

مطالعه انگلیسی با دوستی که بومی نیست هم خوب است و هم بد. شما بایستی از مزایا و معایب صحبت کردن با دوستی که بومی نیست آگاه باشید. تمرین کردن با یک شخص غیر بومی به شما تجربه خواهد داد. همچنین شما میتوانید به یکدیگر انگیزه بدهید و اشتباهات اساسی را متوجه شوید. اما اگر در مورد اینکه چه جمله هایی غلط و چه جمله هایی درست است مطمئن نباشید ممکن است عادت های غلطی را از یکدیگربرداشت کنید. بنابراین از این اوقات تمربن، برای تمرین مطالب درستی که یاد گرفته اید استفاده نمایید نه برای یاد گرفتن چگونگی بیان یک جمله.

به طور خلاصه، چیزهایی را مطالعه کنید که از آنها مطمئن هستید و به طور معمول مورد استفاده قرار میگیرند و صحیح هستند.

دلایل اصلی ناکامی دریادگیری زبان انگلیسی

دلایل ناکامی یادگیری زبان انگلیسی

دلایل ناکامی یادگیری زبان انگلیسی

دلایل اصلی ناکامی در یادگیری زبان انگلیسی

بشر در هیچ دوره‌ای این چنین با حجم انبوهی از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگردانی انسان امروز، انتخابی مناسب از بین هزاران امکانی است که عمر کوتاهش را بر نمی‌تابد و این سرگردانی، در انتخاب روشی مناسب برای یادگیری یک زبان بین المللی با گستره تولید جهانی، صد چندان شده است. کتابها، فیلمهای صوتی – تصویری، کلاسهای آموزشی رسمی و غیر رسمی، نرم افزارها و پهنه گسترده اینترنت در کارند تا امر فراگیری یک زبان خارجی تحقق یابد. آیا اشکال در بهره هوشی ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است که با گذراندن بیش از ده سال از دوران راهنمائی تا دانشگاه هنوز نتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی با گذراندن بیش از ده سال، از دوران دبیرستان تا دانشگاه، هنوز نتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم. بدون شک اشکال در بهره هوشی و توانائی‌های ما نیست بلکه مشکل در روشها و تکنولوژی‌هایی است که ما با استفاده از آنها زمان بزرگی از زندگی خویش را از دست داده‌ایم. عمده‌ترین دلایل نا‌کامی در فراگیری زبان در کشور ما بقرار زیر است:


ترس

ما همیشه زبان را درس مشکلی تصور می کردیم که باید آنرا امتحان دهیم و بدین دلیل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتی نیافتیم که از آن لذت ببریم.
تکیه بر محیط مبتنی بر متن

دنیای واقعی زبان، یک دنیای صوتی است. در حالی که سیستم آموزشی ما، دنیایی مبتنی بر متن بوده است و این باعث می‌شد که مشکل تلفظ نیز بر مشکلات بیشمار ما افزوده شود. بدلیل عدم زیستن در یک محیط واقعی صوتی با آن احساس بیگانگی می‌کنیم. نتیجه این سیستم آموزشی در آرمانی ترین شرایط تربیت مترجم بود، نه کسی که با زبان بتواند ارتباط برقرار کند.
تکیه بر گرامر

کاش ما زبان را با روش کودکان یاد می‌گرفتیم که کمترین اهمیتی برای دستورات پیچیده زبان نمی‌دهند. راستی ما، خود چقدر با گرامر زبان مادری خود آشنا هستیم؟ دستوات گرامری در تمامی زبانها یک موضوع کاملاً تخصصی و انتزاعی از زبان است و اگر نه اینست، پس اینهمه رشته‌های دانشگاهی سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معنی می‌دهند؟ حرف زدن با رعایت دستورات گرامری زبانی پر از استثناء، مانند انگلیسی، تقریباً غیر ممکن است.


تأکید بر یادگیری لغات

آموزش ما، حفظ کردن فرهنگهای لغت بود، هر معلمی برای خود دیکشنری کوچکی می‌ساخت که مجبور به حفظ کردن آن بودیم. و متأسفانه هنوز هم کار به همین منوال است. در یک فرهنگ انگلیسی نگاهی به لغت GET یا TAKE بیندازید. دو صفحه معنی مختلف و گاه متضاد برای یک لغت، سردرگمی آدمی را در آموزش صد چندان می‌کند. فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار می‌گیرند. مثلاً لغت Take معنی واضحی ندارد، در حالی که معنی عبارت Take off کاملا مشخص است.
اهمیت دادن به امر خواندن

در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن پرداخته شده است امر خواندن می‌باشد. در برخی از کلاسهای غیر رسمی نیز صحبت از هم زمانی چهار عنصر رفته است. اما وقتی ما در محیط واقعی زبان قرار می‌گیریم در می‌یابیم که اگر هدف فراگیری زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهمیت درجه چندم دارند، به این دلیل ساده که در تمامی زبانها افراد بی سواد آن جامعه نیز قادر با تکلم زبان مادری خود هستند.

اطلاعات مهم گرامری مربوط به صحبت کردن به زبان انگلیسی

آموزش زبان انگلیسی
آموزش زبان انگلیسی

به منظور بدست آوردن سلاست و روانی در زبان انگلیسی برای دانش آموزان ESL، مطالعه گرامر میتواند به طور چشمگیری پیشرفت آنها را کند سازد. مطالعه گرامر مقدماتی، یک ضرورت است اما تمرکز روی آن اجازه نمیدهد بتوانید در یک بازه زمانی قابل قبول به طور روان به انگلیسی صحبت کنید. گرامر مؤثرترین عامل بهبود برقراری ارتباط و مهارت های نوشتاری است، اما این موضوع فقط مربوط به کسانی است که دارای مقدماتی ای قوی در انگلیسی هستند.

اگر شما برای شرکت در یک آزمون مشغول مطالعه هستید و یا می خواهید که جزئیات مربوط به قواعد دستور زبان را یاد بگیرید، می توانید بخش دستور زبان سایت ما را مطالعه نمایید که آدرس آن عبارت است از: مبانی دستور زبان انگلیسی.

یک عامل مشترک بین تمامی افراد در سراسر جهان اینست که آنها یاد گرفته اند قبل از اینکه گرامر را یاد بگیرند، صحبت کردن را یاد بگیرند. صحبت کردن اولین گام برای یک دانش آموز زبان انگلیسی است. پس اگر شما در انگلیسی مبتدی هستید، لطفا قبل از مطالعه گرامر بر روی مهارت های صحبت کردن و شنیدن خود تمرکز کنید. بعد از اینکه قادر شدید به طور روان به انگلیسی صحبت کنید، خواهید فهمید که چقدر گرامر ساده است. اما برعکس این موضوع جواب نخواهد داد. روان بودن در زبان انگلیسی به شما در مطالعه گرامر کمک خواهد کرد ولی مطالعه گرامر به صحبت کردن شما کمک نخواهد نمود.

به دلیل این دیدگاه، من بخش خیلی مهمی در گرامر ندارم. من فقط دروس گرامری کلیدی مقدماتی ای را فراهم نموده ام که یک تازه کار بایستی قبل از مطالعه انگلیسی آنها را بداند. لطفا آنها را مرور کرده و مطالعه نمایید، سپس بر روی مهارت های شنیداری و کلامی خود کار کنید.

فاعل چیست؟

فاعل در جمله “who” یا “what” است که شما دارید در مورد آن صحبت می کنید. هر جمله ای نیاز به یک فاعل دارد. اگر شما فاعلی ندارید، جمله شما غلط است و هیچ شخصی نخواهد فهمید که شما دارید در مورد چه چیزی صحبت می کنید.

در دیگر زبان ها، همیشه فاعل مورد نیاز و ضروری نیست. در این حالت به طور شفاهی، شخصی که دارد به شما گوش می دهد متوجه می شود که شما چه می گویید، به همین دلیل نیازی به فاعل نیست. در زبان انگلیسی، همواره به یک فاعل نیاز می باشد.

در اینجا جملاتی کوتاه به عنوان مثال آورده شده که زیر فاعل آنها خط کشیده شده است.

I am hungry”
My brother is very smart”
That computer is very expensive”
We are going to the store now”
My sister and I will be waiting here”
The building is very big”

“When are you going to eat lunch?”
“Why are they waiting in line?”
“Who is going to take you to the store?”

مسند چیست؟

مسند، قسمتی از یک جمله است که شخص را در خصوص اینکه فاعل چه چیزی است و یا چه کاری دارد انجام می دهد آگاه می سازد. مسند در حقیقت یک عبارت است که شامل یک فعل می باشد. فعل، همیشه در قسمت مسند قرار دارد.

بیایید با هم به جملات موجود در درس مربوط به فاعل نگاهی بیاندازیم تا مسند ها را تشخیص دهیم. زیر آنها خط کشیده شده است.

“I am hungry
“My brother is very smart
“That computer is very expensive
“We are going to the store now
“The building is very big

در جملات کوتاه بالایی، ما فاعل و مسند را تشخیص دادیم. در بیشتر جملات پایه، شما به یک فاعل و یک عمل مربوط به آن فاعل نیاز دارید. اجازه بدهید وارد بخش فعل شویم تا این مطلب را با جزئیات بیشتری یاد بگیریم.

فعل چیست؟

فعل یک عمل، وجود، و یا یک رخداد است. در جملات ساده ای که ما تا کنون به کار برده ایم، فعل، بیشتر به شکل وجود بوده است. آن فعل ها “am”، “is”، و “are” می باشند.

دیگر انواع فعل ها، فعل های انجام عمل هستند از قبیل:

Wash
Run
Walk
Throw
Jump
Dance
Laugh
Learn
Teach

فعل های انجام عمل بسیاری وجود دارند، اما من فقط تعدادی از آنها را لیست نموده ام تا متوجه شوید من شما را به چه چیزی ارجاع می دهم. در اینجا یک سری جملاتی وجود دارد که در فهمیدن موضوع به شما کمک می کنند.

“I need to wash my face”
“Jane taught Jill”
“Mike is laughing

یک فعل می تواند در ابتدای جمله نیز قرار گیرد.

Throw the ball at the catcher”
Run towards the finish line”

این موضوع مهم است که مفهوم فعل را بفهمیم، ولی تنها داشتن یک فاعل و یک فعل کافی نیست. برای مثال، “Jill run” یک جمله کامل نیست. حتی با اینکه “Jill” می تواند فاعل باشد و “run” فعل است، ولی این یک جمله کامل نیست. به همین دلیل است که درس قبلی که در مورد مسند بود دارای اهمیت می باشد. بوسیله مسند ما می توانیم آن جمله را به یک جمله درست تبدیل نماییم. “Jill is running”

حرف تعریف چیست؟

حروف تعریف، در ابتدا ساده به نظر می رسند، ولی درس دادن آنها بسیار مشکل می باشد.

“A”، “An”، و “The” کل حروف تعریف هستند. شرح دادن تفاوت های بین آنها آسان می باشد، ولی توضیح اینکه آنها چه موقع به کار می روند مشکل است.

“A” و “An” دارای معنی یکسانی هستند. هر دوی آنها حروف تعریف نامعین می باشند. تفاوت آنها تنها در این است که چه کلمه یا صدایی بعد از آنها می آید. در اینجا توضیح مختصری ارایه می گردد.

شما زمانی باید “A” را به کار ببرید که کلمه بعد از آن با یک حرف بی صدا آغاز شده باشد.

“A dog…”
“A boy…”
“A building…”
“A hamburger…”

شما زمانی باید “An” را به کار ببرید که کلمه بعد از آن با یک حرف صدادار آغاز شده باشد.

“An eagle…”
“An umbrella…”
“An elephant…”
“An awesome book…”

“The” حرف تعریف معین است. تفاوت در این است که آیا اسم یا فاعلی که شما در مورد آن دارید صحبت می کنید معین و مشخص است یا خیر. مثال ها در این زمینه بهترین راه برای درک این تفاوت هستند، پس بیایید نگاهی بیاندازیم.

اگر بگویید، “Iam going to a libray to study”، شخصی که دارید با او صحبت می کنید نمی داند کدام کتابخانه را می گویید. اگر بگویید، “I am going to the library to study”، شخصی که دارید با او صحبت می کنید می داند شما به کدام کتابخانه می خواهید بروید.

“I am going to a coffee shop” (کافی شاپ نامعین)
“I am going to the coffee shop” (یک کافی شاپ خاص که هم شخص صحبت کننده و هم شنونده آن را می شناسند)

در اینجا یک مثال کمی متفاوت وجود دارد، اما هنوز هم از همان مفهوم معلوم یا نا معلوم استفاده می کند.

“I am going to sit in front of one of the computers in the lab”
“I am going to buy a computer”

با وجود اینکه این کامپیوتر می تواند یکی از چندین کامپیوتر زیاد موجود در آزمایشگاه باشد، ولی حرف تعریف صحیح “the” می باشد زیرا هنوز هم کامپیوتری است که در آزمایشگاه مشخص و معلوم می باشد. هرچند اگر بگویید که قصد دارید یک کامپیوتر بخرید، نمی توانید حرف تعریف “the” را استفاده نمایید مگر آنکه قبلا آن کامپیوتر را معین کرده باشید. یک کامپیوتر را می توان از هر برند، نوع و اندازه ای خریداری نمود به همین دلیل می تواند خیلی کلی می باشد. در نتیجه، شما باید “A” را در این نوع جمله به کار ببرید.

در اینجا یک نوع مثال دیگر آورده می شود:

“The heat wave is unbearable”
“I heard a heat wave is coming”

تفاوت بین این دو جمله این است که “heat wave” در اولین جمله مشخص شده است، و در جمله دوم مشخص نشده است. در جمله اول، heat wave از قبل معرفی شده و هم صحبت کننده و هم شنونده می دانند که آن heat wave که دارند در مورد آن صحبت می کنند همان است که در حال حاضر در حال آزمایش آن می باشند. جمله دوم به یک heat wave در آینده اشاره می کند که مشخص نمی باشد.

چه وقت باید و چه وقت نباید یک حرف تعریف را به کار ببریم

یک قاعده کلی این است که به یاد داشته باشیم هنگام اشاره به یک اسم حرف تعریف به کار نمی رود.

“Turn right at the burger store”
“Turn right at McDonalds”

“The boy was running very fast”
“Mike was running very fast”

مثال دیگری از اینکه چه موقع یک حرف تعریف را به کار نبریم موقعی است که در صحبت های خود به یک چیز عمومی اشاره می کنیم.

“Too much alcohol is bad for you”
“Cigarettes can cause lung cancer”

هنگامیکه به ورزش ها اشاره می کنید شما نیازی به حرف تعریف ندارید.

“I love playing badminton”
“Football is a dangerous sport”

در بیشتر موارد، وقتیکه شما به یک کشور اشاره می کنید نیازی به یک حرف تعریف ندارید مگر هنگامیکه به چند کشور یا منطقه اشاره می نمایید. برای مثال، اگر بگویید “England” یا “Scotland”، نیازی به حرف تعریف ندارید، اما اگر به “The United Kingdom” یا “The United States” اشاره می کنید، به حرف تعریف نیاز دارید.

داستان کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه

BE PATIENT صبور باش

این داستان رو که انتخاب کردم خودم رو بسیار متاثر کرد . خیلی خوبه که انسانها صبور باشند ولی فقط عده کمی از انسانها صبورهستند

 This is a true story which happened in the States. A man came out of his home to admire his new truck. To his puzzlement, his three-year-old son was happily picked stone and scratched lines on the side of the truck. In his anger, the man ran to his son, knocked him away. And took the little boy’s hands and hit it many times as punishment, not realizing he was using a wrench. When the father calmed down, he rushed his son to the hospital.

Although the doctor tried desperately to save the crushed bones, he finally had to amputate the fingers from both the little boy’s hands. When the boy woke up from the surgery and saw his bandaged stubs, he innocently said, “Daddy, I’m sorry about your truck.” Then he asked, “But when are my fingers going to grow back?” The father was so hurt. He went back to truck and kicked it a lot of times. Sitting back he looked at the scratches, little boy wrote “I LOVE YOU DAD.” Later then committed suicide.

Think about this story the next time someone steps on your feet or you wish to take revenge. Think first before you lose your patience with someone you love. Trucks can be repaired. Broken bones and hurt feelings often can’t. Too often we fail to recognize the difference between the person and the performance. We forget that forgiveness is greater than revenge.

People make mistakes. We are allowed to make mistakes, because we human beings are not perfect. But the actions we take while in a rage will haunt us forever.

 

این داستانی حقیقی است  که در یکی از ایالت های ایالات متحده اتفاق افتاده .مردی از خانه بیرون آمد تا نگاهی به وانت نوی خود بیندازد و آنرا تحسین کند. ناگهان با چشمانی حیرت زده پسر سه ساله خود رادید که شاد و شنگول با ضربات یک سنگ به یک طرف ماشین خراش می اندازد. مرد بطرف پسرش دوید، او را از ماشین دور کرد، و دستهای پسر بچه را برای تنبیه چندین بار ضربه زد او یادش نبود که در دستش آچاری هست. وقتی خشم پدر فرو نشست با عجله فرزندش را به بیمارستان رساند.
هرچند که پزشکان نهایت سعی خود را کردند تا استخوان های له شده را نجات دهند اما مجبور شدند انگشتان هر دو دست کودک را قطع کنند. وقتی که کودک به هوش آمد و باندهای دور دستهایش را دید با حالتی مظلوم پرسید؟بابا متاسفم برای وانتت اما  انگشتان من کی در میان؟پدر خیلی داغون به سوی وانتش برگشت و شروع به لگد زدن به ماشین کرد . بعد نشست و نگاه کرد به خط خطیهایی که پسرش  روی وانت کشیده بود . پسر کوچولویش نوشته بود . بابا عاشقتم . پدر بعد از خوندن این نوشته خودکشی کرد.
نکته پندآموز این حکایت:
دفعه دیگری که کسی پای شما را لگد کرد و یا خواستید از کسی انتقام بگیرید این داستان را به یاد آورید. قبل از آنکه با کسی که دوستش می دارید صبر خود را از دست بدهید کمی فکر کنید. وانت را می شود تعمیر کرد. انگشتان شکسته و احساس آزرده را نمی توان ترمیم کرد. در بسیاری از موارد ما تفاوت بین شخص و عملکرد او را متوجه نمی شویم. ما فراموش می کنیم که بخشیدن با عظمت تر از انتقام گرفتن است.
مردم اشتباه می کنند. ما هم مجاز هستیم که اشتباه کنیم. ولی تصمیمی که در حال عصبانیت می گیریم تا آخر عمر دامان ما را می گیرد.

داستان کوتاه به زبان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

داستانی را که امروز انتخاب کرده ام و به زبان فارسی هم ترجمه شده، داستان کوتاهی از آنتوان چخوف نویسنده شهیر روس است. این داستان  شرط بندی  نام دارد . سالها قبل که در دانشگاه تحصیل می کردم و در یکی از واحدهای درسی خود باید داستانی کوتاه  را انتخاب می کردیم و از نظر

Setting , Plot , Conflict ,Characters , Point of view andTheme  مورد بررسی قرار می دادیم من این داستان را انتخاب کردم.داستانی زیباست که امیدوارم خوانندگان از خواندنش لذت ببرند و لحظه ای آنها رابه  تعمق  وادارد.

The Bet

Anton Chekhov

It was a dark autumn night. The old banker was walking up and down his study and remembering how, fifteen years before, he had given a party one autumn evening. There had been many clever men there, and there had been interesting conversations. Among other things they had talked of capital punishment. The majority of the guests, among whom were many journalists and intellectual men, disapproved of the death penalty. They considered that form of punishment out of date, immoral, and unsuitable for Christian States. In the opinion of some of them the death penalty ought to be replaced everywhere by imprisonment for life. “I don’t agree with you,” said their host the banker. “I have not tried either the death penalty or imprisonment for life, but if one may judge a priori, the death penalty is more moral and more humane than imprisonment for life. Capital punishment kills a man at once, but lifelong imprisonment kills him slowly. Which executioner is the more humane, he who kills you in a few minutes or he who drags the life out of you in the course of many years?”

 

یک شب دلگیر پاییزی بود. بانکدار در اتاق کارش بالا و پائین می رفت و مهمانی یی را به خاطر می آورد که پانزده سال پیش در چنین شبی برگزار کرده بود. آدم های باهوش بسیاری در مهمانی حضور داشتند و گفتگوهای جالبی در گرفته بود. در خلال گفتگوها در باره مجازات مرگ صحبت کردند. اکثر مهمان ها که میانشان افراد روشنفکر و روزنامه نگار بسیار بودند اعدام را محکوم کردند. آنها این نوع مجازات را منسوخ، غیر اخلاقی و مغایر با مسیحیت می دانستند. به نظر عده ای باید حبس ابد در همه جا جایگزین اعدام می شد.بانکدار؛ میزبان آنها گفت: «من با شما موافق نیستم. من نه اعدام و نه حبس ابد را تجربه کرده ام اما اگر قرار بر پیش داوری باشد من اعدام را بسیار اخلاقی تر و انسانی تر از حبس ابد می دانم. اعدام بلافاصله می کشد اما حبس ابد به تدریج. کدام جلاد انسانی تر عمل می کند. آنکه شما را در عرض چند دقیقه می کشد یا آنکه طی سال های متمادی جانتان را می گیرد؟

آموزش لغات مهم و پرکاربرد زبان انگلیسی همراه با ترجمه

Governor

فرماندار / فرمانده / حاکم / حکم ران
Sheik
عربی / شیخ / رئیس/ قبیله / رئیس خانواده
Sermon
موعظه /موعظه کردن/ واعظ / خطبه / خطاب / اندرز/ گفتار/ وابسته
Revolt
شورش یا طغیان کردن / اظهار/ تنظر کردن / طغیان / شورش / بهم خوردگی / انقلاب شوریدن
Exile
تبعید / تبعید کردن / وطن / جلای
Pulpit
منبر / بالای منبر رفتن / خطابه /سکوب
Lawful
قانون / مشروع / مجاز / حلال / روا
Justice
داد / عدالت / انصاف / درستی / داد گستری
Arrest
توصیف / توصیف کردن / باز داشتن
THAI
اهل کشور تایلند / تایلندی
Ring worn
بیماری عفونت قارچی/ عفونت قارچی
Drug store
داروخانه / دوا فروشی
Due
موعد / سر رسید
Blast
وزش / سوز / باد/ دم / جریان هوابا بخار/ بادزدگی / صدای شیپور / انفجار/ صدای انفجار/ صدای ترکیدن / ترکاندن /سوزاندن
Climate
اب و هوا
Swiss
سوئیسی
Faction
دسته بندی / فرقه / نفاق
Avoid
دوری کردن از / احتراز کردن / اجتناب کردن/ طفره رفتن از حق / موقوف کردن / الغای کردن
Criminal
گناهکار / جنایت کار جانی /جنایی / بزهکار
squeal
جیغ ممتد / جیغ/ داد / دعوا / نزاع / فریاد/ جیق کشیدن مثل خوک / فاش کردن
Junior
اصغر / موخر/ کم /زودتر / تازه تر/ دانشجوی سال سوم دانشکده یا دبیرستان
Reminder
تذکر / یاد اوری/ یاداوری کردن
Clang
صدای جرنگ جرنگ /صدا کردن/ صدای شیپور/صدای بهم خوردن
Freeze
یخ بستن /منجمد شدن بی اتدازه/ سردکردن / فلج کردن / فلج شدن/ ثابت کردن / یخ زدگی/ افسردگی
Dormitory
خوابگاه
cholera
بیماری وبا / وبا
Staff
کارمندان/ کارکنان / چوب بلند
Giraffe
زرافه
Caliph
خلیفه
Traitor
خائن / جنایتکار
Proper
بجا / شایسته / مناسب
Privacy
خلوت
receipt
قبض
Refund
باز پرداخت
Tight
تنگ
Fancy
تجملی
Aisle
راهرو
Snake foods
غذاهای سبک
Checker
بررسی کننده
Luggage cart
چرخ دستی برای حمل چمدان
Dairy section
پخش لبنیات
Smuggler
قاچاقچی
Customes/custom
گمرک
Canned foods
غداهای کنسرو شده
To catch a taxi
تاکسی گرفتن
Head hunter
بنگاه کاریابی
To offer a job
پیشنهاد دادن یک شغل
Used to
کاری که در گذشته انجام شده است
Coin collection
جمع اوری سکه
Knitting
بافتنی بافتن
Politics
سیاست
Any more
دیگر حالا
Sneeze
عطسه ای / عطسه اور
Compass
قطب نما
Out doors
خارج از منزل / بیرون / در هوای ازاد
Promotion
ترویج
Bank book
دفترچه حساب
Foxy
روباه صفت / حیله گر
Turn
پیچ
To package
بستن کوله پشتی
Recipe
دستور اشپزی
Purpose
هدف
Access
دسترسی
To bury
دفن کردن
Fuzzy
کرکی /ریش ریش / تیره
Board the plane
سوار هواپیما شدن
Unpopular
غیر مشهور / بد نام / غیر محبوب منفور
Muffin
کلوچه
At a bank
در یک بانک
Up stairs
طبقه بالا
Duty free shop
فروشگاه معاف از مالیات
Dashboard
داش بورد اتومبیل
Bumper
سپر اتومبیل
Baby sit
نگهداری بچه
Crystal
بلور
Parcel post
پست اماتات / پست امانت
Air letter
پست هوایی
Greeting card
کارت تبریک
Trunk
صندوق عقب
Shabby
خراب / کهنه
Essential
ضروری
Talent
استعداد
Magic show
نمایش شعبده بازی
Chores
کارخانگی / روزمره
abroad
خارج
Brake
ترمز
Petrol station
پمپ بنزین
To come by
سرزدن / ملاقات کردن
Roll
نان ساندویچی
Photocopy
فتوکپی گرفتن
Paper bag
پاکت کاغذی
Plum
زرد الو
Tangerine
نارنگی
Raspberry
تمشک
Ice tea
چای سرد
Cheese burger
چیز برگر
Reporter
گزارشگر
Sea food
غذای دریایی
Straw
نی (نوشابه)
Rock claiming
صخره نوردی
Scary
ترسنا ک
Syringe
سرنگ
Eye chart
تابلوی معاینه ی چشم
Region
منطقه
Convince
متقاعدکردن
Nasty
لعنتی
To help out
کمک کردن
domain
منطقه
Area
منطقه
Request something
درخواست کردن چیزی (در هواپیما)
Recipe
دستورالعمل(اشپزی)
Concern
نگران
Consider
نگران
Horror movie
فیلم ترسناک
To catch
رسیدن به
Come over
ملاقات کردن
Fragile
شکستنی
To sit up
راست نشستن
Gasp
نفس نفس زدن
Runt
گاوه ماده کوچک / کبوتر خانگی / درشت / کوتوله
Specialist
تخصصی
Out going
معاشرتی
Press
پوشش خبری
Leg of lamp
پاچه (گوسفند)
Liver
جگر(گوسفند)
Roast
برشتن/ کباب کردن
Hall way
حال/ سراسر
Nag
نق زدن
Stand
تحمل کردن
Regret
افسوس
Work out
حل کردن
Clear tap
چسب نواری
Over charged
گران حساب کردن
To found
تاسیس کردن
Shore
ساحل
Meadow
مرغزار / چمنزار
Rain forest
جنگل
Stapler
ماشین دوخت
Sea shell
صدف
Roommate
هم اتاقی
Mummy
مومیایی
Pond
باطلاق
Sprain
در رفتگی
Brace
اتل
To get a way
دوربودن
Sell cars
فروش خودرو
Common
رایج
Popular
رایج
Parking zone
محدوده پارک خودرو
Sell cars
فروش خودرو
Drive a truck
راتدن کامیون
Gesture
حالت اشاره
Body language
زبان بدن
Mandatory
قانون
Wig
کلاه گیس
wizard
جادوگر
Soap dish
جا صابونی
Tile
کاشی
Proverb
ضرب المثل
Funny looking
ظاهره بامزه
Heavy
چاق
Drain
زیر اب
Total
کل قیمت
Lottery
بخت ازمایی
Police cop
مامور پلیس
Jail
زندان
Optician
چشم پزشک
Scale
ترازو
Trash can
سطل اشغال
Shop for buy
خریدکردن برای
Lunch break
ساعت ناهار
Poorly
بد ضعیف
surgery
عمل جراحی
Internist
متخصص داخلی
Call button
دکمه درخواست چیزی در بیمارستان
Bed table
میز تخت خواب
chorus
تمرین سرود
Blame
سرزنش کردن
Quiz
امتحان
Stare
نگاه خیره کردن
Huge
خیلی بزرگ
Shiver
لرزیدن
Shake
لرزیدن
Puzzled
کیج
Work in group
کارگروهی
To keep busy
مشغول بودن
To get alone
وقف دادن
saffron
زعفران
Grease
چرب کردن (چیزی مانند ماهی تابه)
Nuisance
اذیت کردن
Cook until done
کاملا پختن
Great the cheese
رنده کردن پنیر
Grease the pan
چرب کردن ماهی تابه
Promise
قول دادن
Yell
فریاد زدن
Slight
کمی
To keep busy
سرگرم بودن
Phone card
کارت تلفن
To dial a number
شماره گرفتن
Pager
پی جو
Locker
کمد قفل دار
Stuff
وسایل
Robbery
سرقت
Crisp
سرگردانده
Discount
تخفیف
Hand cuffes/ hand cuff
دستبند
Curt room
دادگاه
Convict
محکوم
selfish
از خود راضی
Pure
پاک خالص
Penitentiary
زندان
Supply
ذخیره / تامین کردن
save
ذخیره
Ruby
یاقوت
fake
تقلید
Top store
خبر مهم
Hightides
جزر ومد
Head quarters
قرارگاه
Dispose
دور انداختن
Land fill
گورستان زباله
To publish
منتشر کردن
So called
به اصطلاح
Breakthrought
پیشرفت
To shrink
اب رفتن (چیزی)
Telescope
تلسکوب
Planet
سیاره
Night sky
اسمان شب
To open up
در را گشودن
To drown
غرق شدن
Cant breath
تنگی نفس
Flying disc
پرتاب دیسک
Weight lifting
وزنه برداری
To drown
غرق شدن
To be in shock
شکه شدن
To open up
در را گشودن
trust
اعتماد
Illiteracy
بی سواد
Unnecessary
غیر ضروری
Helmet
کلاه ایمنی
Drop off
گذاشتن بچه
walker
روروعک
Gardener
باغبان
Leash
افسار سگ و حیوانات مشابه/ افسار بستن/ بند زدن
To ties shoes
بستن بند کفش
To come on
روشن شدن
Table cloth
رومیزی
Chipped
ترک خوردن
Liquid
مایع
Solid
جامد/ یکدست
Silk
ابریشم
Cotton
نخ
Clue
کلمه کلیدی / گلوله / به شکل کلاف یا گلوله نخ در امدن
Track
رد پا
Ozone layer
لایه اوزون
Stock clerk
کارمند بورس
Skin canser
سرطان پوست
Hair spray
افشانه مو
Solar energy
انرژی خورشیدی
Nuclear energy
انرژی هسته ای
Wasp
زنبور
bee
زنبور
Sparrow
گنجشک
Voyage
سفر دریا / سفر دریا کردن / سفر
Pigon
کبوتر
Dexter
یمین / در طرف راست
Red light
چراغ قرمز
Low heels
کفش پاشنه کوتاه
Formal dress
لباس رسمی
Cooperation
همکاری
Performance
کار / اجرا / شاهکار
Frustrating
عذاب اور
Peace corps
گروه صلح
Binder
کلاسور
Medical school
مدرسه پزشکی
Dental
وابسته به دندان پزشکی
Blood work
ازمایش خون
Hospital
لباس بیمارستان
Blood work
ازمایش خون
Provision
تدارک
Aid group
گروه کمک
Lead
رهبری
Guid
رهبری
vaccinate
واکسیناسیون
Refuge
مهاجر فراری / پناهنده سیاسی / اواره شدن
Human rights
حقوق بشر
Interim
موقت
Patent
حق انحصاری
On be half of
به خاطر
journalist
روزنامه نگار
Polymer
پلیمر
Cleargymen
روحانیون
Embassy
صفارتخانه
Ministry
وزارت خانه
Frame work
چارچوب
Plummet
سقوط کردن
Equity
ارزش خالص
Crude oil
نفت خام
Barrel
بشکه
Investor
سرمایه گذار
Poverty
فقر
Decline
سقوط
Sluggish
تنبل / گران جان
Rally
ترقی
To drop
سقوط کردن
Incase
مبادا
Drop sharply
سقوط کردن یک مرتبه
Deficit
کسری
Trade
تجارت
sap
از پا در اوردن
Consecutive
پیاپی / متوالی/ پی درپی
Index
شاخص / زیر نویس / فهرست
Department store
فروشگاه
Outlet
فروشگاه
Wavier
صرف نظر
Momentum
مقدار حرکت / مقدار جنبش انی /نیروی حرکت انی
persepolis
تخت جمشید(ایران)
Taj mahal
تاج محل (هند)
Eiffel tower
برج ایفل (فرانسه)
Colossum
ورزشگاه بزرگ روم
Niagara falls
ابشار نیاگارا
Panic
وحشت / ترس / اضطراب ناگهانی
Solos
گریه / هق هق/ بغض
Opera house
ساختمان اوپرا (استرالیا)
Salutation
ادای احترام/ تهنیت / تعارف / سلام/ درود سلام اول نامه
Heading
عنوان سرنامه
Upper
بالایی
Enclose
درمیان گذاشتن / حصار کشیدن دور
To suit
مناسب بودن
History places
مناطق تاریخی
Out of stock
تمام کردن
Precise
دقیق
Exact
دقیق
Ski cap
کلاه اسکی
Trench coat
بارانی
Rain coat
بارانی
Parka
کاپشن خزدار
Down vest
جلیقه
Poster
پوستر / کاغذ
Gown
لباس بلند
Settle
مستقر شدن
Quite
کاملا
Alteration
تغییر / دگرگونی
Studio
اتاق کار
By chance
شانسی
Off hand
فی البداه
Confectionery
قنادی / صنعت شیرینی سازی

)Sentencesجمله(
معنی(mean)
Is it far
دور است
It’s only five minute walk
فقط ۵ دقیقه پیاده راه است
Turn right at the first light
کنار اولین چراغ راهنمایی به سمت راست
Is not far at all
اصلا دور نیست
Can you help me out
ممکن است به من کمک کنید
Should I take the bus
باید سوار اتوبوس شوم
Turn right at the first street
اولین خیابان به سمت راست بپیچید
How do I get to the down town
چگونه میتوانم به مرکز شهر بروم
How can I get to the city park
چگونه میتوانم به پارک مرکز شهر بروم
It’s right to the post office
دقیقا کنار اداره پست است
You can’t miss it
انجا را گم نخواهید کرد
Do you know where the police station is
می دانی نزدیکترین ایستگاه پلیس کجاست
I’m here for my drivers license
من دنبال گواهینامه ام اینجا می گردم
I’ve lost may ways
من را هم را گم کرده ام
Somebody has my stolen my car
یک نفر ماشین مرا دزدیده است
Here the special ticket
این یک بلیط مخصوص است
Are you looking for a big place?
ایا دنبال جای بزرگی هستید؟
Any time next week
هر زمان در هفته اینده
How much is the rent
اجاره ان چقدر است
We are looking for small apartment
ما دنبال یک اپارتمان کوچک هستیم
When can I move in
چه موقع می خواهی نقل مکان کنی
See you soon
بزودی تو را می بینم
I prefer a larger garden
من باغچه بزرگتر را ترجیح می دهم
I’m looking for a home
من دنبال یک خانه میگردم
I’m calling to say good bye
من برای خداحافظی تماس گرفتم
I’m glad to enjoyed it
خوشحالم که لذت بردید
Good bye and have a good travel
خداحافظ سفر خوبی داشته باشی
I come to say goodbye
من برای خداحافظی امده ام
We really have a good time
ما واقعا اوقات خوشی داشتیم
We would better with going
بهتر است ما برویم
My city is shiraz
شهر من شیراز است
I’m not strang enough to be help you
من به اندازه کافی قوی نیستم تا بتوانم به تو کمک کنم
How was the first day on the job
روز اول کار چطور بود
I grow up in tehran
من در تهران بزرگ شده ام
What’s new with you
چه خبر ؟
I’m looking for a phone
من دنبال یک تلفن میگردم
Is there a game show on
ایا یک مسابقه تلویزیونی است
He is always complaing
او همیشه شکایت دارد
Can I offer station
میتوانم پیشنهادی بکنم
Oh I’ve cut my finger
اوه من انگشنم را بریدم
She owns the company
او صاحب شرکت است
Turn up the volume
صدا را زیاد کن
Hurry up put down your clothes
عجله کن لباسهایت را بپوش
Please pass the platter
لطفا دیس را بده
Can I be cured?
ایا من معالجه میشوم؟
Thank you for invited us
از اینکه ما را دعوت کردید متشکرم
I wish it would stop raining
دلم می خواهد باران بند می امد
I wish I had known that he was ill
کاش می دانستم که او مریض است
The room will be clean later
اتاق بعدا تمیز خواهد شد
Don’t be that much cruel
انقدر بد جنس نباش
I suppose she know him
تصور میکنم بشناسد ش
Don’t canut your chikend before the hatch
جوجه را اخر پاییز می شمارند (ضرب المثل)
Wait on customers
صبر کردن برای مشتری ها
Would you believe it
باورت می شود
To be up to
از چیزی خسته بودن
You’re haired
شما استخدام شدید
You got a point there
این هم نکته ای است
I don’t blame her
من او را سرزنش نمیکنم
My teacher a call to day
معلم من امروز تماس گرفت
That’s a huge lie
ان دروغ خیلی بزرگی است
How are you I ask?
من پرسیدم تو کیستی؟
I’m really puzzled
من واقعا کیج شدم
Don’t canut your chikend before the hatch
جوجه را اخر پاییز می شمارند (ضرب المثل)
What a pity
مایه تاسف است
You’ve learning a good lessen
تو درس خوبی گرفته ای
She will have home gone by 8
او تا ساعت ۸ به خانه خواهد امد
It’s a waste throw it the way
دور ریختن ان اسراف است
Don’t miss it
انرا از دست نده
i learnt to drive in four weeks
یعنی چهار هفته طول کشید تا من رانندگی یاد گرفتم
So have I
من هم همین طور
So am I
من هم همین طور
Neither do you
تو هم همین طور
Neither do I
من هم همین طور
So do I
من هم همین طور

چند جمله کوتاه و پند آموز انگلیسی

there is a luxury in being quiet in the heart of chaos virginia woolf 

حفظ آرامش در آشفتگی نعمتی است 

god grant me serenity to accept the things I cannot change, courage to change the things I can , and wisdom to know the diffrence. 

پروردگار آرامشی بر من ارزانی داشت تا انچه را نمی توانم تغییر دهم بپذیرم،و شجاعتی به من بخشید تا آن چه می توانم را تغییر دهم ،و نیز خردی عطا فرمود تا افاوت ها را در یابم 

contentment is the philosophers stone ,which turn all it toutheth  in to gold , the poor man is rich with it,the rich man poor without it. 

proverb

قناعت ، سنگ کیمیاگری است که در تماس با هرچیز آن را طلا می سازد ،چنانچه فقیر با آن غنی است و غنی بدون آن فقیر

do what you can , with what you have , where you are.      

theodore roosvelt

انجام ده ،هر آنچه می توانی ، با هر آنچه داری ، در هر کجا که هستی 

 

آزمون ket چیست ؟

KET مخفف سر واژه های Key English Test است. این آزمون که از ابتدایی ترین امتحانات زبان انگلیسی عمومی محسوب می گردد، همه ساله توسط بیش از ۳۰٫۰۰۰ زبان آموز در ۶۰ کشور دنیا انجام می شود. این سطح از انگلیسی برای توسعه مهارت های زبانی لازم جهت به کارگیری در مناسبات اجتماعی و یا محیطهای کاری در نظر گرفته شده است. همچون سایر آزمونهای دانشگاه کمبریج، آزمون KET نیز چهار مهارت خواندن، نوشتن، درک مطلب شنیداری و توانایی مهارت بیانی و نیز گرامر و لغت انگلیسی را پوشش می دهد. آزمون KET همچنین می تواند توانایی به کارگیری مهارت زبانی زبان آموز را در موقعیت های واقعی بسنجد.

 

 

این امتحان شامل سه قسمت خواندن و نوشتن، شنیداری و گفتاری است، که قسمت خواندن و نوشتن ۵۰% کل نمره را تشکیل می دهد. در حالی که بخش های شنیداری و گفتاری هر کدام ۲۵% نمره کل را شامل می شوند.


آزمون اول: شامل Reading & Writing (مدت زمان ۱ ساعت ۱۰ دقیقه)

متون Reading شامل متن های کوتاه که ممکن است درباره علائم اجتماعی عمومی (توالت عمومی، آب غیرقابل آشامیدن و زمین خیس است و …) و مقالات غیرتخصصی عمومی باشد. آزمون دهندگان باید توانایی شان را در به کارگیری استراتژی هایی برای درک متون نشان دهند.
برای قسمت Writing زبان آموزان باید بتوانند کارهای متفاوتی مانند پر کردن جاهای خالی در متن، پر کردن فرم و نوشتن یادداشت کوتاه را انجام دهند.

آزمون دوم: امتحان Listening (مدت زمان ۲۵ دقیقه)

زبان آموزان باید توانایی شان را در درک آنچه که می شنوند با جواب به سوالات نشان دهند.

آزمون سوم: امتحان Speaking (مدت زمان ۸ الی ۱۰ دقیقه)

زبان آموزان به صورت دو نفره تست Speaking را انجام می دهند. در این قسمت از آزمون مهارت های زبانی و توانایی تعامل آنها با استفاده از زبان انگلیسی مورد ارزیابی قرار می گیرد ، دانش آموزان با یکدیگر صحبت می کنند و در این میان ممتحن چندین سئوال شخصی از آنها می پرسد.

این امتحان شش بار در سال، در تاریخ های از پیش تعیین شده در ماه های مارس، می، ژوئن (دو بار)، نوامبر و دسامبر اجرا می شود. امتحان KET معمولاً در مراکز رسمی امتحانات دانشگاه کمبریج اجرا می‌شود. که بیش از ۲۴۰۰ مرکز رسمی در بیش از ۱۳۰ کشور وجود دارد.

نتیجه امتحان KET با چهار نمره Fail , Narrow Pass, Pass, Pass with Merit اعلام می گردد. آخرین نمره ای که زبان آموز در امتحان KET دریافت می کند مجموع نمراتش در چهار مهارت ذکر شده می باشد. پنج یا شش هفته پس از امتحان تمامی زبان اموزان کارنامه ای که نمرات آنها را منعکس و نموداری که نشانگر عملکرد زبان آموز در هر بخش از آزمون می باشد را دریافت می کند.

کلمات و جملات رایج در کلاس زبان

 

کلمات بیشتری را اضافه کنید.

Add more words.

آیا این گفته ها صحیح یا  اینکه غلط هستند؟

Are the statements right or wrong?

سوالاتتان را بپرسید

Ask questions.

 

 

می توانم کمک  کنم ؟

Can I help?

لطفا, می شود پنجره را باز کنم ؟

Can I open the window, please?

می توانم به فارسی بگویم ….؟

Can I say it in (Farsi …)?

پاسخهایتان را کنترل کنید

Check your answers.

دو سوال انتخاب کنید

Choose two questions.

اطلاعاتی درباره …. جمع آوری کنید.

Collect information about…

عکسها را رنگ آمیزی کنید.

Colour the picture.

کلماتتان را با (بغل دستی یادوستتان) مقایسه کنید.

Compare your words with your partner.

جملات را با استفاده از کلمات  متن کامل کنید.

Complete the sentences with words from the text.

متن را کامل کنید.

Complete the text.

از روی جدول بنویسید. (کپی برداری کنید)

Copy the chart.

جملات را به ترتیب درست بنویسید. (جملات را مرتب کنید)

Write the sentences in the right order.

اشتباهات را تصحیح کنید.

Correct the mistakes.

جملات اشتباه را تصحیح کنید.

Correct the wrong sentences.

متن را به پنج بخش تقسیم کنید.

Divide the text into five parts.

آیا با این ……. موافقید؟

Do you agree with …

یک اتاق بکشید.

Draw a room.

توضیح بدهید ……

Explain…

کلمات را در جای صحیح قرار بدهید.

Fill in the right words.

برای خودتان یک یار پیدا کنید. ( منظور از پار و دوست ؛ کسی است که بتوانید در سر کلاس از بین همکلاسی ها او را برای تمرین زبان انتخاب کنید)

Find a partner.

دلایل  یا علت ها را پیدا کنید

Find arguments.

جوابهای سوالات را پیدا کنید

Find the questions to the answers.

داستان را تمام کنید.

Finish the story.

دلایل خوبی برای نظراتتتان ارائه بدهید.

Give good reasons for your opinions.

حدس بزنید …..

Guess…

داستان, ممکن است به چه صورتی ادامه پیدا کند؟

How might the story go on?

تصور کنید که …..

Imagine…

به سی دی گوش کنید.

Listen to the CD.

به تصاویر نگاه کنید.

Look at the pictures.

یادداشت برداری کنید.

Make notes.

 چندجمله بسازید.

Make some  sentences.

مکالمات بیشتری با دوستتان انجام دهید.

Make up more conversations with a partner.

بخشهای جمله را با یکدیگر تطبیق بدهید.

Match the sentence parts.

جملات را با سوالات تطبیق دهید.

Match the sentences to the questions.

این (کلمه یا جمله ) به انگلیسی چه می شود؟

What's this in English?

صفحه ۲۵ کتابتان را باز کنید

Open your textbook at page 25.

افعال صحیح را (درجای خالی ) قرار دهید.

Put in the right verbs.

جملات را مرتب کنید .

Put the sentences in the right order.

افعال را در گروه صحیحی قرار بدهید.

Put the verbs in the right groups.

بلند بخوانید.

Read out loud.

بخاطر داشته باشید … یا  یادتان نرود …

Remember…

ببخشید, من تکالیفم را نیاورده ام.

Sorry, I haven't got my homework.

فرض کنید که ….

Suppose…

چند داستان کوتاه انگلیسی

  Mary was an English girl, but she lived in Rome. She was six years old. Last year her mother said to her, ‘You’re six years old now, Mary, and you’re going to begin going to a school here. You’re going to like it very much, because it’s a nice school.’

‘Is it an English school?’ Mary asked.

‘Yes, it is,’ her mother said

Mary went to the school, and enjoyed her lessons. Her mother always took her to school in the morning and brought her home in the afternoon. Last Monday her mother went to the school at 4 o’clock, and Mary ran out of her class.

‘We’ve got a new girl in our class today, Mummy,’ she said. ‘She’s six years old too, and she’s very nice, but she isn’t English. She’s German.’

‘Does she speak English?’ Mary’s mother asked.

‘No, but she laughs in English,’ Mary said happily. 

 

  مری یک دختر انگلیسی بود اما در رم زندگی می کرد. او شش ساله بود. سال گذشته مادرش به او گفت : مری، تو الان شش ساله هستی و دیگر باید به مدرسه بروی. تو حتما آن مدرسه را خیلی دوست داری چون مدرسه زیبایی است.

مری پرسید : آنجا یک مدرسه انگلیسی است؟

مادرش جواب داد : بله، همینطوره.

مری به مدرسه رفت و از درس خیلی خوشش آمد. مادرش همیشه صبح او را به مدرسه می برد و بعد از ظهر به خانه می آورد. دوشنبه گذشته هنگامی که مادرش ساعت ۴ به مدرسه رفت، مری از کلاسش بیرون دوید.

مری گفت : مامان، ما امروز یک شاگرد جدید داریم. او هم شش ساله است و خیلی زیباست اما انگلیسی نیست. او آلمانی است.

مادر مری پرسید : انگلیسی صحبت می کند؟

مری با خوشحالی جواب داد : نه، اما به انگلیسی می خندد. 

 

 

 

 

  Mrs Jones did not have a husband, but she had two sons. They were big, strong boys, but they were lazy. On Saturdays they did not go to school, and then their mother always said, ‘Please cut the grass in the garden this afternoon, boys.’ The boys did not like it, but they always did it.

Then somebody gave one of the boys a magazine, and he saw a picture of a beautiful lawn-mower in it. There was a seat on it, and there was a woman on the seat.

The boy took the picture to his mother and brother and said to them, ‘Look, that woman’s sitting on the lawn-mower and driving it and cutting the grass. We want one of those.’

‘One of those lawn-mowers?’ his mother asked.

‘No,’ the boy said. ‘We want one of those women. Then she can cut the grass every week.’

    

 

  خانم جونز شوهر نداشت، اما دو پسر داشت. آنها بزرگ و قوی اما تنبل بودند. سه‌شنبه‌ها به مدرسه نمی رفتند. همیشه مادرشان به آنها می گفت : امروز بعد از ظهر چمنهای باغ را بچینید. پسرها این کار را دوست نداشتند اما همیشه این کار را انجام می دادند. 
تا اینکه روزی یک نفر مجله‌ای به یکی از پسرها داد، و او نیز تصویری از یک چمن زن در آن مجله دید. روی چمن‌ زن جایگاهی بود و زنی در آن جایگاه بود.
پسر مجله را برای برادر و مادرش برد و به آنها گفت : آن زن را نگاه کنید که روی چمن‌ زن نشسته و با آن کار می‌کند و چمنها را می چیند. ما یکی از آنها را می خواهیم.
مادرش پرسید : یکی از آن چمن‌ زنها را؟
پسر گفت : نه، یکی از آن زنها را م یخواهیم که هر هفته چمنها را بچیند 
 
 
 
 
 

  One of Harry's feet was bigger than the other. “I can never find boots and shoes for my feet,” he said to his friend Dick.

“Why don't you go to a shoemaker?” Dick said. “A good one can make you the right shoes.”

“I've never been to a shoemaker,” Harry said. “Aren't they very expensive?”

“No,” Dick said, “some of them aren't. There's a good one in our village, and he's quite cheap. Here's his address.” He wrote something on a piece of paper and gave it to Harry.

Harry went to the shoemaker in Dick's village a few days later, and the shoemaker made him some shoes.

Harry went to the shop again a week later and looked at the shoes. Then he said to the shoemaker angrily, “You're a silly man! I said, “Make one shoe bigger than the other,” but you've made one smaller than the other!” 

 

 

  یکی از پاهای هری از آن یکی بزرگتر بود. او به یکی از دوستانش بنام دیک گفت : من اصلا نمی توانم کفشی با پوتینی اندازه پایم پیدا کنم.

 دیک گفت : چرا پیش یک کفش‌دوز نمی‌روی؟ یک کفش دوز خوب کفشی اندازه پاهایت می دوزد.

هری گفت : من تا به حال به کفش دوز مراجعه نکرده‌ام. خیلی گران نمی گیرد؟

دیک گفت : نه. بعضی از آنها گران نمی گیرند. یک کفش دوز خوب و نسبتا ارزان در روستای ما هست. این هم آدرس اوست. دیک یک چیزهایی روی کاغذ نوشت و به هری داد. چند روز بعد هری به کفش دوزی روستای دیک رفت و کفشی برای او دوخت.

هفته بعد هری دوباره به مغازه رفت و به کفشهایش نگاه کرد. بعد با عصبانیت به کفش دوز گفت : تو احمقی! من گفتم : کفشی بدوز که یک لنگه‌اش بزرگتر از دیگری باشد اما تو یکی را کوچکتر از دیگری دوختی. 

اصطلاحات و لغات تجارت

کالاهای متروکه

abandoned goods

واگذاری – ترک – انصراف

abandonment

آزمون صلاحیت

ability test

هزینه غیر عادی

abnormal cost

مخاطره کاری غیر عادی

abnormal risk

منسوخ کردن – از میان بردن

abolish

بی فایده – بی نتیجه – ناقص

abortive

آشکارا – بی حیله

above –board

زیادتر از بهای اسمی- پیش از بهای اسمی

above par

خلاصه – مجمل – اختصار

abridgement

بیرن – خارج (از کشور)

abroad

عدم توجه – فقدان اندوخته

absence of consideration

غیبت از کار

absenteeism

صورت حساب قطعی فروش – سند قطعی فروش

absolute bill of sale

تاریخ قبل را گذاشتن – (افزایش حقوق و…) از گذشته حساب کردن

backdate

غیر معمول ، غیر عادی

back door

حامی – پشتیبان

backer

پشتوانه – پشتوانه پول اسکناس یک کشور

backing

ذخیره پشتوانه – مخزن پشتوانه

backing storage

انبار پشتوانه – اندوخته و موجودی پشتوانه

backing store

بهره برگشتی

back interest

حقوق عقب افتاده – حقوق معوقه

back pay

مالیات های عقب افتاده / معوقه

back taxes

اعتبار جبران کننده

back to back credit

برگشت برای جبران کار

back – to –work movement

یاری – کمک – پشتیبانی

back-up n

یاری کردن – کمک کردن – پشتیبانی کردن

back –up v

تعویق تحویل فروشنده – خسارت دیرکرد پرداخت سهام

backwardation

کابل – واحد طول مساوی ۱۸۵ یارد – طناب کلفت

cable n

تلگراف زدن / کردن – تلگرافی حواله کردن

cable v

کشتیرانی در امتداد ساحل از بندری به بندری دیگر

cabotage

ماشین حساب – ماشین شمارش

calculating machine

ماشین حساب – جدول

calculator

تقویم

calendar

ماه تقویمی

calendar month

سال تقویمی

calendar year

سند قرضه عندالمطالبه

callable bonds

سرمایه مورد تعهد سهامداران

called – up capital

پول عندالمطالبه

call money

منصرف شدن از یک معامله

call off a deal

اختیار خرید  – اختیار خرید دیداری

call option

پاسخ دادن به منادی یا کسی که تلفن کند

call over     

اصطلاحات رایج در آیلتس / IELTS

~~(be) about to : ready to , just going to

در صدد ….(بودن) ، در شرف ،قصد داشتن ، خواستن که….را(انجام دادن) نزدیک بودن که … را انجام دادن

EX1: We were about to leave the house when the phone rang

می خواستیم منزل را ترک کنیم که تلفن زنگ زد

EX2: I'm sorry that i broke in. What were you about to say

ببخشید که وسط حرفتان پریدم. چه می خواستید بگویید؟

 

accordint to: in order of, on the authority of

طبق، با توجه به ، طبق نظر ، مطابق با

EX1: According to my dictionary, you are using that word in your essay incorrectly

با توجه به فرهنگ لغت من ، شما آن واژه را در مقاله خود اشتباه بکار می برید

EX2: The students on the football team were ranked according to height, from shortest to tallest

دانشجویان عضو تیم فوتبال ، طبق قد از کوتاهترین به بلندترین به صف شدند.

 

all along : all the time, from the beginning (without change)

از همان اول ، از اول اول ، از ابتدا ، از قبل

EX1: She knew all along that we'd never agree with her plan

Ex2: You're smiling! Did you know all along that I'd give you a birthday present

داری می خندی! آیا از قبل می دانستی که می خواهم بهت کادوی تولد بدم؟

 

all in all : considering everything

در مجموع ، روی هم رفته 

Ex1: Leonard got a low grade in one subject, but all in all he's a good student

لئونارد در یک درس نمره پایین گرفت اما در مجموع دانشجوی خوبی است

Ex2: There were a few problems, but all in all it was a well-organized seminar

علیرغم اینکه مشکلاتی وجود داشت اما روی هم رفته سمینار سازمان یافته ای بود.

 

all (day, week, month, year) long : the entire day, week, month, year

تمام (روز، هفته ، ماه ،سال

Ex1: I've been working on my income tax forms all day long. I've hardly had time to eat

تمام روز را روی فرم های در آمد مالیاتی خودم کار کرده ام. حتی فرصت غذا خوردن نداشته ام

Ex2: It's been raining all week long. We haven't seen the sunsince last Monday

تمام هفته باران آمده است. از دوشنبه قبل هنوز خورشید ندیده ام

 

all of a sudden : suddenly , without warning

ناگهان ، یهو ، بدون خبر ، یکباره

Ex1: All of a sudden Ed appeared at the door. We weren't expecting him to drop by

ناگهان اد دم در ظاهر شد. اصلا انتظار نداشتیم به ما سری بزند

Ex2: All at once Millie got up and left the house without any explanation

میلی یهو بلند شد و بدون اینکه توضیحی بدهد خانه را ترک کرد

 

all right : acceptable, fun; yes, okay

باشه، قبوله ، خب ،خوب ، عالی

Ex1: He said that it would be all right to wait in her office until she returned

گفت که بهتر است در دفتر کارش منتظر بمانیم تا برگردد

Ex2: A- Do you want me to turn off the TV? B- Alright , if you insist

A می خواهی که تلویزیون را خاموش کنم؟

B اگر اصرار داری باشه (حرفی ندارم

 

as a matter of fact : really, actually

در واقع ، در حقیقت ، راستش را بخواهید

Ex1: I didn't say that. In fact, I said quite the opposite

من آن حرف را نزدم. در واقع کاملا بر عکس آن را گفتم

Ex2: Hans thinks he knows English well but, as a matter of fact, he speaks very poorly

هانس فکر می کند انگلیسی را خوب بلد است اما راستش را بخواهید مکالمه او خیلی ضعیف است

as for : regarding, concerning

در مورد ، درباره ، در رابطه با ، اما

Ex1: As for the money, we will simply have to borrow some more from the bank

اما در رابطه با پول ، مجبوریم از بانک بیشتر وام بگیریم

Ex2: There is no doubt as to her intelligence; she's the smartest one in the class

در مورد هوش او شکی وجود ندارد ، او باهوشترین فرد این کلاس است