اصطلاحات رایج در آیلتس / IELTS

~~(be) about to : ready to , just going to

در صدد ….(بودن) ، در شرف ،قصد داشتن ، خواستن که….را(انجام دادن) نزدیک بودن که … را انجام دادن

EX1: We were about to leave the house when the phone rang

می خواستیم منزل را ترک کنیم که تلفن زنگ زد

EX2: I'm sorry that i broke in. What were you about to say

ببخشید که وسط حرفتان پریدم. چه می خواستید بگویید؟


accordint to: in order of, on the authority of

طبق، با توجه به ، طبق نظر ، مطابق با

EX1: According to my dictionary, you are using that word in your essay incorrectly

با توجه به فرهنگ لغت من ، شما آن واژه را در مقاله خود اشتباه بکار می برید

EX2: The students on the football team were ranked according to height, from shortest to tallest

دانشجویان عضو تیم فوتبال ، طبق قد از کوتاهترین به بلندترین به صف شدند.


all along : all the time, from the beginning (without change)

از همان اول ، از اول اول ، از ابتدا ، از قبل

EX1: She knew all along that we'd never agree with her plan

Ex2: You're smiling! Did you know all along that I'd give you a birthday present

داری می خندی! آیا از قبل می دانستی که می خواهم بهت کادوی تولد بدم؟


all in all : considering everything

در مجموع ، روی هم رفته 

Ex1: Leonard got a low grade in one subject, but all in all he's a good student

لئونارد در یک درس نمره پایین گرفت اما در مجموع دانشجوی خوبی است

Ex2: There were a few problems, but all in all it was a well-organized seminar

علیرغم اینکه مشکلاتی وجود داشت اما روی هم رفته سمینار سازمان یافته ای بود.


all (day, week, month, year) long : the entire day, week, month, year

تمام (روز، هفته ، ماه ،سال

Ex1: I've been working on my income tax forms all day long. I've hardly had time to eat

تمام روز را روی فرم های در آمد مالیاتی خودم کار کرده ام. حتی فرصت غذا خوردن نداشته ام

Ex2: It's been raining all week long. We haven't seen the sunsince last Monday

تمام هفته باران آمده است. از دوشنبه قبل هنوز خورشید ندیده ام


all of a sudden : suddenly , without warning

ناگهان ، یهو ، بدون خبر ، یکباره

Ex1: All of a sudden Ed appeared at the door. We weren't expecting him to drop by

ناگهان اد دم در ظاهر شد. اصلا انتظار نداشتیم به ما سری بزند

Ex2: All at once Millie got up and left the house without any explanation

میلی یهو بلند شد و بدون اینکه توضیحی بدهد خانه را ترک کرد


all right : acceptable, fun; yes, okay

باشه، قبوله ، خب ،خوب ، عالی

Ex1: He said that it would be all right to wait in her office until she returned

گفت که بهتر است در دفتر کارش منتظر بمانیم تا برگردد

Ex2: A- Do you want me to turn off the TV? B- Alright , if you insist

A می خواهی که تلویزیون را خاموش کنم؟

B اگر اصرار داری باشه (حرفی ندارم


as a matter of fact : really, actually

در واقع ، در حقیقت ، راستش را بخواهید

Ex1: I didn't say that. In fact, I said quite the opposite

من آن حرف را نزدم. در واقع کاملا بر عکس آن را گفتم

Ex2: Hans thinks he knows English well but, as a matter of fact, he speaks very poorly

هانس فکر می کند انگلیسی را خوب بلد است اما راستش را بخواهید مکالمه او خیلی ضعیف است

as for : regarding, concerning

در مورد ، درباره ، در رابطه با ، اما

Ex1: As for the money, we will simply have to borrow some more from the bank

اما در رابطه با پول ، مجبوریم از بانک بیشتر وام بگیریم

Ex2: There is no doubt as to her intelligence; she's the smartest one in the class

در مورد هوش او شکی وجود ندارد ، او باهوشترین فرد این کلاس است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *