Hostgator Company Plan Coupon Code 2015

Hostgator Coupons 2015 – discover the Most Valuable Hostgator Coupon Code Promo Codes, Discounts and Discounts of might 2015. GET FULLY UP TO 80% OFF!!

Disclosure: We work hard to supply you valuable and reliable information regarding all the products and services we review. To offer you this free service, we use links on our site that provide us with commissions for referring you to definitely owner’s website. We guarantee that this doesn’t influence any of the product we current, but may influence the ratings, and only supports our truthful efforts to provide you the best and most thorough information feasible.

Also had bad experiences with hostgator. They were really courteous but I went into issue after problem and had my internet sites down for a complete week at one point. I personally use green geeks and bluehost and have always been happy with them both. Green Geeks is most likely my personal favorite. Their help are extremely quick, and also understand what their doing – 1 solution and within five full minutes the issue is solved.

The program features an authentic cPanel dashboard. Because it is a genuine install, navigating throughout your web hosting account is more convenient than ever before. You are able to handle your domains, site files, e-mail records, script installs, etc. Current status is we are without the possibility to upgrade the internet site or FTP files. We also cannot manage the site via cpanel. About the website is still up.

After months of research I decided to go with hostgator, 1 1/2 years later i am still glad I did. Specially using them having a partnership with weebly, it has managed to get very simple regarding building your site. In your community of domains and sub domains, HostMonster offers you the chance of hosting unlimited domains and sub domains without the extra charge.

I came across an excellent business called Laris Hosting and went of my rut as well as signed up as a reseller (to host my customers internet sites here too). I’ve had a great deal of difficulties with every host I’ve had till now but have started steering away from shared hosting because most likely anywhere you go it will be the same, always getting suspended for a rogue script gone bad for a split second rather than even giving you time for you troubleshoot in between suspensions. Will read and share your experience with others. I’m steering towards WestHost in the middle of this thirty days.

Web hosting services shared should not be high priced. HostGator understands the aspect of affordable hosting and starts their shared enviroment plans at a competitive $3.96/month. This plan entitles you to most of the limitless web hosting features such as bandwidth, storage area, MySQL databases, email records, etc. Hostgator, Bluehost, HostMonster, or JustHost? maybe not doing well that could be because because EIG owns them all. I am able to easily recommend hostgator to anybody on the market who wants to start their own web site, and I can not suggest them enough.

لغات پر کاربرد انگلیسی

لغات پر کاربرد انگلیسی


جملات پرکاربرد انگلیسی یکی از منابع بسیار خوب برای آموزش انگلیسی است . انگلیسی پر از لغات متعدد است که تمامی این لغات در قالب جملات معنا پیدا می کنند و به همین دلیل آموزش انگلیسی از طریق جمله یکی از روشهای بسیار موثر می باشد (جهت آشنایی با نرم افزار ELA درباره آموزش انگلیسی از طریق جمله اینجا کلیک کنید)

ولی طبیعتا زبان انگلیسی دارای جملات بسیار زیادی است که هرگز نمی توان در زمان کم و محدود دایره وسیعی از جملات و لغات انگلیسی را پوشش داد. یک راه حل مناسب یادگیری جملات و لغات پرکاربرد انگلیسی است. انگلیسی نیز مانند هر زبان دیگری دارای جملات پرکاربردی می باشد که یادگیری این جملات کمک شایانی در آموزش مکالمه انگلیسی می نماید.

در این پست بخش اول تعدادی از جملات انگلیسی پرکاربرد و کوتاه  آورده شده است. در ادامه بخشهای بعدی این جملات نیز در سایت قرار خواهد گرفت.

آموزش جملات و لغات پرکاربرد انگلیسی

You know me well

شما منو خوب می شناسین

Be rational Reza

عاقل باش رضا

For the last time

برای آخرین بار

May God preserve you

خدا حفظت کنه

Don’t blame me

سرزنشم نکن

Why don’t you get it

چرا نمی فهمی؟

I didn’t do anything

من کاری نکردم

We won’t see each other again

دیگه همدیگرو نمیبینیم

I hate you all

از همتون متنفرم

what’s my sin

من چه گناهی کردم؟

It’s not clear yet

هنوز معلوم نیست

Why didn’t you come out

چرا بیرون نیومدی؟

We should be sure

باید مطمئن بشیم

Dinner is ready

شام حاضره

What was the problem

مشکل چی بود؟

You can’t deceive me

نمیتونی منو فریب بدی

How are you kid

چطوری بچه؟

Dad only listens to you

بابافقط به حرف تو گوش میده

What’s the story

جریان چیه؟

Lower your voice

صداتو بیار پایین

There’s no other option

چاره ی دیگری نداریم

We were forced


But i feel sad for you

امادلم برات می سوزه

What have you got to say

چی داری بگی؟

You said the right thing

خوب چیزی گفتی

Don’t lie to me

به من دروغ نگو

What is Reza doing here

رضا اینجا چیکار میکنه؟

You aren’t a good person

تو آدم خوبی نیستی

Cast away your doubts and come with me

تردید خود را رهاکن وبا من بیا

Keep it to yourself

موضوع پیش خودت بماند

He is completely down today

او اروز خیلی پکراست

Let’s go to the heart of the matter

اجازه دهید به اصل موضوع بپردازیم

What are you hinting at

منظورت چیست؟(داری به چی اشاره می کنی؟)

۳ نکته مهم در مورد اصطلاحات انگلیسی

۳ نکته مهم در مورد اصطلاحات انگلیسی

با سلام خدمت به همه در اینجا نکاتی برای بهتر یاد گرفتن زبان انگلیسی قرار میدهیم

نکته اول

تعداد زیادی از اصطلاحات غیر رسمی انگلیسی و به اصطلاح خودمانی هستند. برخی دیگر حالت غیر مودبانه و برخورنده دارند. باید بخاطر داشت که این دسته از اصطلاحات فقط بین دوستان نزدیک و یا کسانی که رابطه خیلی صمیمانه دارند به کار می رود و کاربرد آن ها در شرایط دیگر می تواند سبب رنجش و ناراحتی افراد شود. مثلا اصطلاح !Cut it out به معنای (دیگه بسه) فقط بین دوستان نزدیک و یا در حالت ناراحتی یا عصبانیت گفته می شود. لذا به هنگام یادگیری یک اصطلاح علاوه بر معنای آن باید مناسبت های اجتماعی آن را نیز فرا گرفت و دانست که کاربرد یک اصطلاح در چه موقعیت هایی مناسب یا نامناسب است.


نکته دوم

درست است که زبان انگلیسی صدها اصطلاح دارد ولی این بدان معنی نیست که ما در گفتار یا نوشتار خود مرتبا و پشت سر هم از اصطلاح استفاده کنیم. همان گونه که بکار نبردن اصطلاح به گفتار ما حالت خشک و جدی می دهد. لذا باید توجه داشته باشیم که اگر متنی را می نویسیم یا گفتاری را آماده می کنیم از اصطلاحات به صورت متناوب و با فاصله طبیعی استفاده کنیم.

نکته سوم

باید توجه داشت که Idiom با slang تفاوت هایی دارد. اسلنگ به اصطلاحاتی گفته می شود که بیش از اندازه غیر رسمی هستند و غالبا گروه های خاصی از جمله نوجوانان ، سربازان ، بزهکاران و …. از آن ها استفاده می کنند. برخی از این اصطلاحات ماندگارند ولی تعداد زیادی از آن ها به سرعت عوض شده و با اصطلاحات جدید جایگزین می شوند. آموختن این گروه از اصطلاحات برای زبان آموزی که اصطلاحات اصلی انگلیسی را نمی داند چندان ضرورتی ندارد و علاوه بر آن باید دقت کرد که استفاده از این اصطلاحات به اصطلاح خیابانی تاثیر چندان خوبی در شنونده ایجاد نمی کند در حالیکهاصطلاحات اصلی انگلیسی جزئ جدایی ناپذیر و ضروری آن است و کاربرد آن باعث ایجاد صمیمیت می شود. لذا به زبان آموزان توصیه می شود که ابتدا idioms را یاد بگیرند و آن گاه اگر ضرورتی باشد به slang بپردازند.


توجه داشته باشید که ممکن است شما با ساختار ها (گرامر) ، کاربرد ها و لغات پایه ای زبان انگلیسی آشنایی داشته باشید و بتوانید از آن ها استفاده کنید اما انگلیسی زبان ها در مکالمات دوستانه و در محل کار یا محل تحصیل، علاوه بر ساختار ها و واژگان از صدها اصطلاح و هزاران جمله که حالت اصطلاحی دارند استفاده می کنند. متاسفانه این بخش مهم و مفید از زبان انگلیسی در سایت های آموزش زبان به ندرت یافت می شود زیرا در بیشتر سایت ها اغلب به معرفی ساختارها، کاربرد ها و واژگان پایه ای اکتفا می کنند که البته برای رفع نیاز و صحبت کردن در حد مسائل روزمره مفید است ولی نمی تواند فراتر از آن رود زیرا هم حجم آن محدود است و هم کم و بیش حالت رسمی و جدی دارد و برای ایجاد ارتباط دوستانه و نزدیک تر چندان مناسب نیست.

یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی باعث می شود که زبان شما از حالت محدود و یک بعدی خارج شده و به انگلیسی واقعی که در محیط صحبت می شود نزدیک تر شود. علاوه بر آن استفاده کافی و مناسب از اصطلاحات می تواند نشانه دانستن زبان خارجی در حد پیشرفته باشد. تصمیم داریم تا به این بخش توجه نموده و در پست های آینده ، اصطلاحات را به شما آموزش دهیم .با یادگیری و تمرین مداوم اصطلاحات  می توانید انگلیسی واقعی را که در مکالمات رودررو و یا در فیلم ها می شنوید بهتر درک کنید و نیز می توانید خودتان با اعتماد به نفس بیشتری انگلیسی صحبت کنید.

به خاطر داشته باشید که کلید یادگیری اصطلاحات و افزایش دانش و مهارت زبانی شما در تمرین مکرر و فراوان این مکالمات است.

داستان کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی(سری۲)

داستان کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی(سری۲)

English Story

Mary was an English girl, but she lived in Rome. She was six years old. Last year her mother said to her, ‘You’re six years old now, Mary, and you’re going to begin going to a school here. You’re going to like it very much, because it’s a nice school.’

‘Is it an English school?’ Mary asked.

‘Yes, it is,’ her mother said

Mary went to the school, and enjoyed her lessons. Her mother always took her to school in the morning and brought her home in the afternoon. Last Monday her mother went to the school at 4 o’clock, and Mary ran out of her class.

‘We’ve got a new girl in our class today, Mummy,’ she said. ‘She’s six years old too, and she’s very nice, but she isn’t English. She’s German.’

‘Does she speak English?’ Mary’s mother asked.

‘No, but she laughs in English,’ Mary said happily.


مری یک دختر انگلیسی بود اما در رم زندگی می کرد. او شش ساله بود. سال گذشته مادرش به او گفت : مری، تو الان شش ساله هستی و دیگر باید به مدرسه بروی. تو حتما آن مدرسه را خیلی دوست داری چون مدرسه زیبایی است.

مری پرسید : آنجا یک مدرسه انگلیسی است؟

مادرش جواب داد : بله، همینطوره.

مری به مدرسه رفت و از درس خیلی خوشش آمد. مادرش همیشه صبح او را به مدرسه می برد و بعد از ظهر به خانه می آورد. دوشنبه گذشته هنگامی که مادرش ساعت ۴ به مدرسه رفت، مری از کلاسش بیرون دوید.

مری گفت : مامان، ما امروز یک شاگرد جدید داریم. او هم شش ساله است و خیلی زیباست اما انگلیسی نیست. او آلمانی است.

مادر مری پرسید : انگلیسی صحبت می کند؟

مری با خوشحالی جواب داد : نه، اما به انگلیسی می خندد.

داستان کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

داستان کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

با سلام خدمت به همه در این پست یه داستان کوتا و جالب انگلیسی رو میزاریم

English Story

An old lady went out shopping last Tuesday. She came to a bank and saw a car near the door. A man got out of it and went into the bank. She looked into the car. The keys were in the lock.

The old lady took the keys and followed the man into the bank.

The man took a gun out of his pocket and said to the clerk, “Give me all the money.”

But the old lady did not see this. She went to the man, put the keys in his hand and said, “Young man, you’re stupid! Never leave your keys in your car: someone’s going to steal it!”

The man looked at the old woman for a few seconds. Then he looked at the clerk—and then he took his keys, ran out of the bank, got into his car and drove away quickly, without any money.


ترجمه فارسی

سه شنبه گذشته یک پیرزن برای خرید بیرون رفت. او به بانکی رفت و ماشینی را نزدیک در بانک دید. مردی از آن ماشین پیاده شد و به بانک رفت. پیرزن داخل ماشین را نگاه کرد. کلیدها روی قفل ماشین جا مانده بود.

پیرزن کلیدها را برداشت و به دنبال مرد وارد بانک شد.

مرد از جیبش اسلحه‌ای بیرون آورد و به منشی بانک گفت : “همه پولها را بده.”

اما پیرزن این کار او را ندید. او به طرف مرد رفت، کلیدها را در دستش گذاشت و گفت : جوان، خیلی گیجی! هیچ‌وقت کلیدهای ماشینت را در آنجا نگذار، هر کسی ببیند خیال دزدیدن ماشین به سرش می زند!

مرد چند ثانیه‌ای به پیرزن نگاه کرد. سپس به منشی نگاه کرد و بعد کلیدهایش را گرفت، از بانک بیرون دوید، سوار ماشینش شد و بدون هیچ پولی به سرعت از آنجا دور شد.

وسایل نقلیه به زبان انگلیسی

وسایل نقلیه به زبان انگلیسی












نوعی بالن هوایی کوچک








نام دیگر تاکسی


خودروی دارای تختخواب


نوعی قایق کوچک




نوعی کشتی





Conestoga wagon
نوعی واگن


covered wagon
ارابه سرپوشیده


fire truck
ماشین آتش نشانی


garbage truck
ماشین حمل زباله


بالگرد (هلی کوپتر)


hot-air balloon
بالن هوای گرم


قایق ته پهن چینی


نوعی قایق کوچک، کایاک


قایق نجات


خودروی سواری بزرگ، لیموزین

جملات زیبا انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

جملات زیبا انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

A real friend
is one who walks in
when the rest
of the world walks out.

یک دوست واقعی اون کسی هستش که وقتی میاد

که تموم دنیا از پیشت رفتن.


life is a road and you are its passengers so , be careful about the value of your times , maybe you wont be in the road tomorrow

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، زیرا امکان دارد فردا نباشیم


Live in such a way that those who know you but
don’t know God will come to know God because they know you

چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
به واسطه آشنایی با تو، با خداوند آشنا شوند


We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم


don’t wait until people are dead to give them flower
برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم مرگ آنها نباشین


The only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like you
تنها علتی که باعث می شود یک نفر از تو متنفر باشد، این است که می‌خواهد دقیقاً مثل تو باشد.


A smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don’t like you
یک لبخند از طرف تو می تواند موجب شادی کسی شود؛ حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند.


Every night, SOMEONE thinks about you before he/she goes to sleep
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می‌کند.


You are special and unique, in your own way
تو در نوع خود استثنایی و بی‌نظیر هستی.


Someone that you don’t know even exists, loves you
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بی‌اطلاع هستی.


When you make the biggest mistake ever, something good comes from it
وقتی بزرگ ترین اشتباهات زندگیت را انجام می‌دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود.


When you think the world has turned it’s back on you, take a look you most likely turned your back on the world
وقتی خیال می‌کنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن، شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده‌ای.


Always tell someone how you feel about them you will feel much better when they know
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آن ها بیان کن، وقتی آن ها از احساست نسبت به خود آگاه می‌شوند، احساس بهتری خواهی داشت.



عبارات مفید انگلیسی به همراه ترجمه فارسی

عبارات مفید انگلیسی

اینجاست/اینجا هستند

هی یر ایز/آر

Here is/are

من از آن خوشم می آید

آی لایک ایت

I like it

من از آن خوشم نمی آید

آی دنت لایک ایت

I don’t like it


آی دیدنت نو

I didn’t know

اینطور فکر میکنم

آی تینک سو

I think so

گرسنه ام

آیم هانگری

I’m hungry

تشنه ام

آیم ترستی

I’m thirsty

خسته ام

آیم تایرد

I’m tired

عجله دارم

آیم این ا هری

I’m in a hurry


آیم ردی

I’m ready

یک لحظه صبر کنید

جاست ا مومنت

Just a moment

از این طرف لطفا

دیس وی ، پلیز

This way, please

ارزان است

ایتس چیپ

It’s cheap

خیلی گران است

ایتس تو اکسپنسیو

It’s too expensive

همه اش همین.

دتس آل

That’s all

حق با شماست

یور رایت

You’re right

جملات رایج در مکالمه انگلیسی
باز هم یک سری دیگر از جملات رایج در مکالمه زبان انگلیسی  

مشکلات زبانی

لنگوئج پرابلمز

Language Problems

من انگلیسی/آمریکایی/ایرانی هستم

آیم انگلیش/آمریکن/ایرنین

i,m english/american/iranian

شما انگلیسی صحبت میکنید؟

دو یو سپیک اینگلش

do you speak english

من اسپانیایی صحبت نمی کنم

آی دونت سپیک سپنیش

i don,t speak spanish

متوجه نمی شوم

آی دنت آندرستند

i don,t understand

ممکن است لطفا آن را دوباره بگویید

وود یو سی ‌ذت اگن,پلیز

would you say that again,please

لطفا آرام تر صحبت کنید

پلیز سپیک سلولی

please speak slowly

در اسپانیایی به این چه می گویید

وات ایز ایت کالد ان سپانیش

what is it called in spanish

این هم یک سری از جملات رایج انگلیسی که بسیار در مکالمات روزمره انگلیسی استفاده می شوند.

جملات مورد استفاده انگلیسی

یوزفول ستیتمنتز

Useful Statements

من از این خوشم میاد

آی لایک ایت

i like it

من این را دوست ندارم

آی دنت لایک ایت

i don,t like it 

مطمئن نیستم

آیم نات ش

i,m not sure 


آی دنت نو

i don,t know


آی دیدینت نو

i didn,t know

من هم اینطور فکر میکنم

آی سینک سو

i think so 

گرسنه هستم

آیم هانگری

i,m hungry

تشنه هستم

ایم سرستی

i,m thirsty

خسته هستم

ایم تایرد

i,m tired 

عجله دارم

ایم این ا هاری

i,m in a hurry 

آماده ام،حاضرم

ایم ردی

i,m ready 

من را تنها بگذار

لیو می الون

leave me alone 

فقط یک دقیقه

جاست ا مومنت

just a moment 

لطفا از این طرف

ذ یس وی پلیز

this way,please 


تیک ا سیت

take a seat 

ارزان/گران است

اتز جیپ/اکسپنسیو

i,ts cheap/expensive 

خیلی زیاد است

اتز تو ماچ

its to mach 

تمام شده

دتس ال

 that,s all

حق با شماست

یر رایت

you,re right 

اشتباه میکنید

یر رانگ

you,re wrong 

از کمک شما متشکرم

ثنک یو فر یر هلپ

thank you for your help 

قشنگ است

ایتز بیوتیفول

it,s beautiful 


کام ان

!come in

سوال ها و درخواست ها در زبان انگلیسی

سوال ها و درخواست ها

کواسشنز اند ری کواستز

Questions & Requests

کجاست/کجا هستند؟


Where is/are




چقدر هست/هستند؟

هاو ماچ ایز/آ…

How mach is/arwe

چقدر دور؟ چه فاصله ای؟

هاو فا

How far

آن چیست؟

واتس ذت

What s That

چه می خواهید؟

وات دو یو وانت

What Do You Want

چه باید بکنم؟ چکار باید بکنم؟

وات ماست آی دو

What must i do


هو یو…

Have you



Is / are there

شما…را دیده اند؟

هو یو سین…

Have you seen

لطفا به من…بدهید

پلیز کیو می…

Please give me

من…می خواهم/دوست دارم

آی وانت/شود لایک

I want/should like


نکات اولیه

ضروری ها









لطفا(خواهش میکنم)




ثنک یو

Thank you

نه متشکرم

نو ثنک یو

No Thank You

  نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت ۲۰:۲۹  توسط شیوا  |  نظر بدهید

حرف Y دارای دو صدا است (تلفظ حروف بی صدا انگلیسی )

الف: ای مثل: MANY (م نی)



ب: آی مثل: MY (مای)

  نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت ۲۰:۲۸  توسط شیوا  |  نظر بدهید

حرف X دارای دو صدا است(حروف بی صدا انگلیسی)

الف: ترکیبی از (ک – س) مثل: BOX (باکس)



ب: ترکیبی از (گ – ز) مثل: EXAM (اگزم)

  نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت ۲۰:۲۵  توسط شیوا  |  نظر بدهید

حرف S دارای چهار صدا است(حروف بی صدا)

الف: س مثل: SEE (سی)

ب: ز مثل: IS (ایز)

ج: ژ مثل: PLEASURE (پله ژر)

د: ش مثل: SURE (شر)

حرف Q دارای دو صدا است(حروف بی صدا)

این پست دررابطه با تلفظ حروف انگلیسی می باشد.

الف: کو مثل:  GUEEN (کوئین)



ب: ک مثل:  UNIQUE (یونیک)

آموزش جملات و لغات پرکاربرد انگلیسی

متعدد است که تمامی این لغات در قالب جملات معنا پیدا می کنند و به همین دلیل آموزش انگلیسی از طریق جمله یکی از روشهای بسیار موثر می باشد (جهت آشنایی با نرم افزار ELA درباره آموزش انگلیسی از طریق جمله اینجا کلیک کنید)

ولی طبیعتا زبان انگلیسی دارای جملات بسیار زیادی است که هرگز نمی توان در زمان کم و محدود دایره وسیعی از جملات و لغات انگلیسی را پوشش داد. یک راه حل مناسب یادگیری جملات و لغات پرکاربرد انگلیسی است. انگلیسی نیز مانند هر زبان دیگری دارای جملات پرکاربردی می باشد که یادگیری این جملات کمک شایانی در آموزش مکالمه انگلیسی می نماید.

در این پست بخش اول تعدادی از جملات انگلیسی پرکاربرد و کوتاه  آورده شده است. در ادامه بخشهای بعدی این جملات نیز در سایت قرار خواهد گرفت.

آموزش جملات و لغات پرکاربرد انگلیسی

You know me well

شما منو خوب می شناسین

Be rational Reza

عاقل باش رضا

For the last time

برای آخرین بار

May God preserve you

خدا حفظت کنه

Don’t blame me

سرزنشم نکن

Why don’t you get it

چرا نمی فهمی؟

I didn’t do anything

من کاری نکردم

We won’t see each other again

دیگه همدیگرو نمیبینیم

I hate you all

از همتون متنفرم

what’s my sin

من چه گناهی کردم؟

It’s not clear yet

هنوز معلوم نیست

Why didn’t you come out

چرا بیرون نیومدی؟

We should be sure

باید مطمئن بشیم

Dinner is ready

شام حاضره

What was the problem

مشکل چی بود؟

You can’t deceive me

نمیتونی منو فریب بدی

How are you kid

چطوری بچه؟

Dad only listens to you

بابافقط به حرف تو گوش میده

What’s the story

جریان چیه؟

Lower your voice

صداتو بیار پایین

There’s no other option

چاره ی دیگری نداریم

We were forced


But i feel sad for you

امادلم برات می سوزه

What have you got to say

چی داری بگی؟

You said the right thing

خوب چیزی گفتی

Don’t lie to me

به من دروغ نگو

What is Reza doing here

رضا اینجا چیکار میکنه؟

You aren’t a good person

تو آدم خوبی نیستی

Cast away your doubts and come with me

تردید خود را رهاکن وبا من بیا

Keep it to yourself

موضوع پیش خودت بماند

He is completely down today

او اروز خیلی پکراست

Let’s go to the heart of the matter

اجازه دهید به اصل موضوع بپردازیم

What are you hinting at

منظورت چیست؟(داری به چی اشاره می کنی؟)

داستان کوتاه انگلیسی همراه باترجمه فارسی

I was walking down the street when I was accosted by a particularly dirty and shabby-looking homeless woman who asked me for a couple of dollars for dinner.

در حال قدم زدن در خیابان بودم که با خانمی نسبتا کثیف و کهنه پوشی که شبیه زنان بی خانه بود روبرو شدم که از من ۲ دلار برای تهیه ناهار درخواست کرد.

I took out my wallet, got out ten dollars and asked, ‘If I give you this money, will you buy wine with it instead of dinner?’

من کیف پولم را در آوردم و ۱۰ دلار برداشتم و ازش پرسیدم اگر من این پول را بهت بدم تو مشروب بجای شام می خری؟!

‘No, I had to stop drinking years ago’ , the homeless woman told me.

نه,من نوشیدن مشروب را سالها پیش ترک کردم,زن بی خانه به من گفت.

‘Will you use it to go shopping instead of buying food?’ I asked.

ازش پرسیدم آیا از این پول برای خرید بجای غذا استفاده می کنی؟

No, I don’t waste time shopping,’ the homeless woman said. ‘I need to spend all my time trying to stay alive.’

زن بی خانه گفت:نه, من وقتم را یرای خرید صرف نمی کنم من همه وقتم را تلاش برای زنده ماندن نیاز دارم.

Will you spend this on a beauty salon instead of food?’ I asked.

من پرسیدم :آیا تو این پول را بجای غذا برای سالن زیبایی صرف می کنی؟

Are you NUTS!’ replied the homeless woman. I haven’t had my hair done in 20 years!’

تو خلی!زن بی خانه جواب داد.من موهایم را طی ۲۰ سال شانه نکردم!

Well, I said, ‘I’m not going to give you the money. Instead, I’m going to take you out for dinner with my husband and me tonight.’

گفتم , خوب ,من این پول را بهت نمیدم در عوض تو رو به خانه ام برای صرف شام با من و همسرم می برم.

The homeless Woman was shocked. ‘Won’t your husband be furious with you for doing that? I know I’m dirty, and I probably smell pretty disgusting.’

زن بی خانه شوکه شد .همسرت برای این کارت تعصب و غیرت نشان نمی دهد؟من می دانم من کثیفم و احتمالا یک کمی هم بوی منزجر کننده دارم.

I said, ‘That’s okay. It’s important for him to see what a woman looks like after she has given up shopping, hair appointments, and wine.’

گفتم:آن درست است . برای او مهم است دیدن زنی شبیه خودش بعد اینکه خرید و شانه کردن مو و مشروب را ترک کرده است!


دلایل اصلی ناکامی برای یادگیری زبان انگلیسی

دلایل اصلی ناکامی برای یادگیری زبان انگلیسی

بشر در هیچ دوره‌ای این چنین با حجم انبوهی از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگردانی انسان امروز، انتخابی مناسب از بین هزاران امکانی است که عمر کوتاهش را بر نمی‌تابد و این سرگردانی، در انتخاب روشی مناسب برای یادگیری یک زبان بین المللی با گستره تولید جهانی، صد چندان شده است. کتابها، فیلمهای صوتی – تصویری، کلاسهای آموزشی رسمی و غیر رسمی، نرم افزارها و پهنه گسترده اینترنت در کارند تا امر فراگیری یک زبان خارجی تحقق یابد. آیا اشکال در بهره هوشی ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است که با گذراندن بیش از ده سال از دوران راهنمائی تا دانشگاه هنوز نتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی با گذراندن بیش از ده سال، از دوران دبیرستان تا دانشگاه، هنوز نتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم. بدون شک اشکال در بهره هوشی و توانائی‌های ما نیست بلکه مشکل در روشها و تکنولوژی‌هایی است که ما با استفاده از آنها زمان بزرگی از زندگی خویش را از دست داده‌ایم. عمده‌ترین دلایل نا‌کامی در فراگیری زبان در کشور ما بقرار زیر است:


ما همیشه زبان را درس مشکلی تصور می کردیم که باید آنرا امتحان دهیم و بدین دلیل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتی نیافتیم که از آن لذت ببریم.
تکیه بر محیط مبتنی بر متن

دنیای واقعی زبان، یک دنیای صوتی است. در حالی که سیستم آموزشی ما، دنیایی مبتنی بر متن بوده است و این باعث می‌شد که مشکل تلفظ نیز بر مشکلات بیشمار ما افزوده شود. بدلیل عدم زیستن در یک محیط واقعی صوتی با آن احساس بیگانگی می‌کنیم. نتیجه این سیستم آموزشی در آرمانی ترین شرایط تربیت مترجم بود، نه کسی که با زبان بتواند ارتباط برقرار کند.
تکیه بر گرامر

کاش ما زبان را با روش کودکان یاد می‌گرفتیم که کمترین اهمیتی برای دستورات پیچیده زبان نمی‌دهند. راستی ما، خود چقدر با گرامر زبان مادری خود آشنا هستیم؟ دستوات گرامری در تمامی زبانها یک موضوع کاملاً تخصصی و انتزاعی از زبان است و اگر نه اینست، پس اینهمه رشته‌های دانشگاهی سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معنی می‌دهند؟ حرف زدن با رعایت دستورات گرامری زبانی پر از استثناء، مانند انگلیسی، تقریباً غیر ممکن است.

تأکید بر یادگیری لغات

آموزش ما، حفظ کردن فرهنگهای لغت بود، هر معلمی برای خود دیکشنری کوچکی می‌ساخت که مجبور به حفظ کردن آن بودیم. و متأسفانه هنوز هم کار به همین منوال است. در یک فرهنگ انگلیسی نگاهی به لغت GET یا TAKE بیندازید. دو صفحه معنی مختلف و گاه متضاد برای یک لغت، سردرگمی آدمی را در آموزش صد چندان می‌کند. فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار می‌گیرند. مثلاً لغت Take معنی واضحی ندارد، در حالی که معنی عبارت Take off کاملا مشخص است.
اهمیت دادن به امر خواندن

در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن پرداخته شده است امر خواندن می‌باشد. در برخی از کلاسهای غیر رسمی نیز صحبت از هم زمانی چهار عنصر رفته است. اما وقتی ما در محیط واقعی زبان قرار می‌گیریم در می‌یابیم که اگر هدف فراگیری زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهمیت درجه چندم دارند، به این دلیل ساده که در تمامی زبانها افراد بی سواد آن جامعه نیز قادر با تکلم زبان مادری خود هستند.

جملات مهم و کاربردی زبان انگلیسی

جملات مهم و کاربردی زبان انگلیسی


آب و هوای اصفهان چه چوریه؟

(مثل چیه؟ like یعنی مثل)

What’s the weather like in Isfahan?


آپارتمان در منطقه ناامنی از شهر واقع شده بود.

The apartment was in a dangerous neighborhood.


آدم باید سعی کند دروغ نگوید

One should try not to tell a lie.


آسانسور خراب است

باید از پله­ها برویم

The elevator is out of order

We have to take the stairs


آسمان دارد صاف می­شود

(ابرها دارند کنار می­روند)

The clouds are lifting.


آشپزی بلدی؟

رانندگی – تایپ کردن – اتوکشیدن … بلدی؟

Can you cook?

Drive, type, iron


آلودگی هوای تهران جدیه

Air pollution in Tehran is serious.


آنرا کجا گذاشتی؟

Where did you put it?


آنها برای کار اینجا بودند .

They were here on business.


آنها به تعطیلات رفته­اند

تلفن­شان روی پیغام­گیر است

خب براشون پیغام بذار

They are on vacation.

The answering machine is on.

Well, leave a message.


آنها به خوبی، با سرعت، سخت کوشانه و به دقت کار می کردند

They worked well, fast, hard and carefully.


آنها خیلی زود به خانه برخواهند برگشت.

They will come back home very soon.


آنها روز شنبه مغازه ها را خواهند بست.

They’ll close the shops on Saturday.


آنها ممکن است هفته­ی آینده به اینجا بیایند.

They may come here next week.


آهان فهمیدم، بین خودمون باشه، بعدا می بینمت

Oh, I see. Just between us.   See you.


آیا آنها پارسال برای تعطیلات به اینجا نیامده بودند؟

Weren’t they here on vacation last year?


آیا آنها پدر، مادر تو هستند؟

آره، این عکس را در مشهد از آنها گرفتم

Are they your parents?

Yes I look this picture of them in Mashhad.


آیا امشب می توانی به منزل دوست من بیایی؟

Can you come to my friend’s house tonight?


آیا او به همه سئوالات پاسخ داد؟

Did he answer all the questions?


آیا او را میشناسی؟ …. نه گمان نمی کنم

Do you know him? … No, I don’t think so.


آیا باید همین جا بپردازم؟

Should I pay here?


آیا خیلی دور است؟

نه فقط دو دقیقه پیاده راه است

Is it far?

No. it’s only two minutes’ walk.


آیا دوست داری برای خودت در آینده هدف مشخص کنی؟

Do you like to set goals for yourself in future?              غروب کردن، تعیین کردن


آیا شماها دیشب در مسجد نبودید؟

Weren’t you at the mosque last night?


آیا علی نزدیک پنجره ایستاده بود؟ (در حال ایستادن بود؟)

Was Ali standing near the window?


آیا کلید درب اصلی را دارید؟

Do you have the key of the main door?


آیا کلید درب اصلی را دارید؟

Do you have main door key?


آیا مربی خوبی است؟ … امیدوارم اینطور باشد.

Is he a good coach? …. I hope so.


آیا هیچ روغنی در بطری هست؟

Is there any oil in the bottle?


آیروبیک خیلی بین جوونا رایج شده.

(جا افتاده)

Aerobics are popular with teens.


اتاق به هم ریخته است

بیا اون رو مرتب کنیم

The room is untidy.

Let’s tidy it.


اتاق گرفتن در هتل محدودیت سنی نداره

Hostels don’t have any age requirements.

Hostel = نوعی هتل ارازن قیمت


اتاقتون در طبقه اوله

این هم کلید شما

(در طبقه دومه – سومه – چهارمه)

Your room is on the first floor.

Here is your key.

(on the second floor, third, fourth)

Floor = طبقه ساختمان، کف اتاق


اتو خرابه (مشکل داره)

تلویزیون – کامپیوتر – یخچال

There is something wrong with the iron.   TV – computer – Fridge


اتومبیلتون ایراد داره

فکر کنم باطری ماشینتون خرابه

Something is wrong with your car.

I guess your car battery is dead.

Is wrong with = ایراد داشتن، عیب پیدا کردن


اجازه بدهید ببینم او اینجاست یا نه.

Let me see if he is here or not.


اجازه بدهید یک نگاهی به لیست نمره ها بیندازم

Let me have a look at the mark list.


اجازه ندید برای شما این اتفاق بیفته

Don’t let this happen to you.


احوالت چطوره ؟

اوضاعت چطوره؟

How is everything with you?

How is it going on?


ارزانترین راه مسافرت هوایی مسافرت به عنوان کوریر است

The cheapest way to fly is as a courier. = پیک، قاصد


از این شانسی که بهش رو کرده خوشحال بود

(از این خرید – از این نمره­ها و…)

She was happy about this chance.

(this purchase, these scores, …)


از اینکه پررو و بی­ادب باشم بدم میاد

(از آدمهای پررو و بی ادب بدم میاد)

I hate to be rude.


از چی ساخته شده است؟ (جنسش چیه؟)

What is it made of?


از خونواده­ت بگو، داداشت بچه داره؟

Tell me about your family,

Does your brother have any children?


از دسترس بچه ها دور نگه دارید

Keep out of reach of children.


از شنیدنش خیلی متاسف شدم.

I am so sorry to hear that.


از عهده من خارج است (از دست من کاری برنمی­آید)

This is out of my hand.


از نور مستقیم، رطوبت و از یخ زدگی محافظت شود.

Protect from direct light, humidity and freezing.


از یکی بخواه کمکت کنه

Ask someone to help you.


اسم فامیلیتو چطور تلفظ می­کنی؟

How do you pronounce your last name?


اسم گربه­شون رکسه

ما اسم طوطی­مان را چی بگذاریم

Their cat’s name is Rex.

What do we call our parrot?


اسم مدرسه پسرش کمیل است

اسم مدرسه دخترش رازی است

His son’s school’s name is Komeil.

His daughter’s school’s name is Razi.


اسمش چیه؟ (مذکر)

اسمش چیه؟ (مونث)

اسمهاشون چیه؟

What is his name?

What is her name?

What are their names?


اسمش یادت هست؟

نه خاطرم نیست

آره، یادمه

Do you remember his name?

No, I don’t.

Yes, I do.


اشکالی نداره از تلفن استفاده کنیم؟

Is it ok if I use the phone?


اصلیتم از آرژانتینه

ولی در برزیل به دنیا اومدم

I’m originally from Argentina.

But I was born in Brazil.


اطراف خونه ما سر و صدا خیلی زیاده

There is a lot of noise in my neighborhood.


اطلاعات ما ناچیز است

We have only bits and pieces of information.


اکثر بعدازظهرها رو تنها، جلوی تلویزیون میگذرونه

He is spending most afternoons by himself in front of the TV.


اگر باران ببارد خیس خواهی شد

If it rains, you’ll get wet.


اگر فرصتی پیدا کنم برایت انجامش میدهم

If I get a chance, I’ll do it for you.


اگر لباسهام اندازه­م نشه

باید لباسهای نو بخرم

If my clothes don’t fit

I’ll have to buy new ones.

Cloth = پارچه، به شکل جمع به معنی لباس


اگه چیزی لازم داشتی

حتما خبرم کن

Let me know if you need something.


اگه کاری از دست من برمیاد بگو

Let me know if there is anything I can do.


امروز بینهایت گرمه

It is scorcher today.


امروز چند نفر غایب هستند؟ فقط یک چندتایی

How many students are there absent today? Only a few.


امروز چندشنبه است؟ امروز دوشنبه است

What day is it today?

What day is it? It is Monday.


امروز چندم است؟

هشتم ژانویه است (۱۸ دیماه)

What date is it?

What is the date today?

It’s January eighth.


امروز چندم است؟ …. هشتم است.

What date is today? ….. It is the eighth.


امروز حالشو ندارم

I’m not really in the mood for it today.


امروز صبح کجا داشتید می رفتید؟

Where were you going this morning?


امروز صبح، دیدمش

I saw him this morning


امروز صبحونه نخوردی؟

Did you skip breakfast this morning?

Skip:پریدن، از زیر کاری دررفتن، جیم شدن


امروز قیمتها سربه فلک کشیدند

(از سقف رد شده)

Today the prices are through the roof.

Through = از میان، از بین


امشب برف خواهد بارید.

It will snow tonight = It’ll snow tonight.


امشب تلویزیون یه فیلم خوب داره

There is a great movie on TV tonight.


امشب چه تئاتری روی صحنه است؟

What is playing tonight?


امکان دارد فردا او را ببینم.

I may see him tomorrow.


امیدوارم، بله فکر میکنم، نه گمان نمی کنم.

No, I don’t think so. Yes, I think so, I hope so.


امیر مشغول شنا در استخر نبود.

Amir was not swimming in the pool.


الان از ماشین جلویی سبقت میگیرم

I’m going to pass the car in front of us


الان غش می­کنم. از گرسنگی، از ترس

I’m going to faint.


انتظار داشتم خیلی بهتر از اینها بشه

I expected this to be so much better.


انسان باید بدهی هایش را بدهد. (صفت ملکی برای انسان his)

One should pay his debts.


او ۲۱ سالشه

از تو بزرگتره

خب که چی

He is twenty one years old.

He is older than you.

So what?


او از ساعت ۸ تا ۱۰ در حال شستن و تمیز کردن اتومبیلش بود.

He was washing and cleaning his car from eight to ten.


او بازنشسته است

او بازنشسته شده است

He is retired.

He got retired.


او براحتی می تواند این مسایل را حل کند.

He can easily solve these problems.


او برادر بزرگ شماست، باید به او احترام بگذارید

He is your older brother so you should respect him.


او به ندرت اینجا می آید

She seldom comes here.


او به همه سئوالات به درستی پاسخ نداد.

He didn’t answer all the questions correctly.


او به همه سئوالات درست پاسخ داد.

He answered all the questions correctly.


او پریروز کتابهای زیادی فروخت.

He sold a lot of books the day before yesterday.


او چطور آدمی است؟ (برای شخصیت و اخلاق)

What is he like?


او خیلی خجالتی است


خودخواه است

او خیلی بامزه (باحال) است

او خیلی قد بلند است

He is very shy

He is rude

He is vain

He is very cute

He is very tall


او خیلی عصبی است

He is very nervous.


او در حال خواندن درس سه بود.

She was reading the lesson three.


او در حال لاغرشدن است و من در حال چاق شدن.

He is getting thin and I am getting fat.


او دو روز پیش فوت کرد.

She passed away two days ago.


او دیروز سرکار نبود.

He wasn’t at work yesterday.


او راننده ای خوب، آهسته و با احتیاط است.

He is a good, slow and careful driver.


او راننده با احتیاطی است. او همیشه با احتیاط رانندگی میکند.

He is a careful driver. He always drives carefully.


او راننده بی احتیاطی بود. او همیشه بی احتیاطانه رانندگی میکرد

He was a careless driver. He always drove carelessly.


او راننده سریعی بود (صفت) او با سرعت رانندگی میکرد (قید)

He was a fast driver. He drove fast.


او کارگر سخت کوشی بود. (صفت) او سخت کار میکرد (قید)

He was a hard worker. He worked hard.


او مشغول بریدن درخت ها بود.

He was cutting the trees.


او مکزیکی است

ایرانی است

انگلیسی است

برزیلی است

آفریقایی است

He is Mexican

He is Iranian

He is British

He is Brazilian

He is African


او ممکن است مشکل یادگیری داشته باشه

He might have learning difficulties.

Might = mayگذشته


او نابیناست، اما مسئله­های سخت ریاضی رو ذهنی حل می­کنه.

She is blind, but she solves difficult math problems in her head!


او هفته پیش یک نامه برای ما نوشت

He wrote a letter to us last week.


او همیشه دیر به مدرسه می­آید.

He always comes to school late.


او هیچ چیز نگفت (فعل مثبت و مفوم منفی)

He said nothing


او یک روز درمیان به من انگلیسی یاد میداد

He taught me English every other day.


اوضاعم خیلی روبراهه (یک اصطلاح)

I am doing really well?


اون اتوبوس ماست که داره میاد؟

Is that our bus coming?


اون از گربه میترسه

She is afraid of cats.

Afraid = نگران، متاسف، ترسیده

I am afraid = متاسفانه، متاسفم

(be) afraid of = ترسیده از


اون باعث یک جرو بحث بدی شد

It caused a terrible argument.


اون به نصیحتهای من گوش نمیده

He doesn’t listen to my advice.


اون بین ۲۰ تا ۳۰ سالشه.

He is in his twenties.

Twenties = دهه بیست


اون تقریبا کوتاه قده، نسبتا کوتاه قده

(نسبتا به سمت منفی fairly)

She is fairly short.


اون تمام پول و کارتهای اعتباری­اش رو گم کرد

He lost all his money and credit cards.


اون در سن هشت سالگی

اولین نمایشگاه هنری رو داشت

At 8 she had her first art exhibition.


اون در فیلم­سازی تحصیل کرد

(در نمایش، در فلسفه در اقتصاد و …)

She majored in film.

(drama – philosophy – economics ,…)

Major = تحصیل کردن، رشته تحصیلی، اصلی


اون دقیقا ته سالنه

It’s right down the hall.


اون دوستهای عجیب و غریبی داره

She has strange friends.


اون دهن لقه

زبونتو گاز بگیر

She has a big mouth.

Bite your tongue.

Bite = گاز گرفتن، ناخن جویدن


اون رو از آب دور نگه دارید

مایعات روی اون نریزید

Keep it away from water.

Don’t spill drinks on it.


اون زن، کیست؟

اون یارو کیه؟

Who is that woman?

Who is that guy?


اون زنشه

او شوهرشه

She is his wife.

He is her husband.


اون شیر رو که چکه می­کنه تعمیر کن

Fix the leaky faucet.

Leaky = چکه کننده   faucet = شیرآب


اون فهمید که واقعا به بازیگری علاقه داره

(مهندسی – پزشکی و …)

She discovered she really liked acting

(engineering – medicine, …)


اون قهوه ریخت رو تمام کتابم

She spilled coffee all over my book.


اون کیه اونجا که یک لیوان نوشیدنی دستشه؟

Who is that over there holding a drink?


اون لنز می­ذاره (لنز می­پوشه)

She wears contact lenses.


اون مرد کیه کنار پدرت نشسته؟

Who is the man sitting next to your father?


اون موهای قهوه­ای تیره دارد. (موهاش قهوه­ای تیره­ست)

 اونا همشون خانوادگی موهاشون قهوه­ای تیره­ست.

He has dark brown hair.

They all have dark brown hair in their family.


اون میدونه که چگونه دل ما رو ببره

He knows how to win our hearts.

How to = چگونه باید، که چگونه


اون نسبتا قد بلنده با موهای قرمز

(نسبتا به سمت مثبت pretty)

He is pretty tall with red hair.

Pretty = زیبا، خیلی، نسبتا، تا حدودی


اون وقتها صبح زود از خواب بیدار میشدیم و در امتداد ساحل پیاده روی میکردیم

We used to get up early and walk along the beach.

Early = early in the morning

Used to = عادت در گذشته


اون یک قطعه جواهر گرانبها در پارک پیدا کرد

She found a valuable piece of jewelry in the park.


اونا تمام هزینه­ها رو میپردازن

They pay for all expenses.


اونا کارت دعوت عروسی فرستادن

They sent wedding announcements.

Announcement = اطلاعیه


اونجا بزرگ شدی؟

Did you grow up there?


اونها اجازه ندارند در منطقه تجاری شهر

اتومبیلهاشون رو بیارند

(محدوده ترافیک)

They are never allowed to drive into the business district.


اونها تمام شب رو بیدار میمونند

They stay up all night.

Stay up = بیدار ماندن


اونها در ژاپن ین استفاده میکنند

They use the Yen in Japan.


اونها در سمت چپ میرونند

یا در راست؟

Do they drive on the left or the right?

Left = چپ، گذشته و اسم مفعول leave


اهل کجای ایرانی؟

Where in Iran are you from?

Am, is, are + from = اهل جایی بودن


این اطراف تلفن عمومی هست؟

Is there a pay phone around here?


این با اون در

Tit for tat


این بزرگترین سازه­ای است که تا به حال ساخته شده

It is the largest structure ever built.


این بهت کمک می­کنه چیزهای جدید یاد بگیری

It helps you learn new things.


این جارو برقی باز چه مشکلی پیدا کرده؟

What is wrong with this vacuum cleaner again?!


این چک رو درست حساب نکردی؟

You didn’t correctly add up this check.

Add up = جمع زدن، حساب کردن

Check = کنترل، چک، کیش شطرنج


این درست همان است که دنبالش می گشتم.

This is Just what I was looking for.


این دستور پخت سوپ جوجه است

This recipe is for chicken soup.


این ساختمان ده طبقه است (ده طبقه دارد)

بهتره با آسانسور برویم

This building has ten floors

We had better take the elevator


این شلوار الان مده؟

Are these pants in style now?


این عکس عروسی شماست؟

Is this your wedding photo?


این کار پول خوبی توشه, قبوله؟

بزن قدش (یعنی منم هستم)

The job pays well. Is it ok?

Give me five!           (job=عامیانه دزدی)


این کت و این پیراهن ۱۰۰۰۰۰ تومان برایم آب خورده

This jacket and this shirt cost me over one hundred thousand RIALS.


این کلاه ازمد افتاده؟

Is this hat out of style now?


این گردنبند چنده؟

چونه نزن قیمتش معقوله (منصفانه است)

How much is this necklace?

Don’t haggle, the price is reasonable.


این گوشواره­ها چنده؟

(چیزهای جفت را با are می­آورند)

How much are these earrings?


این لامپها برق کمتری مصرف می­کنند

These light bulbs use less energy.

Bulb = حباب، لامپ

Light = سبک، چراغ، نور، برق


این مال کیه؟ این آبیه مال کیه؟

Whose  جای مالک مینشیند

Whose is this? Whose is this one? Whose is this blue one?


این می­تونه باعث مرگ بشه

(یعنی خیلی خطرناکه)

It can cause death.


این نزدیکیها استخر سرپوشیده هست؟

Is there an indoor swimming pool nearby?


این هفته فقط یکبار خونه رو تمیز کردم.

I’ve cleaned the house only once this week.


این همان چیزی است که می­خواستم

این آن چیزی نیست که می­خواستم

That is what I want.

That is not what I want.


این یک فیلم هیجان­انگیز است که

تام کروز در اون هنرنمایی میکنه

It’s a thriller that stars Tom Cruise.

Thriller = فیلم ترسناک


این، اعتماد به نفس میاره

It builds confidence.


اینجا هوا آفتابی است.

آنجا هوا ابری است.

هوا امروزه آلوده است.

It’s sunny here.

It’s cloudy there

The air is dirty today.


اینقدر به من نگو چکار کنم، چکار نکنم

به من نگو چکار کنم

Stop telling me what to do.

Don’t tell me what to do.


اینقدر به من نگو چکار کنم، چه کار نکنم. (دستور نده)

بعد از stop فعل ing دار

Stop telling me what to do.


اینقدر ننشین پای تلویزیون

Don’t be couch potato.

Couch=تخت، کاناپه

potato=سیب زمینی


اینها عکسهای بچگی شماست؟

Are these pictures of you when you were a kid?


با کی داری صحبت می­کنی

با کی داشتی صحبت می­کردی

Who are you talking to?

Who were you talking to?


بابا، ما را به یک رستوران می­بری؟

Do you take us to a restaurant, dad?


باز رختخوابت را خیس کردی؟

باز خودت را خیس کردی؟

Did you wet your bed again?

Did you wet yourself again?


بازی بدی بود، آنها همگی بد بازی کردند. (صفت و قید)

It was a bad game, they all played badly.


باورم نمی­شه مسافرتم تموم شده

I can’t believe my trip is over.


باید بگی خواهش می­کنم

You have to say please.


باید پارکینگ­های عمومی بیشتری داشته باشیم

We should have more public parking garages.


باید در رختخواب بمانی

تو الان باید در رختخواب باشی

You should stay in bed.

You should be in bed now!


باید دکتر را ببینی

باید بری دکتر (دکتر را دیدن)

You should see a doctor

You should go to a doctor


باید میوه بیشتر بخوری (پند و اندرز)

You should eat more fruits.


باید هر هشت ساعت یک قرص میل کنید.

You have to take a pill every 8 hours.


باید یک مقدار پول از خودپرداز بگیرم

I have to get some money from the ATM.


ببخشید بیدارتون کردم

ببخشید (متاسفم) وسط حرفتون می­پرم

I’m sorry I woke you.

I’m sorry I interrupted you.


ببخشید ساعت چند پرواز می کنیم (هواپیما ساعت چند بلند خواهد شد)

Excuse me. What time do we take off?


ببخشید که اینجا نامرتب است

او آدم نامرتبی است

اینجا به هم ریخته است

Excuse the mess.

He is a messy person.

It is a mess here.


ببخشید که سرشام زنگ زدم

(ببخشید که سرشام مزاحم شدم)

I’m sorry to call you at dinner time.

(I’m sorry to bother you at dinner time)


ببخشید که مزاحم شدم

Sorry to bother you.


ببخشید که مزاحمتان می شوم

Sorry to bother you.


ببخشید من اینو سفارش ندادم.

Sorry, I didn’t order this.


ببخشید من متوجه نشدم

Sorry, I didn’t realize that.

Realize = درک کردن، فهمیدن


ببخشید میتونم از تلفن شما استفاده کنم؟

Excuse me. May I use your phone?


ببخشید! (متوجه نشدم چی گفتید)

ببخشید! (معذرت خواستن به خاطر خطا)

I am sorry

Pardon? = pardon me?


ببین اون مشتری چی می­خواد؟

سفارششو بگیر

See what does that customer?

Take his order.


ببینم چکار میتوانم برایتان انجام دهم

I’ll see what I can do for you.


البته! تو میتوانی به من اعتماد کنی.

Of course! You can trust me.


بچه ها! داره برف میآید

نگاه کنید! داره تگرگ میاید

It’s snowing! Kids!

Look! It’s hailing!


بچه های من در کارهای خونه کمک نمیکنند

My kids don’t help around the house.

Help around = به پیشرفت چیزی کمک کردن


بدجوری سرما خوردم

چند تا آسپرین بخور

I have a terrible cold.

Take some aspirin.


بدجوری سوخته بود

چند ماه تو بیمارستان بود

She was badly burned.

She spent several months in the hospital.


بدجوری لباس میپوشند

They dress badly.


بذار ایندفعه من پول بلیط­ها رو بدم

Let me pay for the tickets this time.


بذار ببینم آژانس املاک چیز دیگری برای نشان دادن به ما داره

Let’s see if the real estate agent has something else to show us.

Agent = مامور، دلال، نمایندگی


برادرت صبحها ورزش می­کند اما تو نه!

Your brother exercises in the morning, but you don’t.


براشون کارت دعوت بفرست

Send them an invitation card.


برام سخته بگم نه

I have great difficulty saying no.


برای انجام دادن این کار خیلی تنبلیم میاد

I am too lazy to do that.


برای اینکه خرجش رو درآره دو جا کار میکنه

He has two jobs to pay the bill.

Bill = اسکناس، صورتحساب

Pay the bill = دخل و خرج با هم خواندن


برای تعطیلات برنامه­ای داری؟

Have you made any vacation plans?


برای روز تولد بابا چه خریدی؟ (روز پدر)

What did you buy for dad’s birthday?

(for father’s day)


برایت انجامش خواهم داد.

I’ll do it for you = I will do it for you


برچسب قیمت نداره!!

There is no price tag!!

(Tag(گرگم هوا =


برچسب­های روی تولیدات غذایی رو بخون

Read the labels on food products.


برنامه (نمایش) چه ساعتیه؟

برنامه چه ساعتی شروع می­شه؟

What time is the show?

What time does the show start?


برنامه روزانه­ات چیه؟

What is your daily schedule?


برنامه شما چیست؟ = برنامت چیه؟

(برنامه­های شما چیست؟)

What are you plans?


برو پسش بده. فکر کنم فاسد شده

Go and give it back.

I think it is spoiled.


بسیاری از مردم برای بیماریهای معمولی از درمانهای خونگی استفاده میکنند

Many people use home remedies for common illnesses.


بعد از اینکه از ماه عسل برگشتند

به خونه خودشون نقل مکان کردند

After they return from the honeymoon they move in to their own home.

Own = مال خود


بعد از فارغ­التحصیلی چی کار می­خوای بکنی؟

What are you going to do after graduation?

Going to + فعل= تصمیم داشتن

Going to + مکان= رفتن به


بعدازظهر هیچ کلاسی دایر نیست

میاد دم مدرسه دنبالم

There is no class in the afternoon.

He’ll pick me up at the school.


بعضی وقتها نمی­تونم سر و صدا رو تحمل کنم

I can’t stand the noise sometimes.


بعضیها موضوع رو نمیگیرن

Some people just don’t take a hint.


بعنوان یک هنرپیشه به دنبال شغل گشت

She looked for work as an actress.

Actor = هنرپیشه مرد Actress = هنرپیشه زن


بفرمایید (داخل)

بفرمایید (میل کنید)

بفرمایید (بگیرید)

بفرمایید (بنشینید)

Come in please

Help yourself

Here you are

Take a seat please


بفرمایید این هم کارت سوارشدن به هواپیما (کارت پرواز شما)

پرواز خوبی داشته باشید

Here’s your boarding pass.

Enjoy your flight.


بقیه­اش چی شد

چه اتفاقی برای بقیه­اش افتاد

این هم بقیه پولتون

What happened to the rest of it?

This is the rest of your money.


بلافاصله به اون پیشنهاد یه نقش اصلی رو داد

He immediately offered her a leading part.

Leading = اولین، مهم، عمده، اصلی


بلند شو، ساعت هشت شد!

بیدارشو، ساعت هشته!

Get up, it’s around eight.

Wake up, it’s around eight.


بلیط­های مسابقه بسکتبال رو دارم

I have tickets to the basketball game.


به ۱۱۰ زنگ بزن، عجله کن خواهش می­کنم

Call one-one-o please hurry up


به آن دست نزن

به آنها دست نزن

Don’t touch it.

Don’t touch them.


به اندازه کافی جادار نیست

It’s not spacious enough.


به او بگو با من در خانه پدر و مادرم تماس بگیرد

Ask her to call me at my parents’ house.


به این تیتر نگاه کن

Look at this headline.


به چی داری فکر می­کنی؟

به چی داشتی فکر می­کردی؟

What are you thinking about?

What were you thinking about?


به خواندن ادامه خواهم داد

(رهایش نمیکنم)

I’ll catch up on my reading.

Catch = گرفتن، رسیدن به، مبتلا شدن

Catch up on = جبران کردن


به کدوم بالاترین نمره رو دادی؟

(در مورد رتبه بندی موضوعهای سلیقه­ای)

Which one did you rank number one?


به کمک تو احتیاج ندارم

به دلسوزی تو احتیاج ندارم

I don’t need your help

I don’t need your pity


به محض اینکه گوشی رو گذاشتی

این کار رو انجام بده

Do it as soon as you hang up.

As soon as = به محض اینکه

Hang = آویزان کردن

hang up = گوشی را گذاشتن


به ندرت وقت تلویزیون تماشا کردن پیدا می­کنه. من هم همینطور

He hardly ever has time to watch TV.

(So do I = me too)


بهتره رزرو کنیم. (بیا رزرو کنیم)

Let’s make a reservation.

Let’s = let us


بهترین چیز سفرت چی بود؟

گفتنش سخته

What was the best thing about your trip? It’s difficult to say.


بهترین خاطره دوران کودکیت کدومه؟

What’s your favorite childhood memory?


بیا انشاتو بخون

Come read your composition.

Composition = اثر، انشاء


بیا برویم خرید

میای با من بریم خرید؟

Let’s go shopping

Do you go shopping with me?


بیا تاکسی بگیریم، اجازه بده تاکسی بگیریم.

Let’s take a taxi = Let’s catch a taxi.


بیایید تلفن کنیم چند تا پیتزا برای شام سفارش بدهیم

Let’s call and order some pizzas for dinner.


بیشتر از ۱۰ دلار برای یک کادو خرج نکن

Don’t spend more than 10$ on a gift.


پاهاتو بشور، بو می­دن!

Wash your feet. They smell.


پدر و مادرم به خاطر کارهای خونه به من نق میزنند

My parents nag about chores.


پدرت دیروز صبح داشت چه کار می کرد؟

What was your father doing yesterday morning?


پدرم اون رو دور انداخت

My father threw it out.

Throw = پرتاب کردن

Throw out = دور انداختن


پدرم برای یک شرکت معدن کار میکرد

My father was working for a mining company.


پدرم به خلوت من احترام نمیذاره

My father doesn’t respect my privacy.


پدرم به مجردی که امکان داشته باشد خانه ای خواهد خرید

My father will buy a house as soon as possible.


پدرم به محض اینکه بتواند ماشین را خواهد فروخت

My father will sell the car as soon as he can.


پدرم سابقا خیلی سیگار میکشید

My father used to smoke a lot.


پرستارها آمدند ولی دکتر نه

The nurses came but the doctor didn’t.


پس فردا آنجا خواهیم بود؛ پس فردا اونجاییم

We’ll be there the day after tomorrow.


پسرش هنوز با شیشه شیر می­خورد

Her son is on a bottle.


پیاده می­روم

با ماشین (شخصی) می­روم

با تاکسی می­روم

با مترو می­روم

I walk

I drive

I take a taxi

I catch the subway


پیش از این سرگرمی داشتی؟

قبلا با چوب کاردستی میساختم

Did you use to have a hobby?

I used to make things with wood.


تا به حال رژیم گرفته­ای؟

Have you ever been on a diet?


تا حالا شتر سوار شدی؟

Have you ever ridden a camel?

Have +you +ever+قسمت سوم فعل= آیا تاکنون؟ آیا تا به حال؟


تا حالا غش کردی؟

Have you ever fainted?


تا حالا مسمومیت غذایی داشتی؟

(تا حالا مسموم شدی؟)

Have you ever had food poisoning?


تا دیروقت بیدار نمون

نمیتونی سرکلاس بیدار بمونی؟

Don’t stay up late.

You won’t be able to stay awake in class.

Won’t = will not


تابه حال هیچ کدوم از این غذاها رو امتحان کردی؟ کرده ای؟

Have you ever tried any of these dishes?


تاریخ اشتباهی رو روی تقویمم نوشتم

I wrote the wrong date on my calendar.


تاریخ انقضاء

EXP. Date = Expiry date


تاریخ تولید یا تاریخ ساخت

Pro. Date = Product date = Manufacturing date = MFD = Mfg. Date.


تازه ازدواج کرده ها به ندرت تنها زندگی میکنند

The newlyweds seldom live on their own.


تبریز چقدر با تهران فاصله داره؟

How far is Tabriz from Tehran?


ترافیک زیادی هست (در این منطقه)

There is a lot of traffic. (in this area)


تشریف بیاورید منزل ما

Come to my place


تصمیم گرفته­اید چه پیش غذایی میل کنید؟

(انتخاب کنید)

Have you decided on an appetizer yet?


تقصیر کی بود

متاسفم همش تقصیر من بود

Whose fault was it?

I am sorry, it was my entire fault.


تقصیر کی بود؟

Whose fault was it?


تلفن رو قطع کرد

گوشی رو بذار

He cut me off.

Hang up.

Off = خاموش، مرخصی، غذای فاسد


تلفن همراه من کجاست؟

Where is my cell phone?


تلفنه (تلفن داره زنگ می­زنه جواب بده)

The phone is ringing.


تمام وقت داره با تلفن حرف می­زنه

داره کلافم می­کنه (دیگه کلافم کرده)

She is spending all her time on the phone.

She is making me crazy.


تناسب اندام خیلی خوبی داری

(اندامت به هم ریخته)

You are in great shape.

(you are out of shape.)


تنهام بگذار (حوصله ندارم)

Leave me alone.


تو آمریکا یک لیتر بنزین تقریبا ۶ دلاره

تازه قیمت ماشین هم خیلی زیاده

(تازه = علاوه بر این)

A litter of gas is about $6 in the U.S.

Besides, a car costs a lot of money.


تو باید دکتر بری (دکتر را ببینی)

You should see a doctor.


تو پسر خوبی بودی (صفت) خوبم صحبت می کردی (قید)

You were a good boy. You spoke well too.


تو جشن چه اتفاقی افتاد؟

What happened at the reception?

Reception = پذیرش، پذیرایی، استقبال


تو خوش شانس هستی

تو خوش شانس نیستی

تو بد شانسی

You are lucky!

You are not lucky!

You are unlucky!


تو کارمند بهتری بودن (صفت) چون بهتر کار می کردی. (قید)

You were a better employee, because you worked better.


تو نباید اشیای سنگین را خودت به تنهایی بلند کنی.

You should not lift heavy things by yourself.


تولد پدرتون روز هفدهم دسامبر است(۲۶ آذر)

اول – دوم – سوم ولی از چهارم به بعد th اضافه میشه

Your father’s birthday is on December seventeenth, first, second, third, fifth, sixth…


توی این (کار) خیلی وارد نیستم

I’m not very good at this.

Good at = ماهر در


توی این خط، اتوبوس به اندازه کافی نیست

There aren’t enough buses on this route.


توی جعبه داروهات چی داری؟

چی می­خوای؟

شربت سرفه

What do you have in your medicine cabinet?

What do you want?

Cough syrup.


توی سالن ورزشی تمرین می­کنی؟

کنار مرکز خرید یکی هست

Do you work out in the gym?

There is one next to the shopping center.


تهران چقدر جمعیت داره؟

What is the population of Tehran?


تیم ما دوشنبه آینده بازی خواهد داشت.

Our team will have a game next Monday.


جدا خیلی وارد است. کارتان خوب بود.

He is really good at it, Good job!


جدول رو کامل کنید

Complete the chart.


جعبه را بازکن

بسته را بازکن

کادو را بازکن

Open the box

Open the parcel

Open the present


جلسه بعد شما را خواهم دید (پزشک به مریض یا معلم به شاگرد)

دفعه بعد می­بینمت

See you next session.

See you next time.


جمعه ها سرمزار اجدادمان میریم

We visit the graves of our ancestors on Fridays.


چایی می­خوری؟

تازه دمه (الان دم کردم)

Would you like some tea?

I made it a minute ago.


چرا به این زودی برگشتی؟

Why did you come back so soon?


چرا کتت را در نمی آوری؟

Why don’t you take your coat off?


چرا گاهی اوقات به ما سر نمیزند؟

Why doesn’t she drop by us sometimes?


چرا هروقت منتظر اتوبوسی اثری ازش نیست؟

(ما هروقت اومدیم اینجا، اتوبوس نبود)

Why is there never a bus when you want one?


چرا یه ماشین نو نمی­خری؟

Why don’t you buy a new car?


چربی زیاد میتونه مضر باشه

Too much fat can be harmful.


چشام قهوه­ایه، اما اون چشاش زاغه

I have brown eyes, but he has blue eyes = my eyes are brown, but his eyes are blue.


چشماتونو ببندید، حالا بازشون کنید

Close your eyes, now open them.


چطور از دستش خلاص شدی

How did you get rid of her?


چطور سرکارت می­روی

چطور سرکارش می­رود؟

How do you go to work?

How does he go to work?


چطور می­توانم کمکتون کنم؟

می­تونم کمکتون کنم؟

How can I help you?

Can I help you?


چطوره؟ (خوبه، بهم میاد؟)

خیلی خوب شدی (خیلی بهت میاد)

خنده دار شدی!

How do I look?

You look great.

You look funny.


چقد باید به اونی که توی فرودگاه چمدونهاتو می­بره انعام بدی

How much should you tip someone who takes your bag at an airport?


چقدر پرو هستی (چه رویی داری)

چطور جرات کردی دوباره برگردی اینجا؟

How dare you are!

How dare you come back here again?


چقدر دلم برای خانه تنگ شده است

I feel homesick.


چقدر طول میکشه؟

دو ساعت طول میکشه

How long does it last?

It lasts two hours.

Last = آخر، طول کشیدن،ادامه یافتن، گذشته


چگونه در این هوای گرم سرما خوردی

How did you catch cold in this warm weather?


چند بار در روز باید آنرا بخورم؟

How many times a day should I take it?


چند تا احتیاج داری؟ …. فقط یک چندتایی.

How many do you need? … only a few.


چند تا پیشنهاد بده

(پیشنهادهایی که به نظرت میرسد را بگو)

Make some suggestions.


چند تا تلفن زدی؟ (چند بار تماس گرفتی؟)

How many phone calls did you make?


چند دفعه این کارو کردی؟

این تازه دفعه دوممه!

How many times have you done it?

This is only my second time.


چند سالت بود وقتی شروع به خوندن انگلیسی کردی؟

How old were you when you began to study English?


چند وقت اینجا نبودی؟

How long were you away?


چند وقت به چند وقت می­ری کوه­پیمایی

How often do you go hiking?


چند وقت پیش دندونت رو درست کردی؟

How long ago did you fix your tooth?


چندین بار به شما زنگ زدم ولی تلفن اشغال بود.

I called you several times but the line was busy.


چه ارزی در ژاپن استفاده میشه؟

What currency is used in Japan?


چه تعداد پیاز روی میز وجود دارند؟

How many onions are there on the table?


چه جوری درست کنم؟ نیمرو یا املت؟

How should I make it? Fried eggs or omelet?


چه چیزی در مورد مهاجر بودن سخته؟

(زبان یا دلتنگیش یا ….)

What is difficult about being an immigrant?

(language, getting homesick or …)


چه ساعتی ناهار می­خوریم

شام می­خوریم

صبحانه می­خوریم

What time do we eat lunch?

Eat dinner

Eat breakfast


چه شکلیه؟

شبیه پدرشه (قیافه­اش به پدرش رفته)

What does he look like?

He looks like his father.


چه کار داری می­کنی؟

چه کار می­کنی؟ حواست کجاست؟

What are you doing?


چه کاری از دست من برمی­آید؟

What can I do for you?


چه کسی اتاق منو به هم ریخته

تمام برنامه­های منو خراب کردی

Who messed up my room?

You messed up all my plans!


چه مدت طول می کشد؟

How long will it take?


چه مواد اولیه­ای برای درست کردن پیتزا نیاز دارید؟

What ingredients do you need to make pizza?


چه موقعی برای رفتن به اهواز مناسبه؟

What’s a good time to visit Ahvaz?


چه میتوانی بگویی؟ چه عذری داری؟

What can you say?


چه میزان غذای چرب در روز مصرف می­کنی؟

How much fatty food do you eat?


چه نمره­ای بهش میدید؟

مزخرف – بد – معمولی – خوب – عالی

How would you rate it?

Awful – bad – ok – good – excellent


چه نوع موسیقی دوست داری؟

What kind of music do you like?


چه وقت برمی گردند؟

What time will they return?


چی برات مهمه؟

What is important to you?


چی صدات می­کنن؟ چاک صدام می­کنن

What do people call you?

They call me chuck


چی می­خوای بدونی؟

(چی مایلید بدونید؟ با لحنی مودبانه­تر)

What do you want to know?

What would you like to know?


چی می­خوری؟

چی می­خوردی؟

چی داری می­لمبونی؟

What are you eating?

What were you eating?


چیز دیگری هم هست؟ (سفارش دیگری هم دارید)

Anything else?


چی­شون شبیه همه؟

(منظور هم ظاهری هم روحی)

What do they have in common?

وجه مشترک داشتن


چیکار می­کنی؟ دستم را خط زدی

حواست کجاست> دستمو خط زدی

What are you doing?

You jogged my hand.


حال بقیه اش را گوش کن

Listen to the rest now.

Rest = بقیه ، استراحت کردن


حالا بی حساب شدیم. (برای تلافی یا جبران)

Now, we are even.


حالا دیگه بیشتر خانومهای متاهل بیرون از خونه کار می­کنن

Most married women now work outside the home.


حالش چطوره؟ دو روز پیش فوت کرد

How is she? She passed away two days ago.


حدس بزن چی شده (اگه گفتی چی شده)

آخ جون! عالی شد!

Guess what?

Oh boy! That’s great!


حرارت اتاق نشیمن تقریبا ۳۰درجه است

The temperature of the living room is about 30C.


حرف کسانی رو که میگن نمیتونی کاری رو

درست انجام بدی گوش نکن

Don’t believe people who say you can’t improve a good thing.


حس کردم باید بذارم برادرم بفهمه

I felt I should let my brother know.


حل کردنش مشکله.

It’s hard to solve.


حلقه ام از طلاست .

My ring is made of gold.


حمل و نقل عمومی هنوز احتیاج به توسعه و بهتر شدن داره

Public transportation still needs to be improved.


حواست باشه کمربند را ببندی

یادت نره کمربند را ببندی

(کمربند را بپوش)

Don’t forget to fasten your seat belt.

Don’t forget to wear your seat belt.


خاموش کردن – زیاد کردن – کم کردن – روشن کردن

Turn off – turn up – turn down – turn on


خانواده­ام ۸ سال پیش به اینجا نقل مکان کردند

My family moved here 8 years ago.


خجالت می­کشم

خجالت بکش = حیا کن!

It is so embarrassing!

Shame on you!


خلیج فارس چقدر عمق داره؟

How deep is Persian Gulf?


خواهرم در بیمارستان به عنوان مدیر کار می­کنه.

خواهرتون با شما زندگی می­کنه؟

My sister is working as a hospital administrator. Does your sister live with you?


خواهیم دید (بعدا معلوم میشه)

We’ll see = we will see.


خواهیم دید (بعدا معلوم میشه)

We will see! = we’ll see!


خورشید داشت می درخشید.

The sun was shining.


خوش آمدید

خواهش میکنم، اختیار دارید، قابلی نداشت


You’re welcome.


خوش گذشت؟

Did you have fun?


خونواده­ی شما ۶ نفره است،

اما من تک فرزندم

There are 6 in your family. But I’m the only child of my family.


خیلی خسته­ام



I am very tired

I am fresh

I’m bored


خیلی خوشحالم که بهتر شدی

(خوشحال شدم که صداتو شنیدم)

I’m glad you feel better.

(I’m glad to hear you)

Glad = بسیار خوشحال


خیلی دیر شده

خیلی دیرم شده

It’s very late!

I am very late!


خیلی وقته ندیدمت

I haven’t seen you for ages.


خیلیا حقوق پایین می­گیرن

Many people get low salaries.


دارم براش مهمونی غیرمنتظره میگیرم

I’m planning a surprise party for him.


داره دیر میشه

داره تاریک میشه

داره سرد میشه

داره گشنم میشه

It’s getting late!

It’s getting dark!

It’s getting cold!

It’s getting hungry!


داره دیر میشه. داره تاریک میشه.

It’s getting late. It’s getting dark.


داستان در کجا اتفاق افتاده بود؟

داستان چطور تمام میشود؟

Where does the story take place?

How does the story end?

Take place:اتفاق افتادن، برگزار یا واقع شدن


داشتم با خودم حرف می­زدم

I was talking to myself.


داشتم به مادرم کمک می کردم.

I was helping my mother.


داشتم تلویزیون تماشا میکردم که برق رفت

I was watching TV when the power went out.

Go out: بیرون رفتن، خاموش یا قدیمی شدن


دانش آموزان، ساکت روی نیمکت­ها نشسته بودند.

The students sat silently on the benches.


دانشجو سال اولم (هزینه دانشگاه) خیلی زیاده

I’m a freshman in college. It is very expensive.


در آن لحظه آنها در حال خوردن صبحانه­شان بودند.

They were eating their breakfast at that moment.


در انگلیسی به این چیز چه می­گویند؟

What is this called in English?


در اینجا این یک رسم قدیمیه

It is an old custom here.


در اینجا غیر معمول است

اینجاها متداول نیست (رسم نیست)

It is unusual here.

It is not usual here.


در تلفظ انگلیسی مشکل داره

He has difficulty pronouncing English.


در چه چیزی وارد هستید؟

من در تایپ لاتین مهارت دارم

What are you good at?

I am good at typing in Latin.


در دمای ۳۰ درجه نگهداری شود – در جای خشک و خنک، داخل جعبه

Store below 30 in dry and cool place in the box.


در زمانهای خاصی از روز غذا می­خوری؟

Do you eat at regular times during a day?


در یک زمان؛ او هم مشغول صحبت بود و هم نوشتن.

He was talking and writing at the same time.


درست هر کاری من می کنم انجام بده (همین)

Just do what I do.


دست دومه

ولی به نظر نو می­آد!

It’s second handed.

But it looks like new.


دستت درد نکنه! خیلی خوشمزه بود

سالاد خیلی خوشمزه بود

Good job! It was so delicious!

The salad was very delicious!


دقیقا مطمئن نیستم آنرا کجا گذاشتم

I am not sure exactly where I put it.


دکترها به پدر و مادرش هشدار دادند

The doctors warned his parents.


دکمه­هایت را ببند

دکمه­هایت را بازکن

Do your buttons

Undo your buttons


دماوند چقدر ارتفاع داره؟

How high is Damavand?


دنبال چی می­گردی؟

دنبال کمربندم می­گردم.

What are you looking for?

I am looking for my belt.


دنبال کسی می گردم (یا دنبال چیزی می گردم)

I’m looking for someone. (or something)


دندونم درد می­کنه.

باید برم پیش دندونپزشکم.

I have a toothache.

I have to see the dentist.

Teeth = دندانها


دو ساعت پیش داشتید چکار می کردید؟

What were you doing two hours ago?


دو شغل دارم


I’ve been working two jobs.

How come?


دو نفر رو دیدم که در خیابون دعوا میکردند

I saw two people fighting in the street.


دو هفته تعطیل هستیم

We have two weeks off.

Off = خاموش، تعطیل، مرخصی، غذا فاسد


دوباره تکرارش کن! دوباره بگو، یک دفعه دیگه بگو!

Say it again


دوچرخه­ام پنچر شده، درستش می­کنی؟

(دوچرخه­ام پنچری دارد)

My bike has a flat tire. Would you fix it please?


دوران نامزدی چقدر است؟

How long is the engagement period?


دوست داری امتحانش کنی؟

Would you like to try it?


دوست داری کدوم آدم معروف رو ببینی؟

What famous person would you like to meet?


دوستم هیچ وقت در دفتر کارش نیست.

My friend is never in his office.


دولت باید اتوبانهای بیشتری احداث کنه

(نیازه که = need to)

The government needs to build more highways.


دیروز چند شنبه بود؟ ….. جمعه بود

What day was yesterday? It was Friday.


دیروز کجا بودی

مریض بودم

مسافرت بودم

Where were you yesterday?

I was sick.

I was on a trip.


دیروز مریض بودم.

I was sick yesterday.


دیشب چه مدت، وقت صرف انگلیسی کردی؟

How much time did you spend on English last night?


دیشب دزد خونمونو زده.

A thief robbed my house last night.


دیشب فقط یک کمی روی انگلیسی وقت گذاشتم. (صرف کردم)

I spent only a little time on English last night.


دیگه سیگار نمی­کشم

I don’t smoke anymore.


دیگه کسی از پول نقد استفاده نمیکنه

همه چیز به سرعت در حال تغییره

Nobody uses cash anymore.

Things are changing so quickly.


دیگه کی فیلم رو دیده؟

Who else has seen the movie?

Who else = چه کسان دیگری


دیوارا نازکن به طوریکه صدا مستقیم میاد

توی آپارتمان من

The walls are thin so the sound goes right through to my apartment.

Thin = نازک، لاغر

So the sound = بطوریکه صدا

Right through = یک راست، مستقیما


رئیس تا یکشنبه هیچکس را نخواهد دید. (وقت ملاقات نمیدهد)

The boss won’t see anybody till Sunday.


رادیو را خاموش نکن

کولر را

تلویزیون را

Don’t turn the radio off.

The cooler

The TV


راز من این است که تو راز نگه دار نیستی. (دهن لقی)

My secret is, you have a big mouth.


راستی مادربزرگت چطوره

By the way, How is your grandmother?


رایجترین غذا در کشور شما چیست؟

What is the most popular dish in your country?


رسم و رسومات عروسی در کشور شما چیست؟

What are marriage customs in your country?


رفتم شهر رو گشتم

I went on a tour of the city.


رفته بودن تجارت یا تفریح؟

Were you there on business or vacation?


رنگ زرد به من نمی­آد.

Yellow isn’t a good color for me.

(yellow = (بزدل، ترسو


رنگ طوسی این دامن رو دارید؟ نه

این نوع دامن الان دیگه از مد افتاده

Do you have this skirt in gray? No,

This kind of skirt is out of fashion now.


رنگهای مورد علاقه من قرمز و بنفش هستند. تو چطور؟

ارغوانی، آبی روشن

My favorite colors are red and violet.

What about yours?

Purple – Light blue


روز خوبی داشته باشید (خوش بگذره)

Have a nice day


روزت مبارک، مادر،

این یک هدیه برای شما است

چه سورپریز جالبی = چه غافلگیری جالبی

Happy mother’s day, mum.

This present is for you.

What a nice surprise?



واضح گفتم؟

(برای اطمینان از فهمیدن گفته­مان)

Is it clear?

Am I clear?


روی قفسه چند تا کتاب وجود دارد؟

How many books are there on the shelf?


روی قفسه چندتایی کتاب وجود دارند.

There are some books on the shelf.


ریاضی را پاس کردی؟

Did you pass the math?


زنگ بزن – در تماس باش – تلفن یادت نره (هنگام خداحافظی)

Get in touch = keep in touch =

Stay in touch


زیپ کاپشنت را ببند

زیپ کاپشنت را باز کن

Zip up your jacket

Unzip your jacket


سئوال خوبیه

(خودم هم میخواهم همین رو بدونم)

Good question.


ساخت چین است.

It was made in China, made in China.


ساخت کجاست؟

Where was it made?


ساعتم خوابیده. ساعت چنده؟

ساعت من جلوست

My watch stopped. What time is it?

Mine’s fast.

Watch = تماشا کردن، ساعت مچی

Mine = مال من ، معدن


ساعتی ۵ دلار و ۵۰ سنت درمیارم

I earn $ 5.50 an hour.

(five dollar fifty)


ساکت باشید! بابا خوابیده

هیس! سرو صدا نکنید

Be quiet! Dad is sleeping

Hush! Don’t make noise


سالگرد ازدواج ما سیزدهم جولای (۲۲تیر) است

Our wedding anniversary is on July 13th (July thirteenth)


سراپا گوشم

I am all ears.


سرم درد می­کنه = سردارد دارم

گلودرد – دل درد – دندان درد

I have a headache.

A sore throat, a stomachache,

A toothache


سرمای اردبیل در زمستون چقدره؟

How cold is Ardebil in winter?


سعی کن تماست رو با دوستان قدیمی از دست ندی

Try not to lose touch with old friends.

Touch = تماس، لمس کردن


سعی کن شغلی رو که مناسب خودته پیدا کنی

Try to find the job that’s right for you.

Right = درست، دقیقا، مناسب، شایسته


سعی کنید از وسائل نقلیه عمومی استفاده کنید

Try to use public transportation.


سفر خوبی داشته باشی (خوش بگذره)

تعطیلات آخر هفته خوبی داشته باشی

Have a nice trip.

Have a nice weekend.


سلام، به اسپانیایی چه می­شود؟

How do they say “hello” in Spanish?

What is “hello” in Spanish?


سوئیچ ماشینم کجاست؟

(کلیدهای ماشینم کجاست؟)

Where are my car keys?


سیستم الکتریکی ایراد دارد.

There is a fault in the electrical system.


شام، پوره سیب زمینی داریم

شام قلیه سیب زمینی داریم

We have mashed potatoes for dinner.


شاید بتونی مقداری پول پس انداز کنی

You may be able to save some money.

Save = نجات دادن، پس­انداز کردن، ذخیره کردن


شاید سرمایی چیزی خوردی!

May be you have a cold or something!


شاید نباید دروغ میگفتم

I probably shouldn’t have lied.

Lie: دروغ گفتن، دراز کشیدن، بیمصرف ماندن


شبها تا کی بیدار می­مونی؟

How late do you stay up at night?


شبها خوابم نمی­بره

I can’t sleep at night.


شبها خیلی دیر می­رسم خونه

I get home pretty late every night.


شطرنج رو از دبستان شروع کردم

I played chess when I was in elementary school.


شما دارید او را لوس می کنید.

You are spoiling her.


شما متاهلی؟

بله سه سال پیش ازدواج کردم

Are you married?

Yes. I got married 3 years ago.


شما هیچگاه تخته سیاه را پاک نمی کنید

You never clean the blackboard.


شماره تلفنش چنده؟

آیا شماره تلفنش را می­دانی؟

What is his phone number?

Do you know his phone number?


شماها در چه چیزی مهارت دارید؟ خوب هستید؟

What are you good at?


شوخی می­کنی؟

Are you kidding?

(Kidبچه، بزغاله، سربه سرگذاشتن=)


شوهرت دیروز کجا بود؟

Where was your husband yesterday?


شهرهای بزرگ چیزهای هیجان انگیز زیادی دارند اما در عین حال ترافیک و آلودگی هوا هم دارند

Big cities have a lot of excitement but also lots of traffic and air pollution.


صبحهای زود می­رم پیاده روی

I go jogging early in the morning.


صداش بزن

او زیر دوش است (دارد دوش می­گیرد)

Call him

He is in the shower


صندلی کنار من خالیه

The seat next to me is vacant.

Next to = کنار، نزدیک، چسبیده به


صنعت اصلی کشور من صنعت نفت است

The main industry in my country is the petroleum industry.


طبق معمول پره (بازم پره)

It’s full as usual. (It’s full again)

As usual = طبق معمول، مثل همیشه


عادت داشتم قایم­باشک بازی کنم

I used to play hide and seek.

Seek = جستجو کردن


عادت داشتی چه بازیهایی کنی؟

What games did you use to play?


عاشق شدن یه چیزه و

عاشق موندن چیز دیگه­ایه

Falling in love is one thing and

Staying in love is another.


عجب فرصتی رو از دست دادی!

Such an opportunity you missed!


عجیب نیست که نپذیرفت

It’s not surprising that she refused.


عروسی مریم کجا بود؟

Where was Maryam’s wedding held?

Hold = برگزارکردن، دردست گرفتن، نگهداشتن


علائم راهنمایی رانندگی خیلی گیج کننده هستند

The road signs are pretty confusing.

Pretty = زیبا، خیلی، کاملا، نسبتا زیاد


علی پهلوی من نشسته بود.

Ali was sitting next to me.


عینک آفتابی­اش را اینجا جا گذاشته

کیف پولش را

مدارکش را

He left his sunglasses here?

His wallet

His papers


غذا روی کارایی تاثیر میذاره

Food affects performance.


غذاتون تقریبا ۲۴ دلار شد

Your meal cost about 24$

Meal = یک وعده غذا


غذای مفصلی برای دوستانم درست کردم

I cooked a large dinner for my friends.


فردا برنده خواهیم شد. (فردا از شما می بریم)

We’ll win you tomorrow, = we will win you tomorrow


فردا مصاحبه دارم

پس فردا امتحان دارم

یک روز در میان

I have an interview tomorrow.

I have a test the day after tomorrow.

Every other day


فردا مصاحبه دارم.

I have an interview tomorrow.


فرقی نمی­کنه

Makes no difference

It makes no difference


فروشنده: این یکی را امتحان کن – خریدرا: قیمتش چنده؟

Seller: Try this one – Buyer: How much is it?


فست فود اصلا دوست ندارم

I can’t stand fast food.

Stand = ایستادن، تحمل کردن


فقط به من بگویید چه کار باید بکنم، (مطمئن باشید انجام میشود)

Just tell me what to do?


فقط بیست دقیقه وقت داریم تا

خودمونو به فرودگاه برسونیم

We have only 20 minutes to get to the air port.

Get = رسیدن، تهیه کردن


فقط دو دقیقه پیاده راه است.

It’s only two minutes’ walk.


فقط مقداری گوشت مرغ در فریزر داریم

We have only some chicken in the freezer.


فقط وقت دارم یه ساندویچ هول­هولکی بلمبونم

I only have time to wolf down a sandwich.

Wolf: گرگ، بلعیدن، با ولع خوردن

Wolf down: لمباندن


فقط یک کمی غذای حاضری خوردم

I only had a little snack.


فکر خوبی است همین کار رو میکنیم

That is a great idea. Let’s do it.


فکر خوبی است! (ایده خوبیست)

That’s a great idea!


فکر کنم این غذا فاسد شده.

I think this food is spoiled.


فکر کنم بهتره یه شیشه اسپری گلو بخری.

I think you should buy a bottle of throat spray.


فکر کنم مرغ توی فر داره میسوزه

I think the roast is burning.

Roast = بریان


فکر کنم یه کمی وزن کم کرده باشم

I guess I’ve lost some weight.

Lost = loseگذشته و اسم مفعول


قبلا در شیراز زندگی می کردیم

We used to live in Shiraz.


قبلا هم سبیل داشته؟

نه تازه سبیل گذاشته

Did he have mustache before?

No, he has just grown a mustache.


قطار ده دقیقه دیر رسید.

The train arrived ten minutes late.


قلم اضافی داری؟

Have you an extra pen? Do you have an extra pen?


قهوه نخور

نوشابه گازدار نخور

Don’t drink coffee

Don’t drink coke


قیافش چطوره؟ (چه شکلیه؟)

What does he look like?


کار می­کنه؟ (بر روی من موثر بوده)

(موثر بودن یک توصیه برای کسی یا چیزی)

It works. – it works for me.


کارتان خوب بود، معادل خسته نباشید ما، بعد از مشاهده کار خوب

Well done = Good job = Great job!


کارهای زیادی هست

که تو می­تونی انجام بدی

There are many things you can do.


کاش آسانتر بود

میدونم منظورت چیه؟

I wish it were easier.

I know what you mean.


کاش میتونستم شغل بهتری پیدا کنم

I wish I could find a better job.


کامپیوتر را روشن کن

چراغ را

رادیو را

ماشین رختشویی را  (برای وسایل برقی)

Turn the computer on.

The light

The radio

The washing-machine


کانادا از چین بزرگتره

Canada is larger than china.


کایت سواری، ورزش خطرناکیه

صخره نوردی چیش خطرناکه؟

Hang gliding is a dangerous sport.

What is dangerous about rock climbing?

Glide :سرخوردن، لغزیدن


کتاب پروین گم شده است.

Parvin’s book is lost.


کتاب ریاضی­ام نیست (یعنی گم شده)

کتاب دینی­ام

کتاب زیستم

کتاب علومم

My math book is lost.

My theology book

My biology book

My science book


کتاب کی گم شده است؟

Whose book is lost?


کتابخانه مدرسه ما بالغ بر ۵۰ هزار کتاب دارد

(از ۵۰ هزار کتاب نگهداری می­کند)

Our school’s library holds over 50 thousand books.


کجا کار میکنی؟

یک کار نیمه وقت در یک پمپ بنزین دارم

Where do you work?

I have a part-time job in a gas station.


کجا گذاشتیش؟

توی جامدادیمه

Where did you put it?

It is in my pencil case.


کجا می­روی؟

کجا داشتی می­رفتی؟

What are you going?

What were you going?


کجا همدیگرو ببینیم؟

جلو در سالن تئاتر همدیگه رو می­بینیم

Where are we going to meet?

Meet us is front of the theater.


کجا یاد گرفتی اسکیت بازی کنی

Where did you learn to rollerblade?



اون یارو کجائیه؟

فوتبالیسته کجائیه؟

Where is he from?

Where is that guy from?

Where is that footballer from?


کد تماس انگلیس چنده؟

شماره رو بگیر

What is the code for Britain?

Dial the number.


کدوم برنامه تلویزیونی رو دوست داری؟

What TV program do you like?


کدوم تی­شرت رو ترجیح می­دی؟

(کدام را می­پسندی؟)

Which T-shirt do you prefer?


کسی می­دونه مدادتراش من کجاست

چتر من

پاک کن من


Any one knows where my sharpener is?  My umbrella – my eraser –

The paper punch


کسی نمی­آد – دور بزن

It’s clear. Turn round.


کلاسم ساعت ۸ شروع میشه

کارم ساعت ۸ شروع میشه

My class starts at 8.

My work starts at 8.


کلکسیون تمبر بسیار زیبایی داشتم

(سکه – گوش ماهی – کبریت)

I had a great stamp collection.

(coin, shell, match)


کم کم به آن عادت می­کنید

You will get used to it little by little.


کمد لباس جای کافی برای لباسهای من نداره

There isn’t enough closet space for my clothes.


کمرم درد می­کنه

کیسه آبجوش بزار روش

I have a backache

Put a heating pad on it.


کمی کره روی نان بمال

Spread some butter on the bread.

Spread = پخش کردن


کی دیدیش؟

When did you see him?


کی شام ماکارونی می­خورده؟ من!

Who likes to have macaroni for dinner?   …. Me!


کیا تو مراسم بودن؟

Who attended the ceremony?


کیک آماده است می توانی اجاق را خاموش کنی.

The cake is ready you can turn the oven off.


کیه؟ پشت تلفن یا پشت در

Who is that? Who’s that? Who is it?


کیه؟ من هستم علی

کیو می­خواستید (با کی کار دارید)

Who is it? It’s me, Ali

Who do you want?


گربه زبونتو خورده؟

سر زبونمه

The cat has got your tongue?

It is on the tip of my tongue.

Tip: انعام دادن، انعام، نوک، سر، ته

Has got = خورده است


گرممه! یک چیز خنک داریم؟

It’s hot! Do we have anything cold to drink?


گم نشده­ایم.

اینجا رو مثل کف دستم میشناسم

(مثل پشت دستم)

We are not lost.

I know this city like the back of my hand.

Lose = گم کردن، از دست دادن

Lost = گمشده


گمان می­کنم لباسهایمان خشک

شده اند

I think our clothes are dry.


گوشواره­های من کجا هستند؟

کفشها – جورابها – شلوار – عینک

(چیزهای جفت به شکل جمع)

Where are my earrings?

Shoes – – pants – glasses


لطف کردید به بنده زنگ زدید.

It is nice of you to ring me.

Ring = تلفن کردن، زنگ زدن، حلقه


لطفا به صندوقدار بپردازید.

Please pay the cashier.


لطفا کمربندها را ببندید

Please fasten your seat belt.


لطفا وسایلت رو جمع کن

Please pick up your things.


لیست خرید را به  من بده

کلید درب اصلی را به من بده

Give me the shopping list.

Give me the key for the front door.


ما تمام صبح مشغول خرید بودیم.

We were shopping all this morning.


ما جیمی صداش می­کنیم

We call him jimmy.


ما در آنجا منتظرش شدیم، اما تو نه

We waited there for her, but you didn’t.


ما در حال فوتبال بازی کردن بودیم.

We were playing football.


ما در حال مسابقه دادن بودیم.

We were racing.


ما دیشب در خانه بودیم.

We were at home last night.


ما سال اول و آونها سال دوم کالجند

We are freshman in college and they are sophomores.


ما معمولا جمعه ها ساعت ۱۰ بیدار میشویم

We usually get up at 10 o’clock on Fridays.


ما همیشه خوشحال هستیم ولی آنها به ندرت.

We are always happy, but they are seldom happy.


ما یک خانه دو طبقه قدیمی داشتیم

We had an old two story house.

Story = داستان، طبقه


مادر بزرگش در یک تصادف اتوبوس درگذشت

His grandmother died in a bus accident.


مادرم همیشه از ظاهرم ایراد میگیره

My mum always criticizes my appearance.


ماست و شیر کلسیم دارند،

سعی کنید بیشتر بخورید

Yogurt and milk have calcium.

Try to have more.


ماشین شما راه پارکینگ منو بسته

Your car is blocking my drive way.

Block = مسدود کردن، بند آوردن


ماشین کی آبی است؟

Whose car is blue?


ماشین مادر کی آبی است

Whose mother’s car is blue?


ماشین مادر مریم آبی است

The car of Maryam’s mother is blue.


ماشین مادر مریم آبی است (بدون of)

Maryam’s mother’s car is blue.


مال من که نیست شاید مال احمد باشد

It isn’t mine, perhaps it is Ahmad’s.


مامان روز تولد شما کی است؟

روز تولد بابا کی هست؟

When is your birthday, mom

When is dad’s birthday?


مامان، خوابم میاد

Mum, I’m sleepy.


مامان، قرص سرماخوردگی نداریم؟

Don’t we have cold pills, mum?


مامان، می­تونم برم بیرون؟

می­تونم بزنم اون کانال؟

May I go out, mum?

Can I change the channel?


مایک (مایکل) همون قد کوتاهست که جین پوشیده؟

Is Mike the short one in jeans?


متاسفم فرصت کمک کردن به شما رو ندارم. کار واجب­تری دارم

(ماهی دیگری برای سرخ کردن دارم)

Sorry, I have no time to help you.

I have other fish to fry.


متاسفم نمی توانم. (تقاضایی که انجام نباشد)

I am afraid I can’t, I am sorry I can’t.


متاسفم، تمامش تقصیر من بود.

I am sorry, It was my entire fault.


متاسفم، در ترافیک گیر افتادم

Sorry, I got stuck in the traffic.


مجبور است از بچه نگهداری کند

(بچه داری کند)

She has to babysit.


مجبور بود دوباره از اول شروع کنه

She had to start all over again.


مجبور نیستم پاسخ بدهم

دلم نمی­خواهد پاسخ بدم

I don’t have to answer.

I don’t want to answer.


مجبورم تا دیروقت کار کنم

اما آینده روشنه

I have to work till late, but the future is bright.


محصولات غیرقابل بازیافت استفاده نکنید

از محصولاتی استفاده کنید که از مواد قابل بازیافت ساخته شده­اند

Don’t use disposable products.

Use products made from recyclable materials.


محل سوختگی رو زیر آب سرد بگیر

Put the burn under cold water.


مدارک هایم را جا گذاشتم.

I left my papers.


مدرسه ما (کلاسهای) فوق برنامه نداره

Our school doesn’t have after school program.



مدرک من تو زیست­شناسیه و مدرک او تو پزشکی

I have a degree in biology and he has in medicine.


مدل موهامو عوض کرده­ام و

حالا یه جور دیگه لباس میپوشم

I’ve changed my hairstyle and

I dress differently now.


مدل موی زشتی داری

You have ugly hairstyle.


مراقب باش

(هنگام خداحافظی)

Take care

Take care of yourself


مردم مرا دیوانه می­کنند

(مرا به سمت دیوانگی می­رانند)

People are driving me crazy.


مردها قول میدهند که به زنهاشون وفادار باشند

Men promise to be loyal to their women.


مرغ خوشمزه بود

ولی ماهی بیمزه بود

The chicken was tasty,

But the fish was tasteless.


مسئله­ای نیست (مشکلی نیست)

اهمیتی ندارد (فکرشم نکن)

No problem

never mind


مسابقه تا ۲ دقیقه دیگر شروع می­شود

The race begins in two minutes.


مسافرت آرامش بخشی داشتم

ولی مسافرت اون پر از ماجرا بود

I had a very relaxing vacation, but she had a vacation that was full of adventure.


مسخره است، نه؟ (مزخرفه، نه)

It’s ridiculous, isn’t it?


مشغول انجام چه کاری بود؟

What was she doing?


مشغول انجام چه کاری بودند؟

What were they doing?


مصاحبه خوب پیش نرفت

(آنطور که میخواستم نشد)

The interview didn’t go well.


مطمئن نیستم بتوانم آنرا پاس کنم. (درسی را)

I am not sure I can pass it.


مطمئن هستم قبول نخواهد کرد

I am sure he will not accept it.


معلم اشتباهی نمره الف به من داد

The teacher gave me an A on the test by mistake.


معمولا چقدر انعام باید داد؟

How much should you usually tip?


معمولا عروس و داماد چی میپوشن؟

What do the bride and groom usually wear?

Wear = پوشیدن، پاکردن، عینک زدن


معنی اون میتونه این باشه که

اون با تو موافق نیست

It could mean he doesn’t agree with you.


معنی این لغت چیست

What is the meaning of this word?


معنی این لغت چیست لطفا؟

What is the meaning of this word, please?


مفاهیم ممکن است در فرهنگهای مختلف کمی متفاوت باشند.

Interpretations may differ a bit in other cultures.


مقداری آب در پارچ هست.

There is some water in the pitcher.


مقداری چای در قوری وجود دارد.

There is some tea in the tea-pot.


مقداری روغن توی بطری هست. (غیرقابل شمارش با فعل مفرد)

There is some oil in the bottle.


مقداری عسل در بانکه هست. (غ.ق.ش – با فعل مفرد)

There is some honey in the jar.


مقداری عسل روی موزها بریز

Pour some honey over the bananas.


ممکن است از کلاس بیرون بروم.

May I leave the classroom?


ممکن است اینجا بنشینم؟ اجازه دارم؟

May I sit here? = can I sit here?


ممکن است با آقای ایکس صحبت کنم؟ خیلی فوری است.

May I speak to Mr. X? It is very urgent.


ممکن است بیایم داخل؟ اجازه دارم داخل شوم؟

May I come in? Can I come in?


ممکن است تلویزیون را کم کنی

ممکن است تلویزیون را زیاد کنی (برای وسایل برقی)

Would you turn up the TV?

Would you turn down the TV?


ممکن است چراغ را روشن و رادیو را کم کنم؟

May I turn on the light and turn the radio down?


ممکن است داخل شوم؟

می­تونم بیام تو؟

می­توانم سئوالی بپرسم؟

May I come in?

May I have a question?


ممکن است کمکم کنید؟

حتما (با کمال میل)

بله، البته

البته که نه

May you help me?

Sure, yes of course,

Of course not


ممکنه صدای ضبط صوتت رو کم کنی؟

Would you mind turning your stereo down?

Turn down = کم کردن


من آستیگماتم. تو چطور؟

اما من مشکلی ندارم

I have astigmatism. What about you?

But I have no problem.


من از پیاز متنفرم (بدم می­آید)

از بادمجان – از شیر – از شلغم و … بدم می­آید

I hate onions.

Eggplants, milk, turnips


من از ناهار خیلی لذت بردم.

I enjoyed the lunch very much.


من اغلب دیر به خانه نمیروم

I don’t often go home late.


من اغلب صبحهای زود از خواب بیدار می شوم

I often get up early in the morning.


من با آنها به انگلیسی صحبت کردم

I spoke to them in English.


من باید مطالعه کنم

ولی نموتونم تمرکز کنم

I need to study,

but I can’t concentrate.


من به زحمت می توانم عربی صحبت کنم.

I can hardly speak Arabic.


من بی پولم. پولهاتو چطور خرج میکنی؟

I’m broke. How do you spend your money?


من بیدارم، ساعت چنده؟

I am awake, what time is it?

I am awake, what is the time?


من تا به حال اونجا نرفته­ام

(آنها می­گویند من تا به حال آنجا نبوده­ام)

I’ve never been there.


من تازه به این محل اسباب کشی کردم

قبلا شیراز بودم

I just moved in this area. I was in Shiraz before.


من جدا باید سیگار کشیدن رو کنار بذارم

I really have to stop smoking

I must really give up smoking.

Give up = متوقف کردن


من خونه بغلی زندگی میکنم

همسایه جدید شما هستم

I live next door. I’m your new neighbor.


من خیلی فراموشکارم به همین دلیل

ریاضیم افتضاحه

I’m very forgetful so I’m terrible at math.

So: قبل از فاعل بنابراین، بطوریکه

So: قبل از صفت خیلی زیاد


من دارم با تلفن صحبت میکنم

I’m on the phone.


من دندون مصنوعی ندارم

این دندون خودمه

I haven’t false teeth,

They are my own teeth.

False = اشتباه، غلط، مصنوعی


من سال سوم دبیرستانم و اون سال آخره

I’m a junior and he is a senior in high school.


من طرفدار پروپاقرص رونالدینیو هستم

I’m a real fan of Ronaldinho.


من عاشق امتحان کردن چیزهای جدیدم

I love to try new things.


من فیزیکم خوب است و او در زدن پیانو مهارت دارد.

I am good at physics and he is good at playing piano.


من گواهینامه رانندگی ندارم

I haven’t got a driver’s license.

Have got = داشتن

Have got  را با haven’t منفی میکنیم نه با don’t


من معمولا هر روز او را در خیابان می بینم

I usually see him in the street every day.


من نزدیک بین هستم.

ولی پدرم دوربینه

I’m short sighted,

but my father is long sighted.

Sight = بینایی، قدرت دید


من هستم – من بودم

It’s me = It is me


من همسایه جدید شما هستم

آپارتمانتون راحته؟

I’m your new neighbor.

Is your apartment convenient?


من همیشه یک هفته درمیان به او سر میزنم

I always stopped by her every other week.


من یک شاگر خارجی هستم

I am a foreign student.


منزل بنده نبش خیابونه

My house is on the corner of the street.


منظورت چیه؟

What do you mean?


منظوری نداشتم شما را ناراحت کنم.

I didn’t mean to upset you.


مواظب باش نیاندازیش

اون شکستنیه

Try not to drop it.

It’s fragile.

Drop = انداختن، ریختن، چکاندن


مواظب باش! احتیاط کن؛ بپا

Be careful! – watch out!



آره هستم (موافقم)

نه نیستم (موافق نیستم)

Do you agree?

Yes, I do.

No, I don’t.


موضوع چیه؟ خسته به نظر می­رسی

What’s the matter? You look tried.


موقع گرمازدگی چه کار باید کرد؟

مایعات زیاد بخور

What should you do when you are heatstroke?

Drink lots of liquids.


موقعیکه داشتم در ساحل شنا میکردم

یه نفر لباسهای منو دزدید

Someone stole my clothes while I was swimming at the beach.

Stole =  ، دزدیدsteal گذشته

Steel = فولاد

Still = هنوز


موهات وزوزی و بلونده

You have curly blond hair.


مهم نیست

It’s not important.


میتونم برم بیرون؟ (مودبانه تر)

May I be excused?


میتونی بلیط هواپیمای غیرقابل پس­دادن بخری

You can buy non refundable plane ticket.


می­تونی سه مورد دیگه به این فهرست اضافه کنی

Can you add three more items to this list?


میتونی هجیش کنی؟

چطور آن را هجی میکنند؟

Can you spell it?

How do they spell it?


میتونی یک راز را نگه داری؟

Can you keep a secret?


می­تونی یه کمی در مورد ایران برام بگی

(درباره کشورت)

Can you tell me a little about Iran?

(about your country?)


میخواد تو سن کم بازنشسته بشه

He’d like to retire at an early age.


میخواست دکتر بشه

ولی الان مهندسی میخونه

She wanted to be a doctor,

But she is studying engineering now.


میخوام آلبرت رو معرفی کنم

I would like to introduce Albert.


میخوام برم یک نمایش کمدی ببینم

خیلی وقته یه تئاتر ندیدم

I’m going to see a comedy act.

It’s a long time I haven’t seen a play.


می­خوام به یه حراج خونگی برم

I’m going to go to a garage sale.


می­خوام تو یک رویداد ورزشی شرکت کنم

(مسابقه بدم)

I’m going to compete in a sport event.


می­خوام وام دانشجوییم رو پس بدم

I want to pay off my student’s loan.


می­خواهم چند تا طناب بزنم

I am going to do some ropes.


می­خواهیم تولد  پدر بزرگ را جشن بگیریم

مادربزرگ ، مادر، پدر

We are going to celebrate grandpa’s birthday. – grandma – mum – daddy


می­خوای بپوشی؟ (امتحانش کنی؟)

Would you like to try it on?

(Would you likeدوست دارید =)


می­خوای چکار کنی؟

(چه برنامه­ای داری؟)

What are you planning to do?


می­خوایم پول جمع کنیم (گلریزون)

We want to have a fund – raiser.

Fund – raise = اعانه جمع کردن


میدونستی هفته دیگه نوروزه؟

Did you know next week is Noruz?

The next = نفربعد، سئوال بعد


میدونم که دوران سختی رو پشت سر میذاری

I know this is a very difficult time for you.


میدونم منظورت چیه

ولی شغل من استرس بیشتری داره

I know what you mean,

But my job is more stressful.


میدونید مغازه ها چه ساعتی باز میکنند؟

Do you know what time the shops open?


میز آشپزخانه گرد است. (با of)

The table of the kitchen is round.


میز آشپزخانه گرد است. (بدون of)

The kitchen table is round.


میشه یادم بدی؟

فقط مثل من انجام بده

Can you give me some lessons?

Just follow me.


ناخن­هایت را نخور

چشمهایت را نخاران

Don’t bite your fingernails.

Don’t rub your eyes.


نباید به شایعات گوش میکردی و نباید به اون دامن میزدی

You shouldn’t have listened to gossip and you shouldn’t have passed it on.

Pass on = به چیزی پرداختن و یا دامن زدن


نخ دندان کشیدی؟

مسواک زدی؟

Did you floss your teeth?

Did you brush your teeth?


نزدیکترین خودپرداز کجاست؟

Where is the nearest cash machine?

ATM = Automated telling machine


نشونی­های کیو داری می­دی؟

Who are you describing?


نظراتتو برای کلاس بخون

Read your ideas to the class


نظرت درباره فیلم­های ترسناک چیه؟

What do you think of horror films?


نقاشیهایش به مبلغ هشتادهزار دلار به فروش رفتند

Her paintings have sold for as much as 80000$.

Sell = فروختن sold = فروخته شده


نگران نباش _ همه چیز درست می­شود

Don’t worry, everything will be ok.


نگران نباش، همه چیز درست میشود.

Don’t be nervous, everything will be ok.


نمره هام خیلی خوب نیستند. فقط تعداد کمی از دانش­آموزان در درس فیزیک نمره کامل گرفتند.

My grades aren’t very good. Only few students got a perfect score in physics


نمی دانم

اطلاع ندارم، نظری ندارم، عقیده ای ندارم

I don’t know.

I have no idea.


نمی­توانم  وزنم را کم کنم

(هرکاری میکنم وزنم کم نمی­شود)

I can’t lose weight.


نمی­توانی نظرم را عوض کنی

You can’t change my mind.


نمیتونم از پس خرید یه ماشین بربیام

I can’t afford to buy a car.


نمی­تونم تحملش کنم. خسته­ام کرده

(خسته شدم)

I can’t stand him. He made me tired.

(I got tired)


نمیدونم این ترم چه کلاسهایی بگیرم

I don’t know what classes to take this semester.


نمی­فهمم (منظورت را نمی­فهمم)

نشنیدم (حواسم نبود یا یواش گفتی)

I don’t understand

I didn’t hear you.


نوبت کیست؟

نوبت اوست.

نوبت من است.

Whose turn is it?

It is her turn

It’s my turn


نوبت کیه؟ …… نوبت من است.

Whose turn is it? …. It’s my turn.


نوشیدنی چیزی میل دارید (برایتان بیاورم)

چیزی می­خورید (برایتان بیاورم)

Can I get you something to drink?

Can I get you something to eat?


نه من اینطور فکر نمی­کنم

بله فکر می­کنم همینطوره

No, I don’t think so.

Yes, I think so.


نیل طولانیترین رود دنیاست

The Nile is the longest river in the world


واسه خشکی پوست چی داری؟

یک کرم نرم کننده

What do you have for dry skin?

A moisturizer cream.

Moisture = نم ؛ رطوبت


واسه سرماخوردگی یه کمی روغن رو قفسه سینه­ت بمال

Rub oil on your chest for a cold.

Chest = سینه، صندوق


واسه گلودرد یه درمان خونگی خوب دارم

I have a good home remedy for a sore throat.

Sore = درد


واقعا ارزش دیدن رو داره

It’s really worth seeing.


واقعا تغییر کردی!

You’ve really changed!


والدینش امیدوار بودند او پزشکی بخواند.

Her parents hoped she would study medicine.

Would = گذشته will


ورزش می­تونه قد تو بلند کنه

Exercise can increase your height.


وسایل نقلیه عمومی باید بیشتر بشن.

There should be more public transportation.


وقت خوابه ، وقت بیدار شدنه

It’s time to sleep. It’s time to get up.


وقت داری باهم گپ بزنیم؟

من فقط چند دقیقه وقت دارم

Do you have time to chat?

I have only a few minutes.


وقتم خیلی پره

ساعت چهار و نیم بیا دنبالم

I’m pressed for time,

Pick me up at 4:30.


وقتی آنها رفتند، هوا داشت تاریک میشد.

When they went, It was getting dark.


وقتی استرس داری چه کار میکنی؟

یه نفس عمیق میکشم

What do you do when you feel stressed?

I take a deep breath.

Some deep breathes = چند تا نفس عمیق


وقتی داشتم از پارکینگ می­اومدم بیرون زدم به ماشین یه نفر

I hit someone’s car when I was leaving a parking lot.

Parking lot = پارکینگ

Leave = محلی را ترک کردن، بیرون آمدن، باقی گذاشتن، به ارث گذاشتن، جا گذاشتن


وقتی سردرد داری چیکار می­کنی؟

What do you do when you have a headache?


وقتی می­خواهی بری مهمونی چی می­پوشی؟

What do you wear when you dress up?

Dress up = بهترین لباس را پوشیدن


وقتی همدیگرو می­بینن دست می­دن.

(یعنی اینجا رسم این است)

They shake hands when they meet.


هر روز چند وعده میوه می­خوری؟

How many servings of fruit do you have a day?


هر روز ویتامین می­خوری؟ بله

ولی ممکنه ضرر داشته باشه

Do you take vitamins every day? yes

But it may be harmful


هر وقت به آنجا می رفتم، او مشغول کار بود.

Whenever I went there, he was working.


هرچند وقت به چند وقت به مادر بزرگت سر می­زدی؟

Drop by معادلی برای stop by

How often did you drop by your grandmother?


هرشب بعد از شام یک قرص بخورید

Take one pill every night after dinner.


هم اتاقیش رات میده تو

(نگران نباش)

His roommate will let you in.

Let in (into) = اجازه داخل شدن دادن


هم ترسناکه و هم لذت بخشه

(مثل ترنهای شهر بازی)

It is both fun and scary.

Scary =  ترسناک


هم کلام شدن با اون خیلی عالی بود

(خیلی لذت داشت)

It was great talking with him.


همان جا بمانید. می­آیم شما را می­آورم

Stay there; I’ll come and pick you up.


همانطوریکه قدم میزدند من در حال صحبت با آنها بودم.

I was speaking to them as they were talking.


همکلاسیم رو دیدم که توی امتحان تقلب میکرد

I saw my classmate cheating on the exam.


همه این داستان علمی تخیلی رو دوست خواهند داشت.

Everyone will love this science fiction adventure story.


همه چیز خوب پیش می­رود.

Things are going great.

Everything is ok.


همه سالاد الویه دوست دارند

(کیه سالاد الویه دوست نداشته باشه)

Everyone likes potato salad.


همیشه می­تونی رژیم بگیری

(یعنی نباید ناامید شد)

You can always go on a diet.


همین الان می­آرمش

I’ll bring it right away


همین حالا باید عذرخواهی کنی

You should apologize right away.

Right away = همین حالا، فورا

Right = درست، حق، زاویه قائم، روی پارچه


هنوز خیلی کار داره تا آماده شدن

It needs a lot of work.


هوا بارانی است

هوا برفی است

هوا مه آلود است

It’s rainy.

It’s snowy.

It’s foggy.


هوا در حال سرد شدن است. (داره سرد میشه)

It is getting cold.


هوا دیشب خیلی سرد بود.

It was very cold last night.


هوا طوفانی­تر از اونه که هواپیماها بتونند پرواز کنند

It is too stormy for planes to fly.

Too:قبل از صفت؛ خیلی بیش از حد

Too: آخر جمله؛ همچنین، هم ، نیز



هوای شهر بسیار آلوده است.

There is too much air pollution in the city.

Too much = خیلی خیلی


هیچ راه حلی برای این مشکل داری؟

Do you have any solution for this problem?


هیچ روغنی در بطری نیست.

There isn’t any oil in the bottle.


هیچ غذایی در خانه نیست،

باید برویم خرید

There is no food in the house.

We have to go shopping.


هیکلت خیلی روفرومه. هر روز ورزش میکنی؟

You are really fit. Do you exercise every day?


یاد گرفتنش مثل آب خوردنه

(به آسانی خوردن کیک است)

Learning it is as easy as a pie.


یک دقیقه صبر کنید

یک لحظه صبر کنید

Wait a minute please

Wait a moment please


یک دوستی از من پول قرض گرفت و برنگردوند

A friend borrowed money from me and didn’t return it.


یک رستوران خوب در این خیابان هست

There is a good restaurant on this street.


یک فهرست تنظیم کن = یک فهرست تهیه کن

Make a list.


یک لطفی در حق من می­کنید؟

Would you do me a favor?


یک مقدار پول پس­انداز کرده ام.

خوش به حالت!

I’ve saved some money.

Lucky you!


یک موز رو به قطعات کوچک ببر

Cut a banana in to small pieces.


یک ویلا در شمال اجاره کرده­ایم

جدی میگی

We have rented a condominium in north. Do you mean it?

Condominium = آپارتمان اشتراکی


یکی از دوستام همیشه موهاش درهم و برهمه

A friend of mine always has messy hair.

Mine = ضمیر ملکی مال من


یکی پشت در است

Somebody is at the door.


یکی زنگ زد با برادرت کار داشت

Someone calls for your brother.


یه توریست که می­آد تهرون دیدن چیو نباید از دست بده؟ بازار

What shouldn’t a visitor of Tehran miss? Bazaar.

Miss = دوشیزه، دلتنگ شدن، از دست دادن


یه چیز نظرم رو جلب کرد

من که چیزی نظرم رو جلب نکرد

There is one thing I noticed.

There is nothing I notice.

Notice = توجه کردن، دیدن، شنیدن


یه چیزی واسه آفتاب سوختگی میخوام

یه مقدار پماد روش بمال

I need something for sunburn.

Rub some ointment on it.


یه رستوران ژاپنی خوب همین نزدیکیا بلدم

I know a nice Japanese restaurant near here.


یه کمی تند (مزه) شده

It’s a bit spicy


یه کمی کارهای خونه رو انجام می­ده.

He is doing a few household chores.


یه مقدار دارو از داروخانه بگیر

Get some medicine from the drugstore.

۲۲ نکته مهم در آموختن زبان انگلیسی

این روزها آموختن زبان انگلسیی را دیگر نمی شود امری تفننی در نظر گرفت. در بیشتر رشته های تحصیلی این مسأله امری ضروری و در مورد بسیاری از زمینه های شغلی، این موضوع دارد از امتیاز به امری لازم تبدیل می شود. به این موضوع منابع بی شمار اینترنتی را هم اضافه کنید که در صورت آشنایی با انگلیسی، می تواند در اختیار ما قرار بگیرد. همه این موارد می تواند باعث شود تا تک تک ما انگیزه بالایی برای آموختن زبان انگلیسی داشته باشیم و البته دست به تلاش هایی هم دراین زمینه بزنیم اما متأسفانه بسیاری از تلاش های ما در این زمینه به نتیجه مطلوب نمی رسد و البته دلیل آن نیز اشتباهاتی است که مرتکب می شویم. آشنایی با برخی نکات می تواند از این اشتباهات پیشگیری کرده و احتمال موفقیت ما را افزایش دهد.

بقیه در ادامه مطلب …

دانلود رایگان مقاله

۱- نداشتن هدف روشن برای یادگیری، یکی از آفت هاست که البته معمولاً باعث ناامیدی هم می شود. برای خودتان اهدافی تعریف کرده وزمانی که به آن می رسید، برای خودتان تشویقی در نظر بگیرید، با روشن کردن اهدافتان می توانید این غول را به قسمت های کوچک تر تقسیم کرده و بدین ترتیب راحت تر بر هر قسمت غلبه کنید.

دانلود رایگان مقاله

۲- خیلی افراد حسرت این را می خورند که چرا زودتر شروع به یادگیری نکردند؛ مثلاً سال های کودکی و دائم با خود تکرار می کنند که سن مناسب برای آموزش، فلان سن است و من دیر شروع کردم و… درست است که شروع آموختن در سنین پایین یکی از عواملی است که می تواند به تسریع این فرآیند کمک کند اما یادتان باشد مهم تر از شروع در کودکی، استفاده از روحیه کودکان در زمان آموختن است. اعتماد به نفس داشته باشید و از حداقل هایی که تا به حال آموخته اید نیز حتماً استفاده کنید، نا امید نشده و به راهتان ادامه دهید.

دانلود رایگان مقاله

۳- در مورد استفاده از روش های مختلف زبان نیز دو اشتباه رایج وجود دارد. بعضی برای مدتی طولانی تنها از یک روش استفاده می کنند؛ با این کار معمولاً بخشی از قابلیت های آنها هیچ وقت پیشرفت نمی کند. برخی نیز دائم از یک روش سراغ روشی دیگر می روند. این افراد معمولاً قبل از اینکه فرصت استفاده و بهره برداری از روشی را به خود بدهند تغییر مسیر داده و در نتیجه همیشه بخشی از قابلیت روش های مختلف را از دست می دهند. حرکت در مسیری میانه شاید مثمرثمرتر باشد.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۴- بسیاری از افراد تصور می کنند که حتماً باید از کلاس های زبان بیرون استفاده کنند تا موفق شوند. واقعیت این است که چنین بایدی وجود ندارد اما خب، نکته ای که وجود دارد این است که داشتن همراه در زمان یادگیری می تواند انگیزه را تا حدی تقویت کرده و به شما انرژی برای ادامه مسیر را بدهد.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۵- اگر قرار باشد همیشه به آن بخش هایی که هنوز یاد نگرفته اید فکر کنید، ناامیدی نتیجه منطقی ماجراست. سعی کنید همیشه نیمه پر لیوان را ببینید تا اعتماد به نفس لازم برای استفاده از آموخته ها را داشته باشید.

۶- نگرانی از اشتباهاتی که ممکن است مرتکب شوید؛ اگر به پیدا کردن اشتباه باشد که شما هم می توانید از استادان زبان انگلیسی زمان صحبت کردن غلط بگیرید. یکی از موانع مهم بر سر راه آموختن زبان، تمرکز بر اشتباه نکردن است. در عوض تمرکز بر این موضوع سعی کنید تجربه کنید. فراموش نکنید که فرآیند یادگیری زبان در مورد شما شبیه آموختن زبان برای بار اول در کودکان است. سعی کنید همان طور که به اشتباهات بچه ها در حرف زدن می خندید، به اشتباهات خود نیز بخندید و به خودتان اجازه تجربه بدهید.
۷- همیشه اطراف ما افرادی هستند که استاد آیه یأس خواندن هستند. در مورد آموزش زبان هم البته این افراد کوله باری از تجربیات شکست خورده دارند تا با گفتن آنها، حسابی شما را ناامید کنند. در زمان مواجهه با این افراد شاید بد نباشد کمی هم ناشنوا باشید.
۸- سعی کنید برنامه های ثابت و روتین برای تمرین زبان بگذارید، البته آفت برنامه های روتین، تکراری شدن و در نتیجه کم شدن انگیزه برای انجام آنهاست. اما یکی از گزینه های خوب برای تمرین که البته این آفت را هم ندارد، نوشتن خاطرات روزانه به انگلیسی است. هم تنوع خوبی دارد، هم تکراری نیست و هم می تواند بهانه ای باشد تا کلی لغت جدید یاد بگیرید.
۹- خواندن چند صفحه مطلب به انگلیسی در مورد یک موضوع معمولاً جذابیت زیادی برای ما که انگلیسی زبان دوممان است، ندارد؛ باعث خستگی شده و معمولاً آن طور که باید هم نمی توانیم لغات جدید یاد بگیریم. در عوض خواندن چند مطلب کوتاه در مورد موضوعات متنوع می تواند هم جالب تر باشد و هم آموزنده تر.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۱۰- در عوض اضافه کردن دائم تعداد لغاتی که یاد گرفته اید، سعی کنید از آنها در موارد مختلف استفاده کنید. یکی از نقاط ضعفی که بیشتر افراد دارند این است که نمی توانند جملات ساده و معمولی را به سرعت ساخته و ازآن استفاده کنند.
۱۱- اشتباهی که برخی افراد مرتکب آن می شوند این است که لغات را به شکل لغتنامه ای یاد می گیرند؛ هر لغت به صورت جداگانه و خارج از جمله. این کار باعث فراموش شدن سریع لغات شده و البته استفاده از آنها درجمله را نیز دشوار می سازد. سعی کنید لغات را در جمله ویا به صورت عبارت معنادار یاد بگیرید تا هم دیرتر فراموش کنید وهم بهتر بتوانید از آنها استفاده کنید.
۱۲- فراموش نکنید که یادگیری زبان شامل مهارت های مختلفی از جمله گوش دادن، حرف زدن، خواندن و نوشتن است. برای بالا بردن قابلیت های خود دراین حوزه ها لازم است منابع شما نیز گسترده باشد. کتاب های آموزشی، داستان، روزنامه، مجله، فیلم، کارتون، اخبار و منابع اینترنتی از جمله مواردی هستند که می توانند به شما در آموختن کمک کنند.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۱۳- استفاده از فیلم های زبان اصلی این روزها برای آموزش زبان زیاد شده است. در زمان استفاده از این منابع به چند نکته توجه داشته باشید. فیلمی که شما داستان آن را از حفظید و به زبان فارسی دیده اید معمولاً خیلی توجه شما را به خود جلب نکرده و البته از نظر آموزشی چندان اثری ندارد. اگر قرار باشد از زیرنویس دیالوگ ها را بخوانید، معمولا نیمی از حواس شما متوجه آن شده و تمرکزی روی آنچه می شنوید ندارید. به این ترتیب اثر گذاری استفاده از این روش باز می تواند کاهش پیدا کند. زمانی دیدن فیلم برای تقویت گوش دادن می تواند مفید باشد که شما حداقل ۶۰-۵۰ درصد لغاتی که در فیلم استفاده می شود را بتوانید تشخیص دهید و گرنه چندان امیدی به این روش نداشته باشید.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۱۴- اگر قرار باشد دائم از دیکشنری انگلیسی به فارسی و برعکس استفاده کنید، مطمئن باشید که پیشرفت چندانی نکرده و شاید دایره لغات شما افزایش یابد اما معمولاً در استفاده از آن ناتوان خواهید ماند. از لغت نامه های انگلیسی به انگلیسی استفاده کنید و به ذهن خود اجازه دهید تا بدین ترتیب بین لغات مختلف بتواند رابطه برقرار کند. این کار امکان استفاده از لغات را می تواند افزایش دهد.
۱۵- واقعیت این است که تا زمانی که شما به زبان انگلیسی فکر نکنید نمی توانید به این زبان به خوبی صحبت کنید. سعی کنید گاهی اوقات برنامه ریزی های روزانه تان را به زبان انگلیسی انجام دهید و یا داستان هایی برای خودتان به این زبان تعریف کنید. زمانی هم که می خواهید صحبت کنید، سعی کنید حتی شده با ساده ترین لغات جملات خود را بسازید اما اول به فارسی فکر نکرده و آن را ترجمه نکنید.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۱۶- یکی از بهترین روش های یادگیری و شاید هم موثرترین آنها، این است که آنچه تا به حال یاد گرفته ایم را به دیگران یاد بدهیم. اگر بتوانید برای خودتان شاگرد پیدا کنید، فوق العاده است.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۱۷- پشتکار یکی از این موضوعاتی است که افراد همیشه آن را دست کم می گیرند. نمونه بارز آن هم افرادی هستند که تا می بینند یادگیری سخت شده، سریع می گویند من استعدادش را ندارم. اما در بیشتر موارد این افراد تنها پشتکار آن را ندارند. یادتان باشد آموختن زبانی جدید نیاز به تمرین زیادی دارد، شاید برای سال ها، پس ادامه دهید و ناامید نباشید!

۱۸- سعی کنید به روش های مختلف تمرین کنید تا برایتان تکراری نشود. نوشتن جملات و عبارات روی کاغذهایی کوچک و همراه داشتن آنها و خواندن در طول روز یکی از روش های رایج است. نوشتن این موارد روی کاغذ و چسباندن آن روی در یخچال، آیینه اتاق و نقاط دیگری که جلوی چشمان شما باشد از دیگر روش ها دراین زمینه می تواند باشد.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۱۹- اگر قرار نیست امتحان تخصصی گرامر بدهید،بهتر است کلاً از این بخش صرف نظر کرده و اصلاً سراغ آن نروید. آخر خودتان انصاف دهید، شما برای یادگیری زبان فارسی مگر ابتدا دستور زبان یاد گرفته اید که حالا برای زبان انگلیسی سراغ گرامر رفته اید؟

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۲۰- روش اشتباه دیگری که وجود دارد این است که افراد جمله ای را به انگلیسی شنیده و سپس آن را تکرار می کنند. این کار معمولاً ذهن را چندان فعال نکرده والبته یادگیری زیادی به دنبال ندارد. در عوض این کار سعی کنید بعد از گوش دادن، جمله را با لغاتی که خودتان بلدید تکرار کنید، آن را خلاصه کرده و یا در مورد آن سؤالاتی بسازید.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۲۱- معمولاً بسیاری از افراد به این نکته توجه ندارند که تلفظ برخی لغات، دیکته و حتی لغاتی که استفاده می شود، در بین ملیت های مختلفی که به زبان انگلیسی صحبت می کنند، با یکدیگر متفاوت است و البته بدون توجه به این نکته، از منابع مختلف استفاده می کنند.

نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی

۲۲- این روزها که البته ارتباطات آسان تر شده و البته امکان سفر هم بیشتر، اگر بتوانید برای خودتان موقعیت هایی را فراهم کنید تا با افرادی که فارسی بلد نیستند، انگلیسی صحبت کنید، تمرین خوبی است.

داستان کوتاه انگلیسی همراه باترجمه فارسی

هدایایی برای مادر

Four brothers left home for college, and they became successful doctors and lawyers and prospered. Some years later, they chatted after having dinner together. They discussed the gifts that they were able to give to their elderly mother, who lived far away in another city.

The first said, “I had a big house built for Mama. The second said, “I had a hundred thousand dollar theater built in the house. The third said, “I had my Mercedes dealer deliver her an SL600 with a chauffeur. The fourth said, “Listen to this. You know how Mama loved reading the Bible and you know she can’t read it anymore because she can’t see very well. I met this monk who told me about a parrot that can recite the entire Bible. It took 20 monks 12 years to teach him. I had to pledge them $100,000 a year for 20 years to the church, but it was worth it. Mama just has to name the chapter and verse and the parrot will recite it.” The other brothers were impressed.
After the holidays Mama sent out her Thank You notes. She wrote: Dear Milton, the house you built is so huge. I live in only one room, but I have to clean the whole house. Thanks anyway.

Dear Mike, you gave me an expensive theater with Dolby sound, it could hold 50 people, but all my friends are dead, I’ve lost my hearing and I’m nearly blind. I’ll never use it. But thank you for the gesture just the same.

Dear Marvin, I am too old to travel. I stay home, I have my groceries delivered, so I never use the Mercedes … and the driver you hired is a big jerk. But the thought was good. Thanks.

Dearest Melvin, you were the only son to have the good sense to give a little thought to your gift. The chicken was delicious. Thank you.”

هدایایی برای مادر
هدایایی برای مادر

هدایایی برای مادر

چهار برادر ، خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و دکتر،قاضی و آدمهای موفقی شدند. چند سال بعد،آنها بعد از شامی که باهم داشتند حرف زدند.اونا درمورد هدایایی که تونستن به مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد ،صحبت کردن.

اولی گفت: من خونه بزرگی برای مادرم ساختم . دومی گفت: من تماشاخانه(سالن تئاتر) یکصد هزار دلاری در خانه ساختم. سومی گفت : من ماشین مرسدسی با راننده کرایه کردم که مادرم به سفر بره.
چهارمی گفت: گوش کنید، همتون می دونید که مادر چقدر خوندن کتاب مقدس رو دوست داره، و میدونین که نمی تونه هیچ چیزی رو خوب بخونه چون جشماش نمیتونه خوب ببینه . شماها میدونید که مادر چقدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و میدونین هیچ وقت نمی تونه بخونه ، چون چشماش خوب نمی بینه. من ، راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که میتونه تمام کتاب مقدس رو حفظ بخونه . این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفت. من ناچارا تعهد کردم به مدت بیست سال و هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه. برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن.
پس از ایام تعطیل، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت: میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه .من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمییز کنم.به هر حال ممنونم.

مایک عزیز،تو به من تماشاخانه ای گرونقیمت با صدای دالبی دادی.اون ،میتونه پنجاه نفرو جا بده ولی من همه دوستامو از دست دادم ، من شنوایییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام .هیچ وقت از اون استفاده نمی کنم ولی از این کارت ممنونم.

ماروین عزیز، من خیلی پیرم که به سفر برم.من تو خونه می مونم ،مغازه بقالی ام رو دارم پس هیچ وقت از مرسدس استفاده نمی کنم. راننده ای که کرایه کردی یه احمق واقعیه. اما فکرت خوب بود ممنونم

ملوین عزیزترینم، تو تنها پسری بودی که درک داشتی که کمی فکر بابت هدیه ات بکنی. جوجه خوشمزه بود. ممنونم.