آموزش گرامر زبان انگلیسی

اطلاعات مهم گرامری مربوط به صحبت کردن به زبان انگلیسی

آموزش زبان انگلیسی
آموزش زبان انگلیسی

به منظور بدست آوردن سلاست و روانی در زبان انگلیسی برای دانش آموزان ESL، مطالعه گرامر میتواند به طور چشمگیری پیشرفت آنها را کند سازد. مطالعه گرامر مقدماتی، یک ضرورت است اما تمرکز روی آن اجازه نمیدهد بتوانید در یک بازه زمانی قابل قبول به طور روان به انگلیسی صحبت کنید. گرامر مؤثرترین عامل بهبود برقراری ارتباط و مهارت های نوشتاری است، اما این موضوع فقط مربوط به کسانی است که دارای مقدماتی ای قوی در انگلیسی هستند.

اگر شما برای شرکت در یک آزمون مشغول مطالعه هستید و یا می خواهید که جزئیات مربوط به قواعد دستور زبان را یاد بگیرید، می توانید بخش دستور زبان سایت ما را مطالعه نمایید که آدرس آن عبارت است از: مبانی دستور زبان انگلیسی.

یک عامل مشترک بین تمامی افراد در سراسر جهان اینست که آنها یاد گرفته اند قبل از اینکه گرامر را یاد بگیرند، صحبت کردن را یاد بگیرند. صحبت کردن اولین گام برای یک دانش آموز زبان انگلیسی است. پس اگر شما در انگلیسی مبتدی هستید، لطفا قبل از مطالعه گرامر بر روی مهارت های صحبت کردن و شنیدن خود تمرکز کنید. بعد از اینکه قادر شدید به طور روان به انگلیسی صحبت کنید، خواهید فهمید که چقدر گرامر ساده است. اما برعکس این موضوع جواب نخواهد داد. روان بودن در زبان انگلیسی به شما در مطالعه گرامر کمک خواهد کرد ولی مطالعه گرامر به صحبت کردن شما کمک نخواهد نمود.

به دلیل این دیدگاه، من بخش خیلی مهمی در گرامر ندارم. من فقط دروس گرامری کلیدی مقدماتی ای را فراهم نموده ام که یک تازه کار بایستی قبل از مطالعه انگلیسی آنها را بداند. لطفا آنها را مرور کرده و مطالعه نمایید، سپس بر روی مهارت های شنیداری و کلامی خود کار کنید.

فاعل چیست؟

فاعل در جمله “who” یا “what” است که شما دارید در مورد آن صحبت می کنید. هر جمله ای نیاز به یک فاعل دارد. اگر شما فاعلی ندارید، جمله شما غلط است و هیچ شخصی نخواهد فهمید که شما دارید در مورد چه چیزی صحبت می کنید.

در دیگر زبان ها، همیشه فاعل مورد نیاز و ضروری نیست. در این حالت به طور شفاهی، شخصی که دارد به شما گوش می دهد متوجه می شود که شما چه می گویید، به همین دلیل نیازی به فاعل نیست. در زبان انگلیسی، همواره به یک فاعل نیاز می باشد.

در اینجا جملاتی کوتاه به عنوان مثال آورده شده که زیر فاعل آنها خط کشیده شده است.

I am hungry”
My brother is very smart”
That computer is very expensive”
We are going to the store now”
My sister and I will be waiting here”
The building is very big”

“When are you going to eat lunch?”
“Why are they waiting in line?”
“Who is going to take you to the store?”

مسند چیست؟

مسند، قسمتی از یک جمله است که شخص را در خصوص اینکه فاعل چه چیزی است و یا چه کاری دارد انجام می دهد آگاه می سازد. مسند در حقیقت یک عبارت است که شامل یک فعل می باشد. فعل، همیشه در قسمت مسند قرار دارد.

بیایید با هم به جملات موجود در درس مربوط به فاعل نگاهی بیاندازیم تا مسند ها را تشخیص دهیم. زیر آنها خط کشیده شده است.

“I am hungry
“My brother is very smart
“That computer is very expensive
“We are going to the store now
“The building is very big

در جملات کوتاه بالایی، ما فاعل و مسند را تشخیص دادیم. در بیشتر جملات پایه، شما به یک فاعل و یک عمل مربوط به آن فاعل نیاز دارید. اجازه بدهید وارد بخش فعل شویم تا این مطلب را با جزئیات بیشتری یاد بگیریم.

فعل چیست؟

فعل یک عمل، وجود، و یا یک رخداد است. در جملات ساده ای که ما تا کنون به کار برده ایم، فعل، بیشتر به شکل وجود بوده است. آن فعل ها “am”، “is”، و “are” می باشند.

دیگر انواع فعل ها، فعل های انجام عمل هستند از قبیل:

Wash
Run
Walk
Throw
Jump
Dance
Laugh
Learn
Teach

فعل های انجام عمل بسیاری وجود دارند، اما من فقط تعدادی از آنها را لیست نموده ام تا متوجه شوید من شما را به چه چیزی ارجاع می دهم. در اینجا یک سری جملاتی وجود دارد که در فهمیدن موضوع به شما کمک می کنند.

“I need to wash my face”
“Jane taught Jill”
“Mike is laughing

یک فعل می تواند در ابتدای جمله نیز قرار گیرد.

Throw the ball at the catcher”
Run towards the finish line”

این موضوع مهم است که مفهوم فعل را بفهمیم، ولی تنها داشتن یک فاعل و یک فعل کافی نیست. برای مثال، “Jill run” یک جمله کامل نیست. حتی با اینکه “Jill” می تواند فاعل باشد و “run” فعل است، ولی این یک جمله کامل نیست. به همین دلیل است که درس قبلی که در مورد مسند بود دارای اهمیت می باشد. بوسیله مسند ما می توانیم آن جمله را به یک جمله درست تبدیل نماییم. “Jill is running”

حرف تعریف چیست؟

حروف تعریف، در ابتدا ساده به نظر می رسند، ولی درس دادن آنها بسیار مشکل می باشد.

“A”، “An”، و “The” کل حروف تعریف هستند. شرح دادن تفاوت های بین آنها آسان می باشد، ولی توضیح اینکه آنها چه موقع به کار می روند مشکل است.

“A” و “An” دارای معنی یکسانی هستند. هر دوی آنها حروف تعریف نامعین می باشند. تفاوت آنها تنها در این است که چه کلمه یا صدایی بعد از آنها می آید. در اینجا توضیح مختصری ارایه می گردد.

شما زمانی باید “A” را به کار ببرید که کلمه بعد از آن با یک حرف بی صدا آغاز شده باشد.

“A dog…”
“A boy…”
“A building…”
“A hamburger…”

شما زمانی باید “An” را به کار ببرید که کلمه بعد از آن با یک حرف صدادار آغاز شده باشد.

“An eagle…”
“An umbrella…”
“An elephant…”
“An awesome book…”

“The” حرف تعریف معین است. تفاوت در این است که آیا اسم یا فاعلی که شما در مورد آن دارید صحبت می کنید معین و مشخص است یا خیر. مثال ها در این زمینه بهترین راه برای درک این تفاوت هستند، پس بیایید نگاهی بیاندازیم.

اگر بگویید، “Iam going to a libray to study”، شخصی که دارید با او صحبت می کنید نمی داند کدام کتابخانه را می گویید. اگر بگویید، “I am going to the library to study”، شخصی که دارید با او صحبت می کنید می داند شما به کدام کتابخانه می خواهید بروید.

“I am going to a coffee shop” (کافی شاپ نامعین)
“I am going to the coffee shop” (یک کافی شاپ خاص که هم شخص صحبت کننده و هم شنونده آن را می شناسند)

در اینجا یک مثال کمی متفاوت وجود دارد، اما هنوز هم از همان مفهوم معلوم یا نا معلوم استفاده می کند.

“I am going to sit in front of one of the computers in the lab”
“I am going to buy a computer”

با وجود اینکه این کامپیوتر می تواند یکی از چندین کامپیوتر زیاد موجود در آزمایشگاه باشد، ولی حرف تعریف صحیح “the” می باشد زیرا هنوز هم کامپیوتری است که در آزمایشگاه مشخص و معلوم می باشد. هرچند اگر بگویید که قصد دارید یک کامپیوتر بخرید، نمی توانید حرف تعریف “the” را استفاده نمایید مگر آنکه قبلا آن کامپیوتر را معین کرده باشید. یک کامپیوتر را می توان از هر برند، نوع و اندازه ای خریداری نمود به همین دلیل می تواند خیلی کلی می باشد. در نتیجه، شما باید “A” را در این نوع جمله به کار ببرید.

در اینجا یک نوع مثال دیگر آورده می شود:

“The heat wave is unbearable”
“I heard a heat wave is coming”

تفاوت بین این دو جمله این است که “heat wave” در اولین جمله مشخص شده است، و در جمله دوم مشخص نشده است. در جمله اول، heat wave از قبل معرفی شده و هم صحبت کننده و هم شنونده می دانند که آن heat wave که دارند در مورد آن صحبت می کنند همان است که در حال حاضر در حال آزمایش آن می باشند. جمله دوم به یک heat wave در آینده اشاره می کند که مشخص نمی باشد.

چه وقت باید و چه وقت نباید یک حرف تعریف را به کار ببریم

یک قاعده کلی این است که به یاد داشته باشیم هنگام اشاره به یک اسم حرف تعریف به کار نمی رود.

“Turn right at the burger store”
“Turn right at McDonalds”

“The boy was running very fast”
“Mike was running very fast”

مثال دیگری از اینکه چه موقع یک حرف تعریف را به کار نبریم موقعی است که در صحبت های خود به یک چیز عمومی اشاره می کنیم.

“Too much alcohol is bad for you”
“Cigarettes can cause lung cancer”

هنگامیکه به ورزش ها اشاره می کنید شما نیازی به حرف تعریف ندارید.

“I love playing badminton”
“Football is a dangerous sport”

در بیشتر موارد، وقتیکه شما به یک کشور اشاره می کنید نیازی به یک حرف تعریف ندارید مگر هنگامیکه به چند کشور یا منطقه اشاره می نمایید. برای مثال، اگر بگویید “England” یا “Scotland”، نیازی به حرف تعریف ندارید، اما اگر به “The United Kingdom” یا “The United States” اشاره می کنید، به حرف تعریف نیاز دارید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *