انگلستان

آموزش لغات مهم و پرکاربرد زبان انگلیسی همراه با ترجمه

Governor

فرماندار / فرمانده / حاکم / حکم ران
Sheik
عربی / شیخ / رئیس/ قبیله / رئیس خانواده
Sermon
موعظه /موعظه کردن/ واعظ / خطبه / خطاب / اندرز/ گفتار/ وابسته
Revolt
شورش یا طغیان کردن / اظهار/ تنظر کردن / طغیان / شورش / بهم خوردگی / انقلاب شوریدن
Exile
تبعید / تبعید کردن / وطن / جلای
Pulpit
منبر / بالای منبر رفتن / خطابه /سکوب
Lawful
قانون / مشروع / مجاز / حلال / روا
Justice
داد / عدالت / انصاف / درستی / داد گستری
Arrest
توصیف / توصیف کردن / باز داشتن
THAI
اهل کشور تایلند / تایلندی
Ring worn
بیماری عفونت قارچی/ عفونت قارچی
Drug store
داروخانه / دوا فروشی
Due
موعد / سر رسید
Blast
وزش / سوز / باد/ دم / جریان هوابا بخار/ بادزدگی / صدای شیپور / انفجار/ صدای انفجار/ صدای ترکیدن / ترکاندن /سوزاندن
Climate
اب و هوا
Swiss
سوئیسی
Faction
دسته بندی / فرقه / نفاق
Avoid
دوری کردن از / احتراز کردن / اجتناب کردن/ طفره رفتن از حق / موقوف کردن / الغای کردن
Criminal
گناهکار / جنایت کار جانی /جنایی / بزهکار
squeal
جیغ ممتد / جیغ/ داد / دعوا / نزاع / فریاد/ جیق کشیدن مثل خوک / فاش کردن
Junior
اصغر / موخر/ کم /زودتر / تازه تر/ دانشجوی سال سوم دانشکده یا دبیرستان
Reminder
تذکر / یاد اوری/ یاداوری کردن
Clang
صدای جرنگ جرنگ /صدا کردن/ صدای شیپور/صدای بهم خوردن
Freeze
یخ بستن /منجمد شدن بی اتدازه/ سردکردن / فلج کردن / فلج شدن/ ثابت کردن / یخ زدگی/ افسردگی
Dormitory
خوابگاه
cholera
بیماری وبا / وبا
Staff
کارمندان/ کارکنان / چوب بلند
Giraffe
زرافه
Caliph
خلیفه
Traitor
خائن / جنایتکار
Proper
بجا / شایسته / مناسب
Privacy
خلوت
receipt
قبض
Refund
باز پرداخت
Tight
تنگ
Fancy
تجملی
Aisle
راهرو
Snake foods
غذاهای سبک
Checker
بررسی کننده
Luggage cart
چرخ دستی برای حمل چمدان
Dairy section
پخش لبنیات
Smuggler
قاچاقچی
Customes/custom
گمرک
Canned foods
غداهای کنسرو شده
To catch a taxi
تاکسی گرفتن
Head hunter
بنگاه کاریابی
To offer a job
پیشنهاد دادن یک شغل
Used to
کاری که در گذشته انجام شده است
Coin collection
جمع اوری سکه
Knitting
بافتنی بافتن
Politics
سیاست
Any more
دیگر حالا
Sneeze
عطسه ای / عطسه اور
Compass
قطب نما
Out doors
خارج از منزل / بیرون / در هوای ازاد
Promotion
ترویج
Bank book
دفترچه حساب
Foxy
روباه صفت / حیله گر
Turn
پیچ
To package
بستن کوله پشتی
Recipe
دستور اشپزی
Purpose
هدف
Access
دسترسی
To bury
دفن کردن
Fuzzy
کرکی /ریش ریش / تیره
Board the plane
سوار هواپیما شدن
Unpopular
غیر مشهور / بد نام / غیر محبوب منفور
Muffin
کلوچه
At a bank
در یک بانک
Up stairs
طبقه بالا
Duty free shop
فروشگاه معاف از مالیات
Dashboard
داش بورد اتومبیل
Bumper
سپر اتومبیل
Baby sit
نگهداری بچه
Crystal
بلور
Parcel post
پست اماتات / پست امانت
Air letter
پست هوایی
Greeting card
کارت تبریک
Trunk
صندوق عقب
Shabby
خراب / کهنه
Essential
ضروری
Talent
استعداد
Magic show
نمایش شعبده بازی
Chores
کارخانگی / روزمره
abroad
خارج
Brake
ترمز
Petrol station
پمپ بنزین
To come by
سرزدن / ملاقات کردن
Roll
نان ساندویچی
Photocopy
فتوکپی گرفتن
Paper bag
پاکت کاغذی
Plum
زرد الو
Tangerine
نارنگی
Raspberry
تمشک
Ice tea
چای سرد
Cheese burger
چیز برگر
Reporter
گزارشگر
Sea food
غذای دریایی
Straw
نی (نوشابه)
Rock claiming
صخره نوردی
Scary
ترسنا ک
Syringe
سرنگ
Eye chart
تابلوی معاینه ی چشم
Region
منطقه
Convince
متقاعدکردن
Nasty
لعنتی
To help out
کمک کردن
domain
منطقه
Area
منطقه
Request something
درخواست کردن چیزی (در هواپیما)
Recipe
دستورالعمل(اشپزی)
Concern
نگران
Consider
نگران
Horror movie
فیلم ترسناک
To catch
رسیدن به
Come over
ملاقات کردن
Fragile
شکستنی
To sit up
راست نشستن
Gasp
نفس نفس زدن
Runt
گاوه ماده کوچک / کبوتر خانگی / درشت / کوتوله
Specialist
تخصصی
Out going
معاشرتی
Press
پوشش خبری
Leg of lamp
پاچه (گوسفند)
Liver
جگر(گوسفند)
Roast
برشتن/ کباب کردن
Hall way
حال/ سراسر
Nag
نق زدن
Stand
تحمل کردن
Regret
افسوس
Work out
حل کردن
Clear tap
چسب نواری
Over charged
گران حساب کردن
To found
تاسیس کردن
Shore
ساحل
Meadow
مرغزار / چمنزار
Rain forest
جنگل
Stapler
ماشین دوخت
Sea shell
صدف
Roommate
هم اتاقی
Mummy
مومیایی
Pond
باطلاق
Sprain
در رفتگی
Brace
اتل
To get a way
دوربودن
Sell cars
فروش خودرو
Common
رایج
Popular
رایج
Parking zone
محدوده پارک خودرو
Sell cars
فروش خودرو
Drive a truck
راتدن کامیون
Gesture
حالت اشاره
Body language
زبان بدن
Mandatory
قانون
Wig
کلاه گیس
wizard
جادوگر
Soap dish
جا صابونی
Tile
کاشی
Proverb
ضرب المثل
Funny looking
ظاهره بامزه
Heavy
چاق
Drain
زیر اب
Total
کل قیمت
Lottery
بخت ازمایی
Police cop
مامور پلیس
Jail
زندان
Optician
چشم پزشک
Scale
ترازو
Trash can
سطل اشغال
Shop for buy
خریدکردن برای
Lunch break
ساعت ناهار
Poorly
بد ضعیف
surgery
عمل جراحی
Internist
متخصص داخلی
Call button
دکمه درخواست چیزی در بیمارستان
Bed table
میز تخت خواب
chorus
تمرین سرود
Blame
سرزنش کردن
Quiz
امتحان
Stare
نگاه خیره کردن
Huge
خیلی بزرگ
Shiver
لرزیدن
Shake
لرزیدن
Puzzled
کیج
Work in group
کارگروهی
To keep busy
مشغول بودن
To get alone
وقف دادن
saffron
زعفران
Grease
چرب کردن (چیزی مانند ماهی تابه)
Nuisance
اذیت کردن
Cook until done
کاملا پختن
Great the cheese
رنده کردن پنیر
Grease the pan
چرب کردن ماهی تابه
Promise
قول دادن
Yell
فریاد زدن
Slight
کمی
To keep busy
سرگرم بودن
Phone card
کارت تلفن
To dial a number
شماره گرفتن
Pager
پی جو
Locker
کمد قفل دار
Stuff
وسایل
Robbery
سرقت
Crisp
سرگردانده
Discount
تخفیف
Hand cuffes/ hand cuff
دستبند
Curt room
دادگاه
Convict
محکوم
selfish
از خود راضی
Pure
پاک خالص
Penitentiary
زندان
Supply
ذخیره / تامین کردن
save
ذخیره
Ruby
یاقوت
fake
تقلید
Top store
خبر مهم
Hightides
جزر ومد
Head quarters
قرارگاه
Dispose
دور انداختن
Land fill
گورستان زباله
To publish
منتشر کردن
So called
به اصطلاح
Breakthrought
پیشرفت
To shrink
اب رفتن (چیزی)
Telescope
تلسکوب
Planet
سیاره
Night sky
اسمان شب
To open up
در را گشودن
To drown
غرق شدن
Cant breath
تنگی نفس
Flying disc
پرتاب دیسک
Weight lifting
وزنه برداری
To drown
غرق شدن
To be in shock
شکه شدن
To open up
در را گشودن
trust
اعتماد
Illiteracy
بی سواد
Unnecessary
غیر ضروری
Helmet
کلاه ایمنی
Drop off
گذاشتن بچه
walker
روروعک
Gardener
باغبان
Leash
افسار سگ و حیوانات مشابه/ افسار بستن/ بند زدن
To ties shoes
بستن بند کفش
To come on
روشن شدن
Table cloth
رومیزی
Chipped
ترک خوردن
Liquid
مایع
Solid
جامد/ یکدست
Silk
ابریشم
Cotton
نخ
Clue
کلمه کلیدی / گلوله / به شکل کلاف یا گلوله نخ در امدن
Track
رد پا
Ozone layer
لایه اوزون
Stock clerk
کارمند بورس
Skin canser
سرطان پوست
Hair spray
افشانه مو
Solar energy
انرژی خورشیدی
Nuclear energy
انرژی هسته ای
Wasp
زنبور
bee
زنبور
Sparrow
گنجشک
Voyage
سفر دریا / سفر دریا کردن / سفر
Pigon
کبوتر
Dexter
یمین / در طرف راست
Red light
چراغ قرمز
Low heels
کفش پاشنه کوتاه
Formal dress
لباس رسمی
Cooperation
همکاری
Performance
کار / اجرا / شاهکار
Frustrating
عذاب اور
Peace corps
گروه صلح
Binder
کلاسور
Medical school
مدرسه پزشکی
Dental
وابسته به دندان پزشکی
Blood work
ازمایش خون
Hospital
لباس بیمارستان
Blood work
ازمایش خون
Provision
تدارک
Aid group
گروه کمک
Lead
رهبری
Guid
رهبری
vaccinate
واکسیناسیون
Refuge
مهاجر فراری / پناهنده سیاسی / اواره شدن
Human rights
حقوق بشر
Interim
موقت
Patent
حق انحصاری
On be half of
به خاطر
journalist
روزنامه نگار
Polymer
پلیمر
Cleargymen
روحانیون
Embassy
صفارتخانه
Ministry
وزارت خانه
Frame work
چارچوب
Plummet
سقوط کردن
Equity
ارزش خالص
Crude oil
نفت خام
Barrel
بشکه
Investor
سرمایه گذار
Poverty
فقر
Decline
سقوط
Sluggish
تنبل / گران جان
Rally
ترقی
To drop
سقوط کردن
Incase
مبادا
Drop sharply
سقوط کردن یک مرتبه
Deficit
کسری
Trade
تجارت
sap
از پا در اوردن
Consecutive
پیاپی / متوالی/ پی درپی
Index
شاخص / زیر نویس / فهرست
Department store
فروشگاه
Outlet
فروشگاه
Wavier
صرف نظر
Momentum
مقدار حرکت / مقدار جنبش انی /نیروی حرکت انی
persepolis
تخت جمشید(ایران)
Taj mahal
تاج محل (هند)
Eiffel tower
برج ایفل (فرانسه)
Colossum
ورزشگاه بزرگ روم
Niagara falls
ابشار نیاگارا
Panic
وحشت / ترس / اضطراب ناگهانی
Solos
گریه / هق هق/ بغض
Opera house
ساختمان اوپرا (استرالیا)
Salutation
ادای احترام/ تهنیت / تعارف / سلام/ درود سلام اول نامه
Heading
عنوان سرنامه
Upper
بالایی
Enclose
درمیان گذاشتن / حصار کشیدن دور
To suit
مناسب بودن
History places
مناطق تاریخی
Out of stock
تمام کردن
Precise
دقیق
Exact
دقیق
Ski cap
کلاه اسکی
Trench coat
بارانی
Rain coat
بارانی
Parka
کاپشن خزدار
Down vest
جلیقه
Poster
پوستر / کاغذ
Gown
لباس بلند
Settle
مستقر شدن
Quite
کاملا
Alteration
تغییر / دگرگونی
Studio
اتاق کار
By chance
شانسی
Off hand
فی البداه
Confectionery
قنادی / صنعت شیرینی سازی

)Sentencesجمله(
معنی(mean)
Is it far
دور است
It’s only five minute walk
فقط ۵ دقیقه پیاده راه است
Turn right at the first light
کنار اولین چراغ راهنمایی به سمت راست
Is not far at all
اصلا دور نیست
Can you help me out
ممکن است به من کمک کنید
Should I take the bus
باید سوار اتوبوس شوم
Turn right at the first street
اولین خیابان به سمت راست بپیچید
How do I get to the down town
چگونه میتوانم به مرکز شهر بروم
How can I get to the city park
چگونه میتوانم به پارک مرکز شهر بروم
It’s right to the post office
دقیقا کنار اداره پست است
You can’t miss it
انجا را گم نخواهید کرد
Do you know where the police station is
می دانی نزدیکترین ایستگاه پلیس کجاست
I’m here for my drivers license
من دنبال گواهینامه ام اینجا می گردم
I’ve lost may ways
من را هم را گم کرده ام
Somebody has my stolen my car
یک نفر ماشین مرا دزدیده است
Here the special ticket
این یک بلیط مخصوص است
Are you looking for a big place?
ایا دنبال جای بزرگی هستید؟
Any time next week
هر زمان در هفته اینده
How much is the rent
اجاره ان چقدر است
We are looking for small apartment
ما دنبال یک اپارتمان کوچک هستیم
When can I move in
چه موقع می خواهی نقل مکان کنی
See you soon
بزودی تو را می بینم
I prefer a larger garden
من باغچه بزرگتر را ترجیح می دهم
I’m looking for a home
من دنبال یک خانه میگردم
I’m calling to say good bye
من برای خداحافظی تماس گرفتم
I’m glad to enjoyed it
خوشحالم که لذت بردید
Good bye and have a good travel
خداحافظ سفر خوبی داشته باشی
I come to say goodbye
من برای خداحافظی امده ام
We really have a good time
ما واقعا اوقات خوشی داشتیم
We would better with going
بهتر است ما برویم
My city is shiraz
شهر من شیراز است
I’m not strang enough to be help you
من به اندازه کافی قوی نیستم تا بتوانم به تو کمک کنم
How was the first day on the job
روز اول کار چطور بود
I grow up in tehran
من در تهران بزرگ شده ام
What’s new with you
چه خبر ؟
I’m looking for a phone
من دنبال یک تلفن میگردم
Is there a game show on
ایا یک مسابقه تلویزیونی است
He is always complaing
او همیشه شکایت دارد
Can I offer station
میتوانم پیشنهادی بکنم
Oh I’ve cut my finger
اوه من انگشنم را بریدم
She owns the company
او صاحب شرکت است
Turn up the volume
صدا را زیاد کن
Hurry up put down your clothes
عجله کن لباسهایت را بپوش
Please pass the platter
لطفا دیس را بده
Can I be cured?
ایا من معالجه میشوم؟
Thank you for invited us
از اینکه ما را دعوت کردید متشکرم
I wish it would stop raining
دلم می خواهد باران بند می امد
I wish I had known that he was ill
کاش می دانستم که او مریض است
The room will be clean later
اتاق بعدا تمیز خواهد شد
Don’t be that much cruel
انقدر بد جنس نباش
I suppose she know him
تصور میکنم بشناسد ش
Don’t canut your chikend before the hatch
جوجه را اخر پاییز می شمارند (ضرب المثل)
Wait on customers
صبر کردن برای مشتری ها
Would you believe it
باورت می شود
To be up to
از چیزی خسته بودن
You’re haired
شما استخدام شدید
You got a point there
این هم نکته ای است
I don’t blame her
من او را سرزنش نمیکنم
My teacher a call to day
معلم من امروز تماس گرفت
That’s a huge lie
ان دروغ خیلی بزرگی است
How are you I ask?
من پرسیدم تو کیستی؟
I’m really puzzled
من واقعا کیج شدم
Don’t canut your chikend before the hatch
جوجه را اخر پاییز می شمارند (ضرب المثل)
What a pity
مایه تاسف است
You’ve learning a good lessen
تو درس خوبی گرفته ای
She will have home gone by 8
او تا ساعت ۸ به خانه خواهد امد
It’s a waste throw it the way
دور ریختن ان اسراف است
Don’t miss it
انرا از دست نده
i learnt to drive in four weeks
یعنی چهار هفته طول کشید تا من رانندگی یاد گرفتم
So have I
من هم همین طور
So am I
من هم همین طور
Neither do you
تو هم همین طور
Neither do I
من هم همین طور
So do I
من هم همین طور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *